بی – ام – و فلاگلراد سری الف وسری ب وسری ج
مابین سال های
1943 – 1945 شرکت بی – ام – و دیسک هایی را طراحی و ازمایش کرد که با موتور های جت
کار میکردند و از پره های دوار که گرداگرد کابین خلبان جای گرفته بودند برای پرواز
بهره میبردند . مانند شکل زیر :


نمونه اول دراگوست
و سپتامبر سال 1943 ساخته با نام " وی – 1 " و در پایگاه کبلی – پراگ
جمهوری چک تست های ازمایشی را انجام داد که متاسفانه تنها 1 متر از زمین ارتفاع
گرفت و مسافت 300 متر را طی کرده و فرود سختی نیز داشت .
نکته قابل تامق در مورد "
وی – 1 " این بود که خلبان در وسط و در میان یک حلقه دوار از پره هایی قرار
داشت که در شرایط پروازی این پره ها مکش شدیدی ایجاد میکردند و اگر نقصی رخ میداد
خلبان راه فراری نداشت چراکه یا باید از دیسک به خارج میپرید که در این صورت با
اغوشی باز به استقبال پره ها میرفت ویا اینکه با دیسک سقوط میکرد .



مشخصات " وی
– 1 " :
1 = موتور جت بی
ام و 003
2 = 16 پره 6
متری
3 = کابین خلبان
تک سرنشین
4 = ارابه فرود
چرخدار
شرکت بی - ام – و
سری دوم از این نوع دیسک را با تغییراتی بشرح زیل ساخت :
1 = طول پره ها
را از 6 متر به 8 متر افزایش داد
2 = کابین را بزرگتر ساخت تا دو خلبان یکی بعنوان کنترل
کننده رادار و دیگری هدایت کننده در ان جای گیرند .
3 = ارابه فرود
را حذف کرد .
در سال 1944 دیسک
سری ب را در مونیخ ازمایش کرد که هنوز مشکلات اساسی را در پرواز داشت البته در سال
1945 نمونه های ارتقا داده شده نیز ساخته شدند تا اینکه نمونه مناسب در همان سال
ساخته و ازمایش شد که با موفقیت همراه بود . در این نمونه این تغییرات داده شده
بود :
1 = این دیسک
دارای 4 خدمه بود
2 = از دو موتور
جت بی – ام – و 003 بهره میبرد که در زیر بدنه قرار میگرفتند
3 = تعداد پره ها
به 24 پره و طول انها به 14.4 متر رسیده بود .

شرکت بی – ام – و
نمونه پیشرفته تری را با نام " وی – 3 " ساخت که دارای 2 طبقه و 21 الی
32 پره بود .
در زمان اشغال
برلین اس – اس تمامی اطلاعات در این زمینه را بهمراه دیسک ها نابود کرد اما روس ها
توانستند در کندو کاو خود در میان کاغذ سوخته های نازی ها به اطلاعاتی دست پیدا
کنند.


وی – 3
منبع:http://www.iran-ufo-base.blogsky.com

رودولف اشریور و برنامه فلاگ کریزل :
FLUGKREISEL
بدون شک المان ها از این نوع بیش از سایر انواع دیسک ها ساختند و در نبرد های هوایی و جاسوسی از انها استفاده کردند.
موضوع
ساخت دیسک فلاگکریزل ها از انجا اغاز شد که شاوبرگر کار خود را روی برنامه
توربینهای ریپالسین ( ویزه استفاده برای سیالاتی مانند اب ) تمام کرد اس
اس تصمیم گرفت که از این نوع توربین در دیسک های پرنده بهره ببرد از این
رو این برنامه را به تیم تحقیقاتی هنکل واگذار کرد اما تیم تحقیقاتی هنکل
در ان زمان علاقه ای به توربین شاوبرگر نشان نداد چراکه خود مشغول کار روی
برنامه های خود بود تا از برنامه مسراشمیت عقب نماند . در زمانی که
شاوبرگر را به کار روی برنامه مسراشمیت سرگرم کردند یکی از کارکنان تیم
هنکل بنام رودولف اشریور طرح دیسک های فلاگ کریزل را ارائه کرد (1941)
البته طرح او به یچ وجه از توربین ریپالسین شاوبرگر بهره نمیبرد و خود نیز
بعدا گفت که طرح این نوع دیسک ها با تماشای مسابقه پرتاب دیسک در المپیک
1936 برلین به ذهنش خطور کرده است .
اشریور اولین نمونه را در سال 1941 ساخت که دارای 20 متر قطر بود و 21 پره ( ملخ ) گرداگرد کابین خلبان جای گرفته بودند.

اشریور
در طرح اولیه از موتور های جت بی – ام – و 003 یا جومو 004 استفاده کرده
بود اما این موتور ها به این دیسک توانایی پرواز را به صورت مطمئن و با
متوسط ایده ال های پروازی نمی دادند . این نوع دیسک ها تنها با توبین های
جت کرسنت توانستند پرواز کنند که اولین پرواز موفقیت امیز با درصد بالای
اطمینان در سال 1943 انجام شد .

نمونه ای از توربین جت کرسنت را در بالا میبینید


نحوه ی جا گیری توربین های کرسنت در دیسک های فلاگ کریزل را در شکل بالا میبینید
درست
در همین اوان شرکت بی – ام – و نیز روی برنامه مشابهی با نام ” فلاگلراد ”
کار میکرد که بعد ها بدلیل اینکه هر دو برنامه تقریبا از یک خانواده بودند
ادغام شده و تبدیل به برنامه فلاگکریزل بزرگ یا دیسک فلاگ کریزل با قطر
بزرگتر شدند که از دیسک های نام برده شده قویتر بود .
اما
از انجا که کار های ابتدایی روی این برنامه از دید اس اس رضایت بخش نبود
بنابر این اس اس تصمیم گرفت تا از دکتر جوزپه بلونزو دکتر ریچارد مایته
دکتر کلاوس هابرموهل بعلاوه 6 مهندس دیگر که از انها نامی برده نشده در
ادامه کار بهره گیرد .
در
زیر طرحی را میبینید که هابرموهل ارائه کرد ولی مورد تایید قرار نگرفت
لازم به ذکر است که این نمونه از راکت والتر روهر بهره میبرد :

در
هنگام اشغال برلین اشریور و گروهی از مهندسان به اسارت امریکایی ها در
امدند و از ان پس مجبور شدند تا بر روی طرحی مشابه طرح فلاگکریزل برای
ایالات متحده کار کنند اما عمر اشریور دیگر بسر امده بود و امریکایی ها را
با طرح های ناتمام تنها گذاشت .
روس
ها نیز به عنوان اولین گروه متفقین که برلین را تصرف کردند کلاوس هابر
موهل را به اسارت گرفتند و وادارش کردند تا با ” یو – اس – ار ” که پیش از
این از طرح بلونزو مطلع شده بودند همکاری کند .
دکتر
مایته نیز توسط موسسه تحقیقاتی اورو کانادا به عنوان سرپرست تیم تحقیقاتی
اورو جذب شد و از ان پس روی دیسک پرنده کانادایی امریکایی اورو کار کرد و
در زیر تساویری از این دیسک را میبینید :
تنها کار ارزشمند دکتر مایته



عكسها از فلیكر است و مشكل همیشگی.با فی شكن باز كنید.
HANIBU
هانیبو
هانیبو
دیسکی است که توسط شاخه سری اس – اس – ای – 4 بر مبنای طرح های گروه توله
گسلشافت با این تفاوت که از موتور های مولد گرانش معکوس برای پرواز بهره
میبرد در سال 1939 پایه ریزی شد .
در
سال 1935 گروه توله در پی یافتن مکانی برای انجام ازمایشات سری خود در
شمال غرب المان مکانی مناسب را در ” هائنبورگ ” مهیا کردند . در سال 1939
به بعد اس – اس – ای – 4 به این دیسک به عنوان نسل جدید از دیسک های پرنده
نگاه میکرد و نام ” هائنبورگ دیوایس ” یا ” اچ گرات ” را برایش انتخاب کرد
اما بدلیل شرایط جنگی و شروع جنگ جهانی دوم به ” هانیبو ” تغیییر نام داد .



