تبلیغات
موجودات فضایی - ساختار بشقاب پرندها
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ساختار بشقاب پرندها

ساختار بشقاب پرندها

 

نظریه مغناطیس متضاد

همانطور که قبلا توضیح دادیم تنها فرق ماده با پاد ماده در اختلاف بار الکتریکی آنهاست به این معنی که پاد پروتون بار منفی و پاد الکترون یا همان پوزیترون بار مثبت دارد ، در این وضعیت هیدروژن و پاد هیدروژن یکدیگر را در کنار هم تحمل نخواهند کرد و با یکدیگر واکنش نشان داده و ذرات با هم ادغام میشوند . اگر چنین باشد ماده و پاد ماده در عالم میبایست مدتها پیش در هم ادغام و عالم منهدم می شده است ، ولی تا به امروز اینچنین اتفاقی روی نداده ، علت آن چه میتواند باشد ؟

زمانی که پاد ماده متراکم شده و اجرام سماوی و کهکشانها را تشکیل میدهد مسلما میادین الکتریکی و مغناطیسی نیز پدیدار خواهند شد ، مغناطیسی که توسط پاد ماده پدیدار میشود مغناطیس متضاد نامیده میشود به این معنی که این مغناطیس متضاد به جای اینکه آهن ماده را جذب کند ، آن را دفع مینماید و در عوض آهن پاد ماده را جذب خواهد کرد و به این دلیل توده‌های ماده و پاد ماده در عالم همدیگر را دفع و تصادمی مابین آنها پدیدار نمی شود البته این مسئله در حد یک حدس و گمان است چرا که در این صورت امواج الکترومغناطیس تولید شده توسط پاد ماده در هنگام گذر از میادین گرانشی قوی ماده ، بجای اینکه به طرف مرکز گرانش انحراف پیدا کنند به طرف خارج آن منحرف خواهند شد و تا به امروز چنین پدیده‌ای مشاهده نشده است ، هرچند که در کیهان مناطق ظاهرا تهی کشف شده است و چنین پنداشته میشود که ماده در آنها حضور ندارد و ممکن است این مناطق در ظاهر تهی ، محل حضور پاد ماده باشند که نور منتشره از آنها در کیهان به علت وجود نیروی دافعه با ماده پراکنده شده و به این خاطر کم انرژی و تهی به نظر برسند . به هر حال اگر چنین فرض کنیم که مغناطیس متضاد وجود دارد میتوان چنین فرض کرد که درون بشقاب پرنده ، هسته‌ای دوار با بار الکتریکی منفی و در بیرون آن بار الکتریکی مثبت وجود دارد . بعضی مشاهدات نشان داده است که اشیایی همچون عینک و سگک کمر بند و ساعت و اسلحه و ...  در کنار بشقاب پرنده‌ها داغ و سوزان شده و همچنین رانده و پرتاب میشوند که نشان از تولید این نوع مغناطیس بخصوص و القای الکتریکی آن است . هرچند که علت این پدیده میتواند به علت فرکانس بالای میدان الکترومغناطیسی پیرامون بشقاب پرنده نیز باشد که بر فلزات القا میشود و علت رانش و پرتاب ، همان گرانش منفی یا جاذبه متضاد باشد .

 مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیه‌ای با تابش کم انرژی دیده می‌شود .

به تازگی دانشمندان دانشگاه مینسوتا مقاله‌ای در نشریه «استروفیزیکال» (Astrophysical Journal) منتشر کردند و توضیح دادند که حبابی خالی از هر چیز را در کیهان کشف کرده‌اند . خالی از هرگونه ماده مانند کهکشان ، سحابی ، سیاه چاله و حتی خالی از ماده تاریک .

در این بررسی که در آن از «آرایه عظیم تلسکوپ‌های رادیویی» (VLA) استفاده شد ، دانشمندان به اختلاف دمایی اندکی در محدوده خاصی از پس زمینه کیهانی برخوردند . VLA قادر است اختلاف دمایی در حدود یک میلیونیوم درجه سانتیگراد را آشکار کند .