اولین
نسل از این نوع دیسک ها یعنی هانیبوی 1 که 2 نمونه از ان ساخته شد دارای
قطری معادل 25 متر و 8 خدمه و قابلیت پرواز با سرعت باور نکردنی 4800
کیلوتر بر ساعت ( 1333.3 متر بر ثانیه که در ان زمان دست یافتن به این
سرعت یک رویا بود ) بود البته در ارتفاع کم .
نمونه
های بعدی با انجام اصلاحاتی توانستند به سرعت 1700 کیلومتر بر ساعت (
4722.22 متر برثانیه ) برسند البته ساعات پرواز با این دیسک نیز به 18
ساعت افزایش پیدا کرد .



هانیبو 1

هانیبو 2
هانیبو
2 در سال 1942 با قطر 26 متر وارد عرصه نبرد شد . این دیسک 9 خدمه داشت و
میتوانست با سرعتی معادل 6000 – 21000 کیلومتر بر ساعت ( 1666.66 متر بر
ثانیه – 5833.33 متر بر ثانیه ) پرواز کند نیز ساعات پروازی به 55 ساعت
افزایش یافته بود.
هانیبو 2 106 ازمایش پروازی را پشت سر گذاشت و مابین سال های 1943 – 1944 7 نم.نه از ان ساخته شد .
در همین سال ها نمونه پیشرفته تری از هانیبو 2 را با نام هانیبو دو استرا ساختند که توانست به سرعت 21000 کیلومتر در ساعت برسد .
از
خانواده هانیبو نمونه ای ساخته شد به قطر 71 متر دارای 31 خدمه با توانایی
پرواز با سرعت 7000 – 40000 کیلومتر در ساعت ( 1944.44 متر بر ثانیه –
11111.11 متر بر ثانیه ) با نام هانیبو 3 .



هانیبو 3 یک توپخانه هوایی مجهز
بعد
از هانیبو 3 هانیبو 4 نیز وارد عرصه نبرد شد با قطر 120 متر اما بعد از ان
دیگر نومنه ای ساخته نشد چون المان توسط متفقین اشغال شده بود البته تمامی
نمونه ها به پایگاه سری المان ها جایی در قطب جنوب مشهور به انتراتیکا 211
منتقل شده بودند و فقط تعدادی معدود از این نوع دیسک ها بجای مانده بودند
که یا تکمیل نشده بودند و یا اینکه توسط اس – اس نابود شده بودند و عملا
لاشه ای بیش نبودند .
طبق گزارشی تنها در سال 1970 دیسکی بسیار شبیه به هانیبو 4 در المان دیده شده .
هانیبو ۴


لازار ساخت ایالات متحد ه که از فناوری گرانش معکوس برای پرواز استفاده میکند

دیسک ساخت روسیه در حال انجام ازمایش

تصویری
از هیتلر جالب اینجاست که گفته میشود او در لحظات پایانی نبرد با قبول
شکست از متفقین همراه با معشوقه اش خود کشی کرده است در حالی که او زنده و
سر حال با پرنده مخصوص خود به ارزانتین رفت و فعالیت های زیرزمینی حذب
فاشیستی نازی را اغاز کرد. 
معرفی موجودات فضایی ۴
10- دراکو : Draco
اسامی دیگر این گونه : موتمن Mothmen - سیاکارز Ciakars -پتروئیدPteroids -مردم پرنده Birdmen و دراکوی بالدار Winged Draco
نام سیاره: آلفا دراکو نیز Alpha Draconis
شخصیت:
خزندگان نژاد دراکو از طبقه ی سلطنتی و سطح بالای خزندگان هستند . بالاترین رده ی آنها ؛دراکوهای سفید پوست ؛ هستند.
مشخصات ظاهری:
به طور کلی دراکوها ۷ تا ۱۲ فوت قد دارند.
دراکوها بال دارند و این بالها مانند چرم است و در میان آن استخوانهایی
دنده مانند وجود دارد. بیشتر شبیه بالهای پرنده های ما قبل تاریخ به نام
آرکئوپتریس.

در بعضی موارد شاهدان دیده اند که دراکوها واقعا با این بالها پرواز میکنند (گزارشات موتمن نوشته ی جان کیل).
در بیشتر برخوردها شاهدان دیده اند که این موجودات ردای بلندی از سر شانه تا پشتشان پوشیده اند که این به دو صورت قابل تعبیر است :
۱- این رداها ممکن است نوعی لباس مخصوص شنهان کردن بالهای ایشان باشد.
۲-این ردا در حقیقت خود بالها هستند که
در حالت عادی در پشت آنها جمع شده اندزیرا در مشاهدات غالبا دیده شده که
بالها پس از پرواز ناپدید می شوند و شکل ردایی را بر پشت آنها گرفته است.
شاخصه ی دیگر آنها داشتن شاخهای استخوانی در بالای سر است. این شاخها در
وسط سر و بالای پیشانی رشد میکنند. احتمال داده می شود که این شاخها برای
فرستادن امواج مغزی استفاده می شوند.
بدن دراکوها ورزیده تر از سایر گونه های خزنده است و این به احتمال زیاد به دلیل فعالیت پرواز است.
گونه هایی از آنها بدون بال و شاخ هستند.

این موجودات به وضوح در تونلهای زیر
زمینی در مونتاک پوینت Mountak Point- لانگ آیلندLong Island - ویرجینیای
غربیWest Virginia دلچه Dolce و نیو مکزیکو New Mexico دیده شده اند.
در تاریخ :
در چین-ژاپن-هندوستان - مصر-پرو و
مکزیک به صورت مارها و اژدهای بالدار ثبت شده اند .(گارودا مرکب کریشنا
در هندوستان از نمونه های ایشان است).در ایران به صورت اژدها و دیو شناخته
شده اند. این نژاد مانند آنوناکی و آناکیم از نوع خزنده هستند ولی متعلق
به سیاره ای متفاوت بوده تفاوتهایی با آنوناکی دارند.
شاهدان و منابع برای مطالعه ی بیشتر :
۱- پیشگوییهای موتمن نوشته ی جان.ای. کیل
Mothmen Prophecies by John.A. Keel
۲-The Nevada Aerial Research Journal for summer 1989
۱۱- انسان :
اسامی دیگر : انسانهای غیر زمینی ( انسانهایی که متولد زمین نیستند )
نام سیستم کهکشانی :
تایگتا پلیادز Taygeta Pleiades - وگا لیراVega Lyra - سلSol -
سیریان Sirian - آرکتیوروس Arcturus – تا او سه تی Tau Ceti - ولف ۴۱
Wolf 41 – پروسیلون Procylon – آلفا سنتاری Alpha Centauri
این گونه های انسانی از ۳ دسته تشکیل شده اند. انسانهای : -سیریانSirian - پلیاد Pleiades و – اوریون Orion
مشخصات ظاهری :
از نظر ژنتیکی شباهت به انسانهای متولد زمین دارند.
=================================================
معرفی موجودات فضایی ۵
همانطور که در ۴ قسمت قبل گفتیم
فضایی ها فقط موجوداتی با ظاهر عجیب و غریب نیستند بلکه گونه های مختلف
انسانی هم دارند مانند “پلیادیان” و ” آندرومدا” . اما اینکه تا چه حد
این جزئیات دقیق و صحیح هستند بر من هم معلوم نیست و حتی احتمال هم می
دهم که بخش عظیمی از این اطلاعات دستکاری شده باشد. ولی در هر حال دانستن
این مسائل بهتر از ندانستن آن است و صحت آن هم به مرور زمان و با مطالعات
بیشتر معلوم خواهد شد.
اساس مطلب این است که موجودات فضایی
وجود دارند و این شاید به بسیاری از شما ثابت شده باشد. اما قبول
کردن حضور این موجودات ناشناخته حال چه فضایی و چه فرشتگان و جنیان یک
مسئله ی شخصی است که باید با احتیاط با آن برخورد کرد.
در طول این ۶ سال که از آغاز وبلاگ می گذرد واکنش خوانندگان من از چند حالت خارج نبوده است:
برخی صرفا به دلیل ترس ترجیح می دهند
آنها را انکار کنند و برخی دیگر اصلا اهمیتی نمی دهند که چه در دنیا و
کائنات می گذرد. گروهی هم هستند که از هر دانش و اطلاعاتی استقبال کرده و
به قول معروف خود را با پیشرفتها و اخبار روز هماهنگ می کنند.
نکته ی اساسی در تحقیقات ماورائی این
است که باید هر روز منتظر چیز جدیدی بود و هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری
می شود نظر و عقیده هم باید مطابق با آن تغییر کند. مثلا اینجانب در
ابتدای شروع کارم همیشه طرفدار موجودات فضایی بودم و گمانم بر این بود که
این افراد فقط خیرخواه ما هستند اما در طول ۵ سال به مرور دریافتم که
اشتباه می کردم و بیشتر این موجودات بدخواه ما هستند.
اگر شما به پستهای قبلی من رجوع کنید کاملا متوجه این تغییر عقیده ناگهانی من می شوید که البته برای آن دلایل محکمی هم دارم!
خوانندگان گرامی هم برای اینکه
توجیه شوند نباید فقط به این مختصر مقالات بسنده کنند بلکه باید خود به
جستجوی حقیقت بپردازند.زیرا هرچه شما امروز یاد می گیرید شخصیت فردای شما
را می سازد و هرچه بیشتر و سریعتر یاد بگیرید راحتتر قادر به هضم واقعیتها
خواهید بود. این هیچ ارتباطی با فضایی ها ندارد و شامل تمام زمینه های
علمی و دینی می شود. افرادی که با تکیه بر تحقیقات دقیق و مستندات جلو می
روند هرگز دچار شک و تردید در راه خود نخواهند شد زیرا برای هر سوالی جواب
منطقی خواهند یافت اما در عوض افرادی که فقط به حرف این و آن گوش می دهند
و هیچ نظری از خود ندارند هر روز جهت عوض کرده و هیچ وقت هم نمی دانند که
بر کدام عقیده هستند.
پلیادیان:
پلیادز انسانهایی از نژادهای گوناگون
هستند که در یک سیستم ستاره ای جمع شده اند. اگرچه قبلا در مورد این نژاد
صحبت کرده ایم اما مسائل مهم و ضروری در ارتباط با این نژاد وجود دارد که
باید دقیق تر بررسی کنیم.
محل زندگی:
هفت ستاره در سیستم ستاره ای تااوروس TAURUSبه فاصله ۴۲۰ سال نوری از زمین. نام این هفت ستاره ی پلیادز چنین است :
۱-تای گیتاTaygeta
2-مایا Maya
3- کو ای لا Coela
4-اطلس Atlas
5- میروپMerope
6- الکترا Ellectra
7- آلکوین Alcoyne
مردم پلیادز ساکن سیاره ی “ایررا ” Erra هستند که تقریبا به بزرگی زمین است و به دور خورشید ( تای گیتا ) می گردد.
سایر مردم پلیادز در سیارات “سیمجاس” Semjase - “پتاه”Ptah و “کو اتزال” Quetzal زندگی می کنند.
تاریخچه:
در حدود ۲۲۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مردم پلیاد منظومه شمسی را کشف کردند و سیاره ی زمین را به عنوان پایگاه ماموریت خود برگزیدند.
فدراسیون کهکشانی به پلیادز اجازه داد تا با مردم زمین مخلوط شوند اما فقط در سرزمینهای بالی – هاوایی- سا اوما و هندوستان.
تمدنها آمدند و رفتند جنگها و فجایع
روی زمین اتفاق افتاد و دوره های صلح امیز همگی گذشتند و مردم پلیادز در
کنار مردم زمین زندگی کردند . تمدنهایی مثل مایا – اینکا و لموریا همگی توسط پلیادز به وجود آمدند. اما ۱۰ سال پس از میلاد پلیادیان زمین را ترک کردند زیرا در سیاره خود به صلح دست یافته بودند.
قبل از ترک زمین پلیادیان یک رهبر
معنوی را برای زمین برگزیدند به نام امانوئل که بعدها نامش مسیح شد. پدر
مسیح یک پلیادی به نام گابریل بود و مادرش مریم از بازماندگان مردم سیاره
لیران بود.
اما تکامل زمین همچنان زیر نظر و راهنمایی های پلیادز است و در آینده نزدیک پلیادیان قرار است که مردم زمین را به آگاهی برسانند!
سیاره پلیادیان به نام ایررا دارای
۴۰۰۰۰۰ نفر سکنه است. آنها با تله پاتی با هم تماس می گیرند و نیازی به
ابزاری مانند تلفن ندارند و برای مسافرت از یک سیستم خاص به نام تیوپ
استفاده می کنند.
علف خوار هستند اما گاهی هم گوشت می
خورند. هیچ مشکل بیماری یا مریضی ندارند چون سلامت بدن را با نیروی ذهنی
خود کنترل می کنند. عمر متوسط یک پلیادی ۷۰۰ سال است.
در سیاره آنها چیزی به نام واحد پول
وجود ندارد بلکه آنها تمام منابع را به طور شراکتی استفاده می کنند. همه
چیز به طور مجانی به مردم داده می شود بر اساس خدمتی که به جامعه می کنند.
پلیادیان در سفینه هایی به نام “ارابه ی نور”
مسافرت می کنند و این سفینه ها سایزهای مختلفی دارند. ارابه نور قدرت
پرواز بین ستاره ای دارد و می تواند میلیاردها کیلومتر را در کمتر از یک
ثانیه طی کند. به این ترتیب مسافرت از سیاره ایررا به زمین برای آنها ۷
ساعت طول می کشد.
نکته:
طبق وعده هایی که مردم پلیاد به بیلی مایر داده بودند قرار بود زمین در
سال ۲۰۰۰ میلادی نابود شود و آنها قول داده بودند ارابه های نور خود را
به زمین بفرستند تا بازمانده های مردم زمین را از سیل و زلزله و پایان
دنیا نجات دهند! همانطور که گفتم گذر زمان بسیاری از دروغها را آشکار می
کنند!
یکی از پر سرو صداترین شاهدانی که
مدعی است پلیادیان با او تماس گرفته اند بیلی مایر است که از سال ۱۹۷۶ تا
۱۹۸۲ با آنها تماس داشته. بنا به اظهارات او زنی به نام سامجاسی ابتدا از
طریق تله پاتی و سپس به طور فیزیکی با او تماس گرفته و گفتگوهای آنها در
چند کتاب چاپ شده است.
مشکلات این عقیده :
در چند پست قبلی گفتیم که یک فضایی به نام ” اشتر شران”
هم در گذشته و هم امروز با مردم زمین تماس میگیرد و خودش را پسر عیسی
معرفی می کنند و خبر از نابودی زمین می دهد. دروغهایی که این افراد گفته
اند فقط با مطالعه تاریخ برملا می شود. هیچ یک از پیشگوییها و تعاریفی که
این موجودات ناشناخته برای ما فرستاده اند تا کنون به حقیقت نپیوسته.
تمامی گفته های آنها به جز دروغ چیزی نبوده و تنها هدف آنها هم گمراه کردن
انسانها و زیر سوال بردن ایمان به یکتایی خداست.
همانطور که گفتم علی رغم اینکه خودم
با برخی از این موجودات برخورد داشته ام نسبت به گفته های آنها شکاک هستم
.بسیاری از خوانندگان مایل بودند چگونگی ارتباط مرا با این موجودات بدانند
اما سودی در بیان آن نیست چون من قصد ندارم مانند بیلی مایر و آلکس کولیر
از این موجودات تقلید کنم.بلکه من راه خود را خودم انتخاب می کنم و هیچ
موجودی حق ندارد به من بگوید چکاری باید بکنم. به نظر من این بسیار مهم
است که انسان در هر شرایطی به هیچ موجودی ایمان قطعی نداشته باشد به جز
آفریدگار یکتا.
اگرچه باور به خدای یکتا خودش باید
از روی منطق و دلیل باشد و نه صرفا یک ایمان بچه گانه. زیرا ایمانی که
بدون پشتوانه عقل باشد خیلی زود کمرنگ می شود و جای خود را به باورهای
خرافی می دهد.
همه چیز به هم گره می خورد:
گفتیم که مردم پلیادز مدعی هستند عیسی
مسیح (امانوئل) را آنها تولید کرده اند و برای برقراری صلح در زمین جای
دادند و پس از آنکه ماموریت او به اتمام رسید او را به سیاره ی خود بردند.
این مسئله زمانی جذاب می شود که به نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی نگاه کنیم.

غسل تعمید عیسی مسیح
در تمام این تابلوهای نقاشی تصویر
سفینه های نورانی در آسمان بر بالای سر عیسی و مریم به چشم می خورد ! پس
آیا این صحت دارد که مسیح فردی زمینی نبوده و قدرتهای خارق العاده اش برای
زنده کردن مردگان و شفای کوران از ژنهای متفاوت او بر می خاسته ؟ و آیا
این حقیقت دارد که جبرئیلی که قرآن از او نام می برد در واقع مردی از
سیاره پلیادز بوده ؟
جواب این پرسشها را به همراه ترجمه ای از داستان شاهزاده نانار در پست بعدی بخوانید.
اما این فقط پلیادیان نیستند که چنین ادعایی دارند !
سیاره نیبیرو اسمی آشنا برای خوانندگان این وب لاگ است چون بارها از آن سخن گفته ایم.
مردم نیبیرو نیز مدعی هستند که عیسی مسیح را آنها ساخته و به زمین آورده اند . شرح کامل این ماجرا در طرح شاهزاده نانار خواهد آمد!
اما
فقط پلیادیان و نیبیروها چنین ادعایی ندارند بلکه گروههای متعددی از
موجودات عوالم غیب که گاهی هم خود را فضایی معرفی می کنند حرفهایی مشابه
می زنند و برخی از آنها
مانند اشتر چیزهای جدید هم به آن اضافه می کنند. اگر چه قبلا اشاره شده
است اما ضرر ندارد که یادآوری کنیم اشتر و گروه عظیمی که مطیع او هستند
در مورد عیسی مسیح چنین می گویند :
؛نام
اصلی او ساناندا است و نه مسیح . او تنها پسر خدا نیست بلکه خدا فرزندان
دیگری هم دارد که به زمین نفرستاده است . ساناندا چندین بار روی زمین
متولد شده و مرده است و چند نمونه آن تولد به صورت کریشنا = خدای هند
باستان و سنت کومارا = از بزرگان هند باستان بوده است.
ساناندا در جهان ما در بعدی بالا ( ۱۰ یا ۱۱ ) زندگی می کند و ازدواج کرده
پسری به نام پتاه هم دارد . ساناندا فرمانده کل نیروهای غیبی منظومه شمسی
است که در پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی به نجات مردمی خواهد آمد که فقط
به او ایمان دارند. ؛!!!
اینجا است که همه چیز به هم گره می خورد و نارسایی گفته های این موجودات آشکار می شود.
اینکه هر کدام از این دسته ها به دنبال فریب دادن ما هستند و نه کمک کردن به ما .
دیگر اینکه حرفهای ضد و نقیضشان حاکی از بی اطلاعی خودشان نیز هست .
البته می توان احتمال داد که افرادی مانند بیلی مایر و آلکس کولیر و یا
زکریا سیچین فقط بیماران روانی هستند که چرندیات مغزی خود را به صورت
پیامهایی از فضا منتشر می کنند. اما تا جایی که به من مربوط می شود این
موجودات وجود دارند و شاید فقط درصد کمی از این مدعیان بیماران روانی و
چند شخصیتی باشند.
سوال بعدی که مطرح می شود این است که پس چرا و چگونه هر گروه و دسته ای
حرفی می زنند و سوال دیگری که چند نفر پرسیده بودند اینکه” پس چرا با
ما تماس نگرفته اند “؟
برای همه این سوالات جوابهایی وجود دارد که در قسمت بعدی به آنها خواهیم پرداخت. انشاءالله.
در ادامه معرفی انواع گونه هایی هوشمند فضایی ( اعم از انسان یا غیر از آن!) به چند نژاد کمتر شناخته شده می پردازیم.
۱- کامیلیون Chameleon:
همانطور که از نامشان مشخص است گونه
ای از خزندگان (سوریان Saurian) هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان را
دارند. منظور از خزندگان همان نژاد بزرگی است که به سبب شباهتهایشان با
موجودات خزنده به این نام خوانده می شوند. از دیگر نژادهای خزندگان قبلا
به ” گری ها” ” آنوناکی” و ” ناگا ها” اشاره کرده ایم.
کامیلیون ها قدرت تغییر سرعت ملکولهای
بدن خود را دارند و به این ترتیب قادر هستند فرم خود را ظرف مدت کوتاهی
عوض کنند و به نظر شبیه انسانها بیایند.
گزارشاتی مبنی بر حضور آنها از شبکه
های زیر زمینی منتشر شده است. مکان آنها در ایالت نیو مکزیکو- یوتا –
نوادا- کالیفرنیا و واشنگتن و با هدف تولید نژادی جدید از لقاح با انسانها
می باشد. نژاد جدید تولید شده به طرز شگفت آوری خود را شبیه انسانها جلوه
می دهند در حالیکه همچنان قدرت و خواص خزندگان را حفظ می کنند. معمولا
چشمان آبی و پوست بسیار کم مو دارند. برخی معتقدند که کامیلیونها از لنز
به منظور پنهان کردن فرم عمودی مردمک خود استفاده می کنند.
http://www.stargods.org/ReptilianAngels.htm
۲-دایناسوری ها Dinosauroids :
از قدیمیترین نژادهای Saurian یا خزنده می باشند.
Dale Russell متخصص فسیل شناسی از
موزه ملی کانادا در اتاوا نظریه ای داده است که بر طبق آن موجودات زنده
هوشمند می توانند از خزندگان بزرگ جثه تکامل یافته باشند. این موجودات
تکامل یافته را دایناسوری می نامند. یعنی دارای پوست سبز رنگ - جمجمه ای
بیضی شکل - چشمان درخشان مانند گربه و دستانی با سه انگشت هستند.

بر اساس این نظریه موجودات خزنده
دوزیست به مرور تبدیل به نوعی گونه انسان مانند شدند و در نهایت به سوی یک
فرهنگ و تمدن تکامل یافتند اما گویا در یک فاجعه مانند آنچه در آتلانتیس
رخ داد از بین رفتند.

فسیل جای پای pelycosaur موجودی نیمه خزنده و نیمه پستا ندار
تمدن آنها قادر بود سفرهای بین ستاره ای انجام دهد و در چندین سیاره افرادی از خود را به جا گذاشتند.
از کتیبه های سومر نژاد خزنده هوشمند که جزو آنوناکی نیز دسته بندی می شود.
منبع: The Nevada AERIAL RESEARCH JOURNAL for summer 1989
۳- دروپا ها Dropas:
نژادی انسانی هستند با قد متوسط ۱۴۰
تا ۱۵۰ سانتی متر. ۱۰ هزار سال قبل از میلاد بر زمین سقوط کردند . قبایل
آنها تا به امروز در مرزهای تبت زندگی می کنند.
بین سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بود که جستجو در مورد این تمدن در کوههای “باران کایا اولا” در مرز بین چین و تبت آغاز شد.

باستانشناسان معتبر دوران از جمله Chi
Pu Tei در این تحقیق شرکت داشتند. در ابتدا یک سری عظیم از غارهای دست ساز
که به هم راه داشتند در زیر زمین کشف شد. دیوار غارها کاملا صیقلی و براق
بودند که احتمال کنده شدن آنها با ابزار ابتدایی را از بین می برد.
کشف بعدی قبرستانی بود حاوی اسکلتهای
عجیب. طول اسکلتها به ۴ فوت می رسید (۱۴۰ سانتی متر) و اندازه جمجمه ها
بسیار بزرگتر از حد طبیعی بود. با توجه به یافتن نقاشی های هوشمند بر
دیوار غارهای مجاور احتمال اینکه این اسکلتها متعلق به گونه ای از گوریل
بوده باشد نیز رد شد. نقاشی ها حاوی تصاویری از خورشید-ماه-زمین و ستارگان
بودند.
چیز دیگری که از این تمدن به دست آمد
تعدادی دیسک اطلاعاتی بود که تا به امروز خوانده نشده اند. آزمایشات قدمت
آنها را به ۱۲ تا ۱۰ هزار سال قبل از میلاد تخمیم زد.
Robin-Evans یک محقق انگلیسی بود که
بعد از کوشش فراوان موفق شد تصویری از ملاقات رهبر دروپا ها در سال ۱۹۴۷
با دالایی لاما به دست آورد.

خط هیروگلیفی که از دروپاها در سنگ نوشته ها به دست آمده بود سرانجام توسط Dr. Tsum Um Nui خوانده شد. طبق ترجمه یکی از خطوط چنین می گوید:
” دروپاها در سفینه خود از
آسمان پایین آمدند. زنان – مردان و کودکان شهرهای اطراف (Ham) در غارهای
خود پیش از طلوع خورشید پنهان شدند. تا وقتی که حداقل زبان اشاره دروپاها
را فهمیدند و دانستند که این مهاجران قصد بدی ندارند…”.
بر این اساس سفینه این گروه از
دروپاها با صدای وحشتناکی بر زمین و در میان کوههای صعب العبور سقوط کرد و
آنها دیگر نتوانستند به سیاره خود بازگردند.
در اساطیر آن ناحیه صحبت از آدمهای کوچک زرد رنگی است که از آسمان آمدند.
عکس واقعی از شاه و ملکه دروپاها
http://www.ufocasebook.com/dropa_people.jpg
۴- جیزه ای ها Gizans :
همانطور که از نامش پیداست در نواحی اطراف جیزه در مصر دیده شده اند.

برخی کاشفان و بازدید کنندگان گزارش
داده اند که آنها مانند مصریان باستان لباس پوشیده اند و در لابیرنتها
(تونلهای پیچ در پیچ) زیر ساختمان اهرام سکونت دارند. یک گروه تحقیقاتی
از طرف آمریکا توانستند یک تونل عظیم و عمیق در زیر کشور مصر پیدا کنند که
گویا انسانهایی در آن سکونت دارند ولی این اخبار فوق سری در انحصار دولت
آمریکاست.
سایر منابع معتقدند که مردم جیزه توسط سایر گونه های خزنده در این شهر زیر زمینی جمع آوری و برای آزمایشاتی مورد استفاده هستند.
مطالب
این وب لاگ قبلا در جایی نوشته با ترجمه نشده است و بر پایه ی تحقیقات
شخصی نویسنده ی وب لاگ می باشد. منابع در انتهای هر مقاله ذکر شده است.
گونه
های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اآنچه را که محققان
و منابع سری به ما معرفی می کنند در این رابطه می خوانید.
1- دی رس Deros :
دیرس ها نژادی کم هوش هستند که در زیر
زمین زندگی می کنند. برخی محققان آنها را جزو جنیان و برخی جزو انسانهای
تکامل نیافته دسته بندی می کنند.
این موجودات در غارها و تونلهایی در
اعماق زمین و زیر دریاها خانه دارند و غالبا بسیار غول آسا و چاق هستند و
از این رو در افسانه ها به نام ” گنده بکها” و یا “چاقالوها” شناخته شده
اند.
دیروس ها تخم گذار هستند و نوزادان در
زمان بیرون آمدن از تخم ۱۸۰ سانتی متر ارتفاع دارند و بعد از رشد تا ۵/۲
متر می رسند. بسیار چاق هستند و از نظر هوشی از انسان پایین تر می باشند.
دارای دو معده هستند مانند گاو و سیستم هضم غذا در آنها مانند گاو همراه با نشخوار می باشد.

دیروس ها فاقد ناخن – ناف و راست روده
هستند. چشمانشان به رنگ نقره ای یا طوسی است و در تاریکی می درخشد.
ابروهای بور دارند و پوستشان صورتی کم رنگ با سایه ای از طوسی است (تقریبا
شبیه رنگ پوست خوک چرا که هرگز رنگ آفتاب ندیده اند).
به غیر از ابرو در هیچ ناحیه دیگری از
بدن مو ندارند که دلیل آن مبتلا بودن به بیماری Trichitillomania (ریزش مو
بر اثر پیچاندن و کشیدن). این موجودات ناقل بیماریهای Trichonosis و
Trichiniasis هستند ( دو بیماری انگلی که بر اثر ورود کرم های حلقوی و
لوله ای به سیستم گوارشی به وجود می آیند).
دیروس ها اصلا دندان ندارند و دهانشان
پر از ماده ای چسبناک مانند آدامس است. شبها بیدار هستند و فعالیت می کنند
و از شنوایی فوق العاده بالایی برخوردارند. بینی بزرگ و درازی دارند که
شبیه خرطوم است.

چندان ملایم نیستند و تنفر زیادی از
انسانها دارند . آنها می گویند که سیاره زمین خانه اصلی آنها بوده و بعدها
توسط انسانها اشغال شده است . خیلی از مردمی که امروزه دچار چاقی های عجیب
هستند (منظور کسانی است که وزنشان بالای ۱۵۰ کیلو باشد) از خویشاوندان
ژنتیکی دیروس ها هستند و این چاقی در آنها کاملا طبیعی و ژنتیکی است. دلیل
چاقی مفرط آنها بی نظمی غده تیروئید و تومورهایی است که در غدد آدرنال و
پانکراس دارند.
منبع: Nuwaubian Calendar ” Extraterrestrials Amongst us” 1996
www.factology.com/front6_03_00.htm
www.burlingtonnews.net/alienraces2.html
2- ایکل ها Ikels :
موجودات انسان نمای کوچک اندام و پر
مویی هستند با سمهایی شکافدار که در اعماق زمین و خصوصا در زیر آمریکای
جنوبی ساکنند. نام دیگر آنها Satyrs است و به وفور در تاریخ ملل مختلف
حضور دارند.

ایکل ها پیش از آدم بر روی زمین می
زیستند و دارای مشخصات جنیان- انسانها و حیوانات می باشند. هم اکنون ایکل
ها با ” گری ها” در فعالیتهایی از جمله آدم ربایی و آزمایش روی زنان و
کودکان همکاری می کنند.
تصویر یک پادشاه ایکل بر روی سکه ای از یونان باستان
سالانه افراد بسیاری در آمریکای جنوبی
ناپدید می شوند و شکی نیست که ایکل ها در آن نقش دارند. در داستانهای
باستانی مردم آمریکای جنوبی سخنهای فراوانی از این موجودات است و اینکه
چگونه هزاران سال پیش بین آنها و انسانهای مهاجر به زمین جنگ بزرگی در
گرفت و برندگان جنگ که انسانها بودند سطح زمین را برای زندگی انتخاب کردند
و ایکل ها مجبور شدند به اعماق زمین کوچ کنند.

3- له ویاتان ها Leviathans :
نژادی از افعی های دریایی (Sea
Saurian) هستند مانند هیولای دریاچه لاک نس. ( لاک نس همواره مرکز اتفاقات
ماورایی و ظهور یوفو های متعدد بوده است و ” گری ها” نیز به وفور در آن
منطقه مشاهده شده اند).



آلیستر کراولی (جادوگر و شـیـطـان
پرست معروف و بنیان گذار نهضت معبد شرقی) مدعی بود که با هیولای لاک نس
ارتباط دارد. او در ساحل این دریاچه قلعه ای داشت که بعدها جادوگر
انگلیسی به نام جیمی پیج مالک آن شد.
له ویاتانها در شمار زیادی از اساطیر
ملل حضور چشمگیر دارند و کاملا واضح است که نیت خوبی نسبت به آدمیان
نداشته اند. افعی غول آسای جزیره کرت که دوشیزگان قربانی را می بلعید و
مارهای بزرگ جثه ای که گاه و بیگاه حتی در شهرهای مسکونی دیده و یافت می
شوند همگی از نژاد له ویاتان هستند.
جسد یک له ویاتان که توسط کشتی ماهیگیری در ژاپن از دریا گرفته شد ولی به دلیل بوی بد آن را به آب برگرداندند.
له ویاتانها ازخویشاوندان نزدیک
آنوناکی هستند که به دلیل طبیعت آبدوستشان و جهشهای ژنتیکی نیاز به
استفاده از دست و پا را از دست داده اند (چون می خزند و شنا می کنند). این
شاخه از موجودات غالبا اثرات هیپنوتیزمی در ایجاد جنگ دارند و می توانند
بشر را دچار توهم و سحر کنند.
در عهد عتیق به وفور از له ویاتانها صحبت شده است. در کتاب یعقوب باب۴۱ صحبت از چگونگی کشتن آنهاست. در کتاب اشعیا باب ۲۷ ”
در آن روز خداوند با شمشیر بزرگ و محکمش له ویاتان آن افعی فراری را تنبیه
خواهد کرد. له ویاتان آن افعی سرپیچ. و او همچنین خزندگانی را که در دریا
هستند نابود خواهد کرد”.
در مزامیر بابهای۷۴ و ۱۰۴ به ترتیب:
” این تو بودی که سرهای متعدد له ویاتان را له کردی و بدن او را به عنوان
غذا به جانوران صحرا دادی”. ” خدایا! چه موجودات منتوعی خلق کرده ای و با
چه درایتی خلق کرده ای. زمین پر از موجودات توست. اقیانوس بزرگ و عظیم به
انواع حیات آراسته است. بزرگ و کوچک. و له ویاتان را تو خلق کردی تا در
دریا بازی کند”.
مترجمان له ویاتان را به ” هیولای دریایی” و “مار غول آسا” ترجمه کرده اند.
له ویاتان در علوم یونان و روم باستان افعی در حال بلعیدن دم خود است که مهمترین بخش از علوم کیمیاگری و دانش هرمسی را شامل می شود.
اورا بوراز
4- لی ورون ها Leverons :
یک گروه از فضاییانی هستند که دانش
لازم برای پروژه های مونتاک - فیلادلفیا و ققنوس را به انسانها منتقل
کردند ( اگرچه این همکاری به دستور و زیر نظر اوریون ها بوده است).
در مصاحبه مری ساترلند با جان ملونی –
او این ” کارگران نور” ( Light Workers) را دقیقا توصیف می کند و اینکه
چطور این موجودات از بدن انسانها برای انجام کارهایشان و زنده ماندن
درزمین استفاده می کنند. ” کارگران نور” عنوانی شناخته شده برای تمام
افرادی است که به نحوی در پراکندن نور و اطلاعات به زمینیان نقش دارند.
http://www.galactic.no/rune/prestnic3.html
http://www.hiddenmysteries.org/themagazine/vol6/orion3.shtml
منبع: www.limbolegacy.blogfa.com
به این نشان نگاه کنید .

شما این نشان را به چه چیزی می شناسید ؟؟!!
باید بپذیریم که امروز این نشان که موسوم به « صلیب شکسته » است ، سمبولی برای نژاد پرستان شده است .
حتی این روز ها تبدیل به یک نشان برای شیطان پرست ها هم شده است .
اما به راستی اصل این نشان از کجا آمده است ؟
استاد عبدالعظیم رضایی در کتاب « اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان » این چنین می گوید :
« این نشانه که صلیب ( چلیپا ) شکسته نامیده شده است ، در حقیقت صلیب
شکسته نیست و در کیش مسیحی به آن به دیده احترام نگریسته نشده است ، ابعاد
چلیپا نیز به یک اندازه نیست و تنها دو خط آن با هم برابر است و بیشتر به
اندام انسانی می ماند که دست ها را گشوده باشد .
گاهی نیز به سبب آن که هیتلر این نشانه را در حزب نازی به کار برده و
بر روی بازو های هموندان حزب و نیز سربازان SS قرار داشت ، و از آن جهت که
نازی ها پیکاری سخت و آشتی ناپذیر را با یهودیان آغاز کرده بودند آن را ضد
یهود خوانده اند . باید دانست که این نام گذاری هم درست نیست و تنها یک
اصطلاح نابجا می باشد . ضد یهودی بودن این نشان از آنجا پیدا شد که شناخت
کلی این نشانه با آوازه ستیز و پیکار با یهودیان یک جا فراهم آمد و در
نتیجه ذهن مردم این نام را ساخت و پرداخت . لیکن این نشانه آریایی است ،
زیرا در ایران و هند هزاران سال پیشینه دارد و به احتمال زیاد از ایران بر
اثر ارتباط و رفت و آمد سیاسی ، اقتصادی و تماس های نظامی دوران باستان به
یونان رفته است و سپس نازی ها در دوران نیرومندی خود تعصب و فلسفه برتری
نژادی را می ستودند ، تبلیغات و آموزشهای خود را متوجه این کار کردند و به
این نشانه ارزش سمبولیک آریایی بودن خود دادند.»

این نشان چگونه یافت شد؟
این نشانه نخستین بار در حدود خوزستان یافت شده و مربوط به هفت هزار
سال پیش از میلاد می باشد ، به این ترتیب پیشینه تاریخی آن در ایران بسی
کهن تر از پیشینه آن نزد آریایی های هند است . هرتسفلد آن را «گردونه
خورشید » نامیده است .
آثار یافته شده از ایران باستان نشان می دهد این نماد تنها در یک دوره
خاص مورد توجه مردم نبوده است . از قبل از زرتشت گرفته تا دوران اسلامی
این نماد در آثار دیده می شود و به آن به دیده احترام نگریسته می شده است .
به تصاویری که از آثار باستانی بدست آمده است بنگرید :
در گرمی (Germi) مغان آذربایجان گورهای خمره ای از دوره اشکانی
بدست آمده که در میان آنها پارچه ای بسیار زیبا یافت شده است که در شکل
زیر می بینید .

پارچه دوران اشکانی
تکه خمره ای سفال مربوط به دوره اشکانیان در سال 1344 خورشیدی در گرمی
آذربایجان به دست آمده است که این نقش بر روی آن به گونه برجسته و زیبا
دیده می شود ، این سفال در نهایت استحکام و زیبایی ساخته شده و در موزه
ایران باستان به شماره 3405 ثبت است .

شیر بر جام زر کلاردشت ، نقش گردونه مهر بر ران شیر دیده می شود . شیر
جانور شکوهمندی نزد آریایی ها می باشد و شکل آن نماد ایرانیان است .

گردونه مهر بر روی ران شیر دیده می شود
کاسه زرین زیبایی در روز پنجشنبه 23 مرداد 1337 خورشیدی در کاوش های
تپه حسنلو که در جنوب باختری دریاچه ارومیه قرار دارد به دست آمده که از
هر دید قابل توجه می باشد . روی این کاسه نگاره های زیادی دیده می شود .
یکی از این نگاره ها نقش شیر و شیر بان است . مرد شیربان افساری بر سر شیر
زده و بر پشت جانور نیرومند زینتی گذارده که با تسمیه و سیه بند بسته شده
، که خود نشانه چیرگی انسان بر جانوران و بهره وری از آنهاست ، و یا شاید
شی را رام کرده و بر آن سوار می شده اند . در این جان نیز بر ران شیر نقش
گردونه مهر دیده می شود .

جام تپه حسنلو
گردنبند عقیق زیبایی با مهره های ریز و درشت مربوط به دوره اشکانی در
کاوش های باستان شناسی سال 1345 خورشیدی در جوبن گیلان بدست آمده که بر
روی مهره های این گردنبند نقش گردونه مهر با رنگ سفی در نهایت زیبایی و
استادی با شکل هندسی منظم دیده می شود .

بخشی از گردنبند اشکانی
گردونه خورشید نخست به این شکل
بوده و کم کم خطوط منحنی از بین رفته شده ، گاهی به صورت
یافته شده است .
مثلاً بر لیوان سفالین مربوط به 3100 سال پیش از میلاد که در سیالک کاشان به دست آمده نگاره
در زیر انحنای شاخ گوزن پیداست .

لیوان سفالین
بر ظروف سفالی پایه داری که در تپه حصار دامغان مربوط به 5000 سال
پیش از میلاد در کاوشهای سال 1310 خورشیدی یافت شده است ، نقش بز کوهی (
که مظهر سود بخش و سود رسانی طبیعت است ) با نشانه ای شبیه به ستاره یا
خورشید ، در میان خمیدگی شاخ آن دیده می شود .

ظرف سفالین از دامغان
در کتاب مذاهب بزرگ جهان تصویری است که از
کف پیای بودا و بر آن نگاره هایی است که شناساننده باورها و آئین و سمبول
اوست از جمله بر چهار انگشت پای وی نشانه گردونه مهر با ابعاد برابر دیده
می شود .

نقش پای بودا

کوزه یونانی با نقش گردونه مهر

سفال از تل باکون

نقش شیر بر بشقاب ، ری ، سده چهارم

قیچی باغبانی با نشانه گردونه مهر
نماد های دیگری که از گردونه مهر اقتباس شده اند
همه ما با نماد مشهور فَرَوَهَر آشنا هستیم
. این نماد باز گو کننده ی بسیاری از موارد نیک و انسانی است که بحث
درباره ی تک تک آنها در این مجال نمی گنجد .
باید توجه داشت که شکل فروهر به گردونه ی
مهر بسیار نزدیک است . می توان پنداشت در زمانی که از اهمیت مهر کاسته شده
نشانه مقدس میترائیسم رفته رفته به شاهین مبدل شده و این شاهین و نگاره
فروهر تمام جاذبه معنوی و روحانی این نشانه را گرفته و مظهر فر و شکوه
مینوی گردیده است .

تأثیر گردونه ی مهر تنها در دوران باستان و
قبل اسلام نبوده است . این نماد حتی بعد از اسلام گرامی داشته شده است و
جالب آنکه در برخی مواقع حتی شیعیان برای زینت دادن به آثار خودشان از این
نماد اقتباس می کردند . به آثار زیر توجه فرمایید.

کاشی کاری سر در ورودی بقعه ی با یزید بسطامی با نشانه گردونه خورشید
قسمتی از آجر کاری نمای بیرونی گنبد علویان در همدان

بدنه خارجی گنبد مدرسه طلاکاری در سمرقند مربوط به قرن 11 هجری

فرش شاه سلطان حسین صفوی در حجره مدرسه چهار باغ . زینت داده شده با نماد گردونه مهر
http://7country.persianblog.ir منبع:
ساختار بشقاب پرندها
نظریه مغناطیس متضاد
همانطور
که قبلا توضیح دادیم تنها فرق ماده با پاد ماده در اختلاف بار الکتریکی
آنهاست به این معنی که پاد پروتون بار منفی و پاد الکترون یا همان
پوزیترون بار مثبت دارد ، در این وضعیت هیدروژن و پاد هیدروژن یکدیگر را
در کنار هم تحمل نخواهند کرد و با یکدیگر واکنش نشان داده و ذرات با هم
ادغام میشوند . اگر چنین باشد ماده و پاد ماده در عالم میبایست مدتها پیش
در هم ادغام و عالم منهدم می شده است ، ولی تا به امروز اینچنین اتفاقی
روی نداده ، علت آن چه میتواند باشد ؟
زمانی
که پاد ماده متراکم شده و اجرام سماوی و کهکشانها را تشکیل میدهد مسلما
میادین الکتریکی و مغناطیسی نیز پدیدار خواهند شد ، مغناطیسی که توسط پاد
ماده پدیدار میشود مغناطیس متضاد نامیده میشود به این معنی که این مغناطیس
متضاد به جای اینکه آهن ماده را جذب کند ، آن را دفع مینماید و در عوض آهن
پاد ماده را جذب خواهد کرد و به این دلیل تودههای ماده و پاد ماده در
عالم همدیگر را دفع و تصادمی مابین آنها پدیدار نمی شود البته این مسئله
در حد یک حدس و گمان است چرا که در این صورت امواج الکترومغناطیس تولید
شده توسط پاد ماده در هنگام گذر از میادین گرانشی قوی ماده ، بجای اینکه
به طرف مرکز گرانش انحراف پیدا کنند به طرف خارج آن منحرف خواهند شد و تا
به امروز چنین پدیدهای مشاهده نشده است ، هرچند که در کیهان مناطق ظاهرا
تهی کشف شده است و چنین پنداشته میشود که ماده در آنها حضور ندارد و ممکن
است این مناطق در ظاهر تهی ، محل حضور پاد ماده باشند که نور منتشره از
آنها در کیهان به علت وجود نیروی دافعه با ماده پراکنده شده و به این خاطر
کم انرژی و تهی به نظر برسند . به هر حال اگر چنین فرض کنیم که مغناطیس
متضاد وجود دارد میتوان چنین فرض کرد که درون بشقاب پرنده ، هستهای دوار
با بار الکتریکی منفی و در بیرون آن بار الکتریکی مثبت وجود دارد . بعضی
مشاهدات نشان داده است که اشیایی همچون عینک و سگک کمر بند و ساعت و اسلحه
و ... در کنار بشقاب پرندهها داغ و سوزان شده و همچنین رانده و پرتاب
میشوند که نشان از تولید این نوع مغناطیس بخصوص و القای الکتریکی آن است .
هرچند که علت این پدیده میتواند به علت فرکانس بالای میدان الکترومغناطیسی
پیرامون بشقاب پرنده نیز باشد که بر فلزات القا میشود و علت رانش و پرتاب
، همان گرانش منفی یا جاذبه متضاد باشد .
مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیهای با تابش کم انرژی دیده میشود .
به
تازگی دانشمندان دانشگاه مینسوتا مقالهای در نشریه «استروفیزیکال»
(Astrophysical Journal) منتشر کردند و توضیح دادند که حبابی خالی از هر
چیز را در کیهان کشف کردهاند . خالی از هرگونه ماده مانند کهکشان ، سحابی
، سیاه چاله و حتی خالی از ماده تاریک .
در
این بررسی که در آن از «آرایه عظیم تلسکوپهای رادیویی» (VLA) استفاده شد
، دانشمندان به اختلاف دمایی اندکی در محدوده خاصی از پس زمینه کیهانی
برخوردند . VLA قادر است اختلاف دمایی در حدود یک میلیونیوم درجه
سانتیگراد را آشکار کند .
فاصله
این حباب خالی از ما نزدیک به یک میلیارد سال نوری است . برخورد با چنین
بخشهای «خالی» چندان دور از انتظار نبود اما ابعاد این حباب خیلی بزرگ
است . چنان عظیم که در هیچیک از شبیه سازیهای کامپیوتری ، مشابه آن پیش
بینی نمیشد و این باعث شگفتی همگان شده است .
مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیهای با تابش کم انرژی دیده میشود .
این
یافتهها در پروژه «بررسی تمام آسمان» با آرایه عظیم VLA در قالب طرح NVSS
به دست آمده است . در این بررسی ، دانشمندان به صورت اتفاقی به کم شدن
معنادار تعداد کهکشانهای واقع در منطقهای از صورت فلکی «نهر» برخوردند .
با
بررسی این ناحیه به وسیله ماهواره WMAP در سال ۲۰۰۴ در طول موج پس زمینه
کیهانی ، این نتیجه به دست آمد که بخشی کم انرژی منطبق بر آنچه VLA یافته
بود در آن منطقه قرار دارد . به این دلیل نام این منطقه را « لکه سرد » (
WMAP cold spot ) گذاشتهاند . به نظر میرسد عامل اختلاف سطح انرژی در پس
زمینه کیهانی در این منطقه ، نبود ماده باشد . "
اینک
میتوانیم چنین فرض کنیم که در این مناطق پاد ماده وجود دارد و امواج
الکترومغناطیس تولید شده ، پراکنده میشوند و به ما نمی رسند و یا اینکه
کمتر میرسند و ما چنین استنباط میکنیم که اینها حفرههای خالی از ماده در
کیهان بوده و سردتر هستند . زمانی که بشقاب پرندهها در جایی فرود می آیند
و سپس بلند میشوند ، علائمی دال بر سوختگی مشاهده میشود که از خود
تشعشعاتی ساطع میکنند و علت آن میتواند تشعشعات شدید الکترومغناطیسی از هر
نوع ممکن باشد .
4- الکتروگراویتی :
این پدیده در مبحث زیر توجیه شده و در مورد آن توضیحاتی ارایه میشود .
فضای مشبک ، الکتروگراویتی و نیروهای پیشران و اسپین در فضا
انرژی مورد نیاز بشقاب پرندهها از کجا تامین میشود ؟
در
اتمهای عناصر موجود در عالم ، دوران همیشگی هسته و چرخش دائمی الکترونها
پیرامون هسته وجود دارد ، بدون اینکه درون اتم مولد یا منبع انرژی طبق
تعاریف ما وجود داشته باشد و یا اینکه از خارج به آنها انرژی داده شود .
چنین به نظر میرسد که بشقاب پرندهها نیز از این چنین نیروهای اتمی و
انرژی نامحدود هستهای برخوردارند . در واقع منبع نیرو و یا مولد انرژی که
ما میشناسیم و تعریف کردهایم درون بشقاب پرندهها شناسایی و یافت نشده
است برای اینکه آنها میتوانند ساختارهای اتمی را در مقیاسهای بزرگ کپی
کنند .
سرعت بشقاب پرندهها :
طبق
تعاریف فعلی " / یکی از نتایج مهم نظریه نسبیت ، رابطه میان جرم و انرژی
است . این اصل که سرعت نور باید به دید همه یکسان باشد ، نشان می داد که
هیچ چیز نمی تواند از نور سریع تر حرکت کند . آنچه روی می دهد این است که
با مصرف انرژی و وارد کردن نیرو برای شتاب دادن به ذره یا سفینه ، جرم شی
افزایش مییابد و شتاب بیشتر دادن به آن را دشوارتر می سازد . شتاب دادن
به ذره تا سرعت نور ناممکن است زیرا به مقدار نامتناهی انرژی و نیرو نیاز
دارد "
زمانی
که لوکوموتیو بخار و واگنهای قطار ساخته میشدند ، عدهای بر این باور
بودند که جسم انسان توانایی حرکت با سرعتی بیشتر از دویدن اسب را ندارد و
بالاترین حد سرعت را کورس اسبهای مسابقه میدانستند . محدودیتی را که نسبیت
برای سرعت جرم قائل شده است ، در صورت درست بودن ، فقط برای جرم با نیروی
گرانشی مثبت معتبر خواهد بود و در مورد جرم با نیروی گرانش منفی صادق نیست
، زیرا بعد از اینکه میدان ضد گرانش پیرامون جرم تولید شد ، این مقدار جرم
را نمی توانیم اندازه گیری کرده و داخل این معادلات نسبیت کنیم ، برای
اینکه جرم حقیقی پشت این میدان گرانش منفی ، مخفی و صفر و حتی منفی به نظر
میرسد . جرم و گرانش یک جسم ، دو پارامتر وابسته به همدیگر در عالم فیزیکی
هستند . پس میتوانیم چنین فرض کنیم ، زمانی که میدان گرانش منفی جسمی
پدیدار شد ، جرم ظاهری آن در معادلات صفر و حتی منفی به نظر میرسد و شتاب
دادن به آن تا سرعت نور و حتی بیشتر از آن کار سهل و آسانی است . از لحاظ
ریاضی می توانیم چنین بیان کنیم که بشقاب پرندهها به نوعی با کسری جرم نه
جرم منفی مطلق مواجه میشوند یعنی چیزی شبیه به همان پیش بینی جرم سکون صفر
برای فوتون در نظریه نسبیت ، چرا که سرعت انتقال طولی فوتون معادل سرعت
نور است و اگر حرکت موجی یا خطی آن را در نظر گرفت سرعت آن چند برابر سرعت
نور میشود . اینها همگی بیانگر این واقعیت است که قوانین نسبیت برای اجرام
با گرانش مثبت وضع شده است و این قوانین نمی توانند در مورد اجرام با
گرانش منفی صادق باشند برای اینکه با پدیدار شدن میادین گرانشی منفی ،
حقایق و تعاریف فیزیکی به گونهای دیگر است . نام این مکان را میتوانیم
حباب ضد گرانشی نام گذاری کنیم و صد البته قوانین فیزیک کلاسیک نیز درون
و پیرامون آن اعتبار نخواهند داشت .
مشکل
دیگری که برای رسیدن به سرعت نور مطرح میشود ، مشکل مقاومت فضا است ، یعنی
مشکل مشابهی که قبلا برای هواپیماها وجود داشت یعنی مشکل مقاومت هوا که
این مشکل با حذف ملخ و استفاده از موتور جت و بهره گرفتن از اشکال
ایرودینامیک و همچنین افزایش ارتفاع پرواز حل شد ، در مورد بشقاب پرندهها
هم اینچنین است آنها با تغییراتی در شکل هندسی بشقاب پرندهها و استفاده
از میادین الکترومغناطیسی و حباب ضد گرانشی و .... میتوانند بر بیشتر
مشکلات چیره شوند و به سرعتهای بسیار زیاد و باور نکردنی دست یابند .
اصولا سرعت حرکت نور در کیهان سرعت بسیار کندی به نظر میرسد و با سرعت نور
نمی توان در کیهان جا به جا شد و سفر در کیهان نیاز به سرعتهای بسیار
بیشتر از سرعت نور دارد که البته دسترسی به آن مقدور است و قوانین نسبیت
نمی توانند هیچگونه محدودیتی اعمال کنند . شواهدی وجود دارد که یوفوها
سفاین فضایی مادر هم دارند که در سفرهای طولانی از آنها استفاده میکنند .
به بیان دیگر همانطور که میدانیم میدانهای الکتریکی و مغناطیسی دو قطبی هستند ( مثبت و منفی ، N و S
) . قطبهای همنام همدیگر را دفع ولی قطبهای غیر همنام یکدیگر را جذب
میکنند . اگر ما گرانش را یک میدان فرض کنیم ، آن تک قطبی است و جالب است
که قطبهای همنام همدیگر را جذب میکند . چنین تصور میشود که میدان گرانشی
که ما شناختهایم قطب دومی هم دارد که میبایست این دو قطب غیر همنام
همدیگر را دفع کنند ، یعنی برعکس حالت قبلی مربوط به میدان الکتریکی یا
مغناطیسی . به طور مثال :
F نیروی جاذبه ، G ثابت جهانی گرانش ، M1 M2 دو جرم از نوع مثبت و r فاصله مابین مرکز آن دو است . اینک یکی از اجرام میبایست منفی شود تا نیروی جاذبه به دافعه ( ضد جاذبه ) تبدیل شود یعنی :
اینک این جرم منفی را وارد معادله هم ارزی جرم و انرژی نسبیت میکنیم ، مسلما حاصل کار انرژی منفی خواهد بود .
یعنی
اگر ما بتوانیم میدان گرانش جسمی را صفر کنیم ، جرم آن مثل فوتون فرضی صفر
میشود و با کوچکترین انرژی میتوان سرعت آن را به سرعت نور رساند ، ولی اگر
میدان گرانش آن را منفی کنیم ، جسم از طرف میدان گرانش مثبت اجرام سماوی
مثل زمین و خورشید پرتاب میشود ، آنهم بدون صرف هیچگونه انرژی ، و سرعت آن
میتواند به بینهایت هم برسد . این پدیده واقعا در بشقاب پرندهها دیده شده
است ، شتاب ثقل 600 کیلومتر بر مجذور ثانیه البته تا جایی که رادارهای
زمینی توان اندازه گیری داشتهاند . چنین تصور میشود که این نیرو باعث
شتاب در انبساط عالم میشود که آن را با تعاریف دیگری انرژی تاریک
نامیدهاند و ماهیت آن برای فیزیکدانان مبهم و ناشناخته است .
m جرم جسم در حال حرکت ، m0 جرم سکون جسم ، v سرعت جسم و c سرعت نور است . آنچه
که اتفاق میافتد این است که با رسیدن به سرعت نور جرم به طرف منهای
بینهایت میل میکند و نیروی دافعه نیز بینهایت خواهد شد یعنی :
یعنی
بشقاب پرندهها در عرض چند ثانیه از میدان گرانش منظومه شمسی و در عرض چند
دقیقه از میدان گرانش کهکشان راه شیری به بیرون پرتاب میشوند .
تخلیه الکتریکی پیرامون بشقاب پرندهها :
عکس
شماره یک ، ابر نو اختری را نشان میدهد که مدتها پیش منفجر شده است ،
همانطور که قبلا اشاره کردیم علت نورانی شدن گازها ، میدان الکتریکی قوی
پیرامون جرم نوترونی است ، همین وضعیت میتواند برای بشقاب پرندهها نیز
روی دهد ، عکس شماره 2 - بشقاب پرنده در حال سکون بر فراز شهر است ، عکس
شماره 3 - بشقاب پرنده در حال ایجاد هاله الکترومغناطیسی است 4 - تشدید
میدان الکترومغناطیسی توام با یونیزه شدن شدید هوای پیرامون و پرتاب بشقاب
پرنده با شتاب خیلی زیاد .
تصویر فوق عکسهایی از بشقاب پرندهها است که در تاریکی شب گرفته شدهاند .
همانطور
که میدانیم رابطه نزدیکی مابین طوفانهای مغناطیسی خورشید و شفق قطبی وجود
دارد برای اینکه طوفانهای مغناطیسی خورشید میتوانند در اتمسفر سیاره زمین
القا شده و میادین الکتریکی بوجود آورند که این پدیده باعث تخلیه الکتریکی
و یونیزه شدن و نور افکنی گازها میشود که در پیرامون بشقاب پرندهها نیز
همین روی داد اتفاق میافتد . در حقیقت بشقاب پرندهها در خلاء خارج از
سیاره زمین نور افکنی از خود ندارند و فقط در هنگام ورود به اتمسفر سیاره
زمین از خود نور ساطع میکنند . مبحث ( طرز تشکیل شفق قطبی )