فاصله این حباب خالی از ما نزدیک به یک میلیارد سال نوری است . برخورد با چنین بخش‌های «خالی» چندان دور از انتظار نبود اما ابعاد این حباب خیلی بزرگ است . چنان عظیم که در هیچیک از شبیه سازی‌های کامپیوتری ، مشابه آن پیش بینی نمی‌شد و این باعث شگفتی همگان شده است .

مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیه‌ای با تابش کم انرژی دیده می‌شود .

این یافته‌ها در پروژه «بررسی تمام آسمان» با آرایه عظیم VLA در قالب طرح NVSS به دست آمده است . در این بررسی ، دانشمندان به صورت اتفاقی به کم شدن معنادار تعداد کهکشان‌های واقع در منطقه‌ای از صورت فلکی «نهر» برخوردند .

با بررسی این ناحیه به وسیله ماهواره WMAP در سال ۲۰۰۴ در طول موج پس زمینه کیهانی ، این نتیجه به دست آمد که بخشی کم انرژی منطبق بر آنچه VLA یافته بود در آن منطقه قرار دارد . به این دلیل نام این منطقه را  « لکه سرد » ( WMAP cold spot ) گذاشته‌اند . به نظر می‌رسد عامل اختلاف سطح انرژی در پس زمینه کیهانی در این منطقه ، نبود ماده باشد . "

اینک میتوانیم چنین فرض کنیم که در این مناطق پاد ماده وجود دارد و امواج الکترومغناطیس تولید شده ، پراکنده میشوند و به ما نمی رسند و یا اینکه کمتر میرسند و ما چنین استنباط میکنیم که اینها حفره‌های خالی از ماده در کیهان بوده و سردتر هستند . زمانی که بشقاب پرنده‌ها در جایی فرود می آیند و سپس بلند میشوند ، علائمی دال بر سوختگی مشاهده میشود که از خود تشعشعاتی ساطع میکنند و علت آن میتواند تشعشعات شدید الکترومغناطیسی از هر نوع ممکن باشد .

4- الکتروگراویتی :

این پدیده در مبحث زیر توجیه شده و در مورد آن توضیحاتی ارایه میشود .

فضای مشبک ، الکتروگراویتی  و نیروهای پیشران و اسپین در فضا

انرژی مورد نیاز بشقاب پرنده‌ها از کجا تامین میشود ؟

در اتمهای عناصر موجود در عالم ، دوران همیشگی هسته و چرخش دائمی الکترونها  پیرامون هسته وجود دارد ، بدون اینکه درون اتم مولد یا منبع انرژی طبق تعاریف ما وجود داشته باشد و یا اینکه از خارج به آنها انرژی داده شود . چنین به نظر میرسد که بشقاب پرنده‌ها نیز از این چنین نیروهای اتمی و انرژی نامحدود هسته‌ای برخوردارند . در واقع منبع نیرو و یا مولد انرژی که ما میشناسیم و تعریف کرده‌ایم درون بشقاب پرنده‌ها شناسایی و یافت نشده است برای اینکه آنها میتوانند ساختارهای اتمی را در مقیاسهای بزرگ کپی کنند . 

سرعت بشقاب پرنده‌ها :

طبق تعاریف فعلی " /   یکی از نتایج مهم نظریه نسبیت ، رابطه میان جرم و انرژی است . این اصل  که سرعت نور باید به دید همه یکسان باشد ، نشان می داد که هیچ چیز نمی تواند از نور سریع تر حرکت کند . آنچه روی می دهد این است که با مصرف انرژی و وارد کردن نیرو برای شتاب دادن به ذره یا سفینه ، جرم شی افزایش می‌یابد و شتاب بیشتر دادن به آن را دشوارتر می سازد . شتاب دادن به ذره تا سرعت نور ناممکن است زیرا به مقدار نامتناهی انرژی و نیرو نیاز دارد "

زمانی که لوکوموتیو بخار و واگن‌های قطار ساخته می‌شدند ، عده‌ای بر این باور بودند که جسم انسان توانایی حرکت با سرعتی بیشتر از دویدن اسب را ندارد و بالاترین حد سرعت را کورس اسبهای مسابقه میدانستند . محدودیتی را که نسبیت برای سرعت جرم قائل شده است ، در صورت درست بودن ، فقط برای جرم با نیروی گرانشی مثبت معتبر خواهد بود و در مورد جرم با نیروی گرانش منفی صادق نیست ، زیرا بعد از اینکه میدان ضد گرانش پیرامون جرم تولید شد ، این مقدار جرم را نمی توانیم اندازه گیری کرده و داخل این معادلات نسبیت کنیم ، برای اینکه جرم حقیقی پشت این میدان گرانش منفی ، مخفی و صفر و حتی منفی به نظر میرسد . جرم و گرانش یک جسم ، دو پارامتر وابسته به همدیگر در عالم فیزیکی هستند . پس میتوانیم چنین فرض کنیم ، زمانی که میدان گرانش منفی جسمی پدیدار شد ، جرم ظاهری آن در معادلات صفر و حتی منفی به نظر میرسد و شتاب دادن به آن تا سرعت نور و حتی بیشتر از آن کار سهل و آسانی است . از لحاظ ریاضی می توانیم چنین بیان کنیم که بشقاب پرنده‌ها به نوعی با کسری جرم نه جرم منفی مطلق مواجه میشوند یعنی چیزی شبیه به همان پیش بینی جرم سکون صفر برای فوتون در نظریه نسبیت ، چرا که سرعت انتقال طولی فوتون معادل سرعت نور است و اگر حرکت موجی یا خطی آن را در نظر گرفت سرعت آن چند برابر سرعت نور میشود . اینها همگی بیانگر این واقعیت است که قوانین نسبیت برای اجرام با گرانش مثبت وضع شده است و این قوانین نمی توانند در مورد اجرام با گرانش منفی صادق باشند برای اینکه با پدیدار شدن میادین گرانشی منفی ، حقایق و تعاریف فیزیکی به گونه‌ای دیگر است . نام این مکان را میتوانیم حباب ضد گرانشی نام گذاری کنیم و صد البته  قوانین فیزیک کلاسیک نیز درون و پیرامون آن اعتبار نخواهند داشت .

مشکل دیگری که برای رسیدن به سرعت نور مطرح میشود ، مشکل مقاومت فضا است ، یعنی مشکل مشابهی که قبلا برای هواپیماها وجود داشت یعنی مشکل مقاومت هوا که این مشکل با حذف ملخ و استفاده از موتور جت و بهره گرفتن از اشکال ایرودینامیک و همچنین افزایش ارتفاع پرواز حل شد ، در مورد بشقاب پرنده‌ها هم اینچنین است آنها با تغییراتی در شکل هندسی بشقاب پرنده‌ها و استفاده از میادین الکترومغناطیسی و حباب ضد گرانشی و .... میتوانند بر بیشتر مشکلات چیره شوند و به سرعتهای بسیار زیاد و باور نکردنی دست یابند . اصولا سرعت حرکت نور در کیهان سرعت بسیار کندی به نظر میرسد و با سرعت نور نمی توان در کیهان جا به جا شد و سفر در کیهان نیاز به سرعتهای بسیار بیشتر از سرعت نور دارد که البته دسترسی به آن مقدور است و قوانین نسبیت نمی توانند هیچگونه محدودیتی اعمال کنند . شواهدی وجود دارد که یوفوها سفاین فضایی مادر هم دارند که در سفرهای طولانی از آنها استفاده می‌کنند .

به بیان دیگر همانطور که می‌دانیم میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی دو قطبی هستند ( مثبت و منفی ، N و S ) . قطب‌های همنام همدیگر را دفع ولی قطب‌های غیر همنام یکدیگر را جذب می‌کنند . اگر ما گرانش را یک میدان فرض کنیم ، آن تک قطبی است و جالب است که قطب‌های همنام همدیگر را جذب می‌کند . چنین تصور میشود که میدان گرانشی که ما شناخته‌ایم قطب دومی هم دارد که میبایست این دو قطب غیر همنام همدیگر را دفع کنند ، یعنی برعکس حالت قبلی مربوط به میدان الکتریکی یا مغناطیسی . به طور مثال :

F نیروی جاذبه ، G ثابت جهانی گرانش ، M1  M2  دو جرم از نوع مثبت و  r  فاصله مابین مرکز آن دو است . اینک یکی از اجرام  میبایست منفی شود تا نیروی جاذبه به دافعه ( ضد جاذبه ) تبدیل شود یعنی :

اینک این جرم منفی را وارد معادله هم ارزی جرم و انرژی نسبیت می‌کنیم ، مسلما حاصل کار انرژی منفی خواهد بود .

یعنی اگر ما بتوانیم میدان گرانش جسمی را صفر کنیم ، جرم آن مثل فوتون فرضی صفر میشود و با کوچکترین انرژی میتوان سرعت آن را به سرعت نور رساند ، ولی اگر میدان گرانش آن را منفی کنیم ، جسم از طرف میدان گرانش مثبت اجرام سماوی مثل زمین و خورشید پرتاب میشود ، آنهم بدون صرف هیچگونه انرژی ، و سرعت آن میتواند به بینهایت هم برسد . این پدیده واقعا در بشقاب پرنده‌ها دیده شده است ، شتاب ثقل 600 کیلومتر بر مجذور ثانیه البته تا جایی که رادارهای زمینی توان اندازه گیری داشته‌اند . چنین تصور میشود که این نیرو باعث شتاب در انبساط عالم میشود که آن را با تعاریف دیگری انرژی تاریک نامیده‌اند و ماهیت آن برای فیزیکدانان مبهم و ناشناخته است .

m جرم جسم در حال حرکت ، m0 جرم سکون جسم ، v سرعت جسم و c سرعت نور است . آنچه که اتفاق می‌افتد این است که با رسیدن به سرعت نور جرم به طرف منهای بینهایت میل می‌کند و نیروی دافعه نیز بینهایت خواهد شد یعنی :

یعنی بشقاب پرنده‌ها در عرض چند ثانیه از میدان گرانش منظومه شمسی و در عرض چند دقیقه از میدان گرانش کهکشان راه شیری به بیرون پرتاب میشوند .

تخلیه الکتریکی پیرامون بشقاب پرنده‌ها :

عکس شماره یک ، ابر نو اختری را نشان میدهد که مدتها پیش منفجر شده است ، همانطور که قبلا اشاره کردیم علت نورانی شدن گازها ، میدان الکتریکی قوی پیرامون جرم نوترونی است ، همین وضعیت میتواند برای بشقاب پرنده‌ها نیز روی دهد ، عکس شماره 2 - بشقاب پرنده در حال سکون بر فراز شهر است ، عکس شماره 3 - بشقاب پرنده در حال ایجاد هاله الکترومغناطیسی است 4 - تشدید میدان الکترومغناطیسی توام با یونیزه شدن شدید هوای پیرامون و پرتاب بشقاب پرنده با شتاب خیلی زیاد .

تصویر فوق عکسهایی از بشقاب پرنده‌ها است که در تاریکی شب گرفته شده‌اند .

همانطور که میدانیم رابطه نزدیکی مابین طوفانهای مغناطیسی خورشید و شفق قطبی وجود دارد برای اینکه طوفانهای مغناطیسی خورشید میتوانند در اتمسفر سیاره زمین القا شده و میادین الکتریکی بوجود آورند که این پدیده باعث تخلیه الکتریکی و یونیزه شدن و نور افکنی گازها میشود که در پیرامون بشقاب پرنده‌ها نیز همین روی داد اتفاق می‌افتد . در حقیقت بشقاب پرنده‌ها در خلاء خارج از سیاره زمین نور افکنی از خود ندارند و فقط در هنگام ورود به اتمسفر سیاره زمین از خود نور ساطع میکنند .  مبحث ( طرز تشکیل شفق قطبی )



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-01:21 ق.ظ
نظرات() 

mariellaodens.hatenablog.com
شنبه 7 مرداد 1396 10:13 ق.ظ
I need to to thank you for this fantastic read!! I certainly loved every little bit of it.
I have got you bookmarked to look at new stuff you post…
Julio
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:04 ق.ظ
I'm impressed, I have to admit. Rarely do I come across a blog that's equally educative and engaging, and without a doubt,
you've hit the nail on the head. The problem is
something too few folks are speaking intelligently about.
Now i'm very happy I stumbled across this during
my hunt for something relating to this.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر