تبلیغات
موجودات فضایی
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

این هم عکسهای دیگری از مر یخ و اسر ار بی پا سخ نظر تا ن را جب این عکسها چیست؟؟1!

تصویر

(تصویر 1)


به این دو شی در حال پر واز دقت کنید


تصویر

(تصویر 2)


به شی در حال پر واز در افق دقت کنید

تصویر

(تصویر 3)

به شی در حال پر واز دقت کنید


تصویر

(تصویر 4)

تصویر

(تصویر۵)

 


این سو را خها به نظر شما تو جیه چه رویدادی است

تصویر

(تصویر۶)


تصوری راست سیاره زمین از یک شهر و سمت چپ سیاره مریخ (خو دتان قضا وت کنید!!)

تصویر

این هم تصویر بز رگ از مر یخ

(تصویر 7)

تصویر

(تصویر8)


یک وسیله مصنوعی خیلی عجیب روی سطح مر یخ

تصویر

(تصویر 9)


به نظر شما این دو تکه شی نا شناس چه می توانند با شند؟؟!!

 

تصویر

(تصویر 10)


به نظر شما این ها چه هستند ؟؟!!

تصویر

(تصویر 11)


تصویر

(تصویر 12)


به نظر میاد ما اولین مسا فران مر یخ نیستیم و سفینه های دیگری ما را تحت نظر دارند 



نوشته شده توسط :آرش آزادی
دوشنبه 1 شهریور 1389-12:52 ق.ظ
نظرات() 

بی – ام – و فلاگلراد سری الف وسری ب وسری ج

مابین سال های 1943 – 1945 شرکت بی – ام – و دیسک هایی را طراحی و ازمایش کرد که با موتور های جت کار میکردند و از پره های دوار که گرداگرد کابین خلبان جای گرفته بودند برای پرواز بهره میبردند . مانند شکل زیر :




نمونه اول دراگوست و سپتامبر سال 1943 ساخته با نام " وی – 1 " و در پایگاه کبلی – پراگ جمهوری چک تست های ازمایشی را انجام داد که متاسفانه تنها 1 متر از زمین ارتفاع گرفت و مسافت 300 متر را طی کرده و فرود سختی نیز داشت .

نکته قابل تامق در مورد " وی – 1 " این بود که خلبان در وسط و در میان یک حلقه دوار از پره هایی قرار داشت که در شرایط پروازی این پره ها مکش شدیدی ایجاد میکردند و اگر نقصی رخ میداد خلبان راه فراری نداشت چراکه یا باید از دیسک به خارج میپرید که در این صورت با اغوشی باز به استقبال پره ها میرفت ویا اینکه با دیسک سقوط میکرد .





مشخصات " وی – 1 " :

1 = موتور جت بی ام و 003

2 = 16 پره 6 متری

3 = کابین خلبان تک سرنشین

4 = ارابه فرود چرخدار

شرکت بی - ام – و سری دوم از این نوع دیسک را با تغییراتی بشرح زیل ساخت :

1 = طول پره ها را از 6 متر به 8 متر افزایش داد

2 = کابین را بزرگتر ساخت تا دو خلبان یکی بعنوان کنترل کننده رادار و دیگری هدایت کننده در ان جای گیرند .

3 = ارابه فرود را حذف کرد .

در سال 1944 دیسک سری ب را در مونیخ ازمایش کرد که هنوز مشکلات اساسی را در پرواز داشت البته در سال 1945 نمونه های ارتقا داده شده نیز ساخته شدند تا اینکه نمونه مناسب در همان سال ساخته و ازمایش شد که با موفقیت همراه بود . در این نمونه این تغییرات داده شده بود :

1 = این دیسک دارای 4 خدمه بود

2 = از دو موتور جت بی – ام – و 003 بهره میبرد که در زیر بدنه قرار میگرفتند

3 = تعداد پره ها به 24 پره و طول انها به 14.4 متر رسیده بود .



شرکت بی – ام – و نمونه پیشرفته تری را با نام " وی – 3 " ساخت که دارای 2 طبقه و 21 الی 32 پره بود .

در زمان اشغال برلین اس – اس تمامی اطلاعات در این زمینه را بهمراه دیسک ها نابود کرد اما روس ها توانستند در کندو کاو خود در میان کاغذ سوخته های نازی ها به اطلاعاتی دست پیدا کنند.




وی – 3


منبع:http://www.iran-ufo-base.blogsky.com



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:55 ق.ظ
نظرات() 

victor schauberger

 

 


 

ویکتور شاو برگر (ریپالسین سری الف و سری ب )

 


 

او یک جنگلبان اتریشی بود که با مشاهده و بررسی پدیده های طبیعی خصوصا اب به ایده های جالب توجهی دست یافت . او در سال 1934 درخواست ملاقات با شخص هیتلر را داشت که با این درخواست موافقت شد و در این دیدار او توانست ایده های نوی خود را در زمینه مکانیک ( مکانیک سیالات ) بیان کند نکته جالب اینجاست که او اصول بنیادی خویش را در زمینه کشاورزی – جنگلداری – و مهندسی هیدرولیک یا به تعبیری اب برای هیتلر شرح داد طوری که هیتلر مجذوب طرحش شد و توانست از ایده های او اب ها را مهار کند و کشور را توسعه دهد از نظر صنعتی . هیتلر تا جایی پیش رفت که احساس کرد شاوبرگر دیگر مفید نیست از این رو او را از دایره فعالیت ها کنار گذاشت . شاوبرگر از این پس به یک مهره سوخته بدل شده و برای چند سال اوضاع به همین منوال گذشت وتا انجا بود که حتی خود شاوبرگر به عنوان یک اتریشی احساس کرد که به کشوری بنام المان سنجاق شده و در اصل او یک خارجی است اما در سال 1939 بدنبال شعله ور شدن جنگ جهانی دوم اس اس به تکاپو افتاد تا شاوبرگر را دوباره به خدمت بگیرد به این دلیل که طرح های او در زمینه های نظامی خصوصا ساخت زیر سطحی ها یا همان زیردریایی ها کاربرد فوقالعادهای داشتند.

 



 

 

البته باید متذکر شوم که شاوبرگر در طول سال های اولیه خدمتش در اس اس روی یک مدل توربین هوا( در سال 1935 شاوبرگر توربینی را برای شرکت زیمنس ساخت با نام ” گرم – سرد ” که طی یک مرحله ازمایش نابود شد ) برای پس راندن مایعات ویا گازها که در صنایع هواپیماسازی و زیرسطحی سازی کار میکرد که او را از ادامه کار بازداشتند اما او در بازگشت دوباره خود طرح هایش را از پی گرفت و در سال 1940 ” ریپالسین سری الف ” را طرح ریزی کرد که در ” وی ینا ” و با مشارکت شرکت ” کرتل ” ساخته شد . در همین اثنا حوادثی پیش امد که سبب شد تا شاوبرگر را به تیمارستان ی در” مانر – اوهلینگ ” منتقل کنند و پس از این ماجرا شاوبرگر را به مشارکت در طرح سیستم های خنک کننده مارپیچ ابی مسراشمیت و کار مهندسی هیدرولیک روی موتور هواپیما های سری هنکل گماشتند.

 

 

 

شاوبرگر ریپالسین سری الف را در ازمایشگاه به اتمام رساند این دیسک 2.4 متر قطر داشت ودارای یک موتور الکتریکی کوچک با دور بالا بود که در ازماشات به عمل امده روی ان نتوانست نظر مسئولان اس اس را جلب کند تا انجا که این عدم توفیق زندگی خانوادگی شاوبرگر را نیز به مخاطره انداخت .

 

 

طرحی از هواپیمای هنکل

 

در سال 1943 مدل جدید ساخته شد با نام ” ریپالسین سری ب ” که البته این نمونه سیستم رانش توسط متخصصین اس اس برای یک بیو زیرسطحی در نظر گرفته شده بود که خود شاوبرگر نام ” ماهی غزل الا” را برای ان انتخاب کرده بود به این دلیل که دهان این زیرسطحی مانند دهان ماهی غزل الا باز بوده .

در سری ب وقتی موتور الکتریکی به کار می افتاد در طی چرخش اثر کوندا را موجب میشد و این اثر خود یک اختلاف فشار ائرودینامیکی بین سطح خارجی و سطح داخلی بدنه زیر سطحی ایجاد میکرد که سبب رانش ان به سمت جلو میشد . در سال 1944 کار روی ریپالسین سری ب ادامه داشت و این مدل را ارتقا دادند که البته این کار بیشتر توسط دکتر مایته و سایرین بود و ازاین مدل برای پرواز بهره گرفتند یا به عبارت بهتر چون نیروی حاصل از پس زنی توربین این نمونه ها فوقالعاده زیاد بود تیم تحقیقاتی از ان برای به پرواز در اوردن دیسک های پرنده که به موازات اجرای این طرح در حال اجرا بودند بهره گرفتند ( در این سال بود که مایته با طرح ریپالسین سری ب شاوبرگر و توربین فوقالعاده ان اشنا شد) . توربین چرخشی در ریپالسین سری ب برای افزایش اثر پس زنی سیال بهینه شد در این مدل جدید سطح تحتانی میچرخید و سطح فوقانی ثابت بود. در همین سال شاوبرگر به لئونشتین در اتریش رفت . این کاملا واضح است که اس اس دوباره شاوبرگر را طرد کرده و زمانی به این اشتباه پی میبرد که کار رودولف اشریور روی دیسک فلاگ کریزل را با موفقیت تمام کرده بود و رهبری تیم را هم دکتر مایته بر عهده داشت.

 

 

 

طرحی که دکتر مایته ارائه داد

 

مایته در همین سال اخرین طرح هایش را براساس توربین شاوبرگر با نام ” ریپالسین کرافت ” در براسل ساخت. پس از جنگ جهانی دوم تیم ” آورو ” کانادا که پیش از این دکتر ریچارد مایته را به خدمت گرفته بود به شاوبرگر نیز دعوتنامه همکاری روی برنامه ساخت اورو را تقدیم کرد اما شاوبرگر نپذیرفت چرا که قصد داشت تا از دانشش در راه صلح بهره گیرد و کسیاز دستاورد های او را برای نائل شدن به مقاصد خویش استفاده نکند. در سال 1950 شاوبرگر به امریکا رفت و در انجا مجبورش کردند تا با گروه طراحی دیسک های نظامی کار کند . فشار ها روی شاوبرگر لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر میشد چون در جریان اشغال برلین توسط متفقین روس ها اولین گروهی بودند که خود را به برلین رساندند از این رو توانستند تمامی دیسک ها بر پایه توربین شاوبرگر را به روسیه منتقل کنند و امریکایی ها چیزی نصیبشان نشد و به این دلیل فشار ها را بر شاوبرگر اظافه میکردند تا از روس ها عقب نمانند. شاوبرگر نتوانست طاقت بیاورد و به اتریش بازگشت و 5 ماه بعد درگذشت و این بود پایان غم انگیز زندگی مردی که او را جادوگر اب میدانند .

 



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:43 ق.ظ
نظرات() 

 

 

رودولف اشریور و برنامه فلاگ کریزل :

FLUGKREISEL 

بدون شک المان ها از این نوع بیش از سایر انواع دیسک ها ساختند و در نبرد های هوایی و جاسوسی از انها استفاده کردند.

موضوع ساخت دیسک فلاگکریزل ها از انجا اغاز شد که شاوبرگر کار خود را روی برنامه توربینهای ریپالسین ( ویزه استفاده برای سیالاتی مانند اب ) تمام کرد اس اس تصمیم گرفت که از این نوع توربین در دیسک های پرنده بهره ببرد از این رو این برنامه را به تیم تحقیقاتی هنکل واگذار کرد اما تیم تحقیقاتی هنکل در ان زمان علاقه ای به توربین شاوبرگر نشان نداد چراکه خود مشغول کار روی برنامه های خود بود تا از برنامه مسراشمیت عقب نماند . در زمانی که شاوبرگر را به کار روی برنامه مسراشمیت سرگرم کردند یکی از کارکنان تیم هنکل بنام رودولف اشریور طرح دیسک های فلاگ کریزل را ارائه کرد (1941) البته طرح او به یچ وجه از توربین ریپالسین شاوبرگر بهره نمیبرد و خود نیز بعدا گفت که طرح این نوع دیسک ها با تماشای مسابقه پرتاب دیسک در المپیک 1936 برلین به ذهنش خطور کرده است .

اشریور اولین نمونه را در سال 1941 ساخت که دارای 20 متر قطر بود و 21 پره ( ملخ ) گرداگرد کابین خلبان جای گرفته بودند.

 

 

 

اشریور در طرح اولیه از موتور های جت بی – ام – و 003 یا جومو 004 استفاده کرده بود اما این موتور ها به این دیسک توانایی پرواز را به صورت مطمئن و با متوسط ایده ال های پروازی نمی دادند . این نوع دیسک ها تنها با توبین های جت کرسنت توانستند پرواز کنند که اولین پرواز موفقیت امیز با درصد بالای اطمینان در سال 1943 انجام شد .

 

 

 

نمونه ای از توربین جت کرسنت را در بالا میبینید

 

 

 

 

نحوه ی جا گیری توربین های کرسنت در دیسک های فلاگ کریزل را در شکل بالا میبینید

درست در همین اوان شرکت بی – ام – و نیز روی برنامه مشابهی با نام ” فلاگلراد ” کار میکرد که بعد ها بدلیل اینکه هر دو برنامه تقریبا از یک خانواده بودند ادغام شده و تبدیل به برنامه فلاگکریزل بزرگ یا دیسک فلاگ کریزل با قطر بزرگتر شدند که از دیسک های نام برده شده قویتر بود .

اما از انجا که کار های ابتدایی روی این برنامه از دید اس اس رضایت بخش نبود بنابر این اس اس تصمیم گرفت تا از دکتر جوزپه بلونزو دکتر ریچارد مایته دکتر کلاوس هابرموهل بعلاوه 6 مهندس دیگر که از انها نامی برده نشده در ادامه کار بهره گیرد .

در زیر طرحی را میبینید که هابرموهل ارائه کرد ولی مورد تایید قرار نگرفت لازم به ذکر است که این نمونه از راکت والتر روهر بهره میبرد :

 

 

 

در هنگام اشغال برلین اشریور و گروهی از مهندسان به اسارت امریکایی ها در امدند و از ان پس مجبور شدند تا بر روی طرحی مشابه طرح فلاگکریزل برای ایالات متحده کار کنند اما عمر اشریور دیگر بسر امده بود و امریکایی ها را با طرح های ناتمام تنها گذاشت .

روس ها نیز به عنوان اولین گروه متفقین که برلین را تصرف کردند کلاوس هابر موهل را به اسارت گرفتند و وادارش کردند تا با ” یو – اس – ار ” که پیش از این از طرح بلونزو مطلع شده بودند همکاری کند .

دکتر مایته نیز توسط موسسه تحقیقاتی اورو کانادا به عنوان سرپرست تیم تحقیقاتی اورو جذب شد و از ان پس روی دیسک پرنده کانادایی امریکایی اورو کار کرد و در زیر تساویری از این دیسک را میبینید :

 

 

تنها کار ارزشمند دکتر مایته

 

 

 

عكسها از فلیكر است و مشكل همیشگی.با فی شكن باز كنید.



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:41 ق.ظ
نظرات() 

HANIBU

هانیبو

هانیبو دیسکی است که توسط شاخه سری اس – اس – ای – 4 بر مبنای طرح های گروه توله گسلشافت با این تفاوت که از موتور های مولد گرانش معکوس برای پرواز بهره میبرد در سال 1939 پایه ریزی شد .

در سال 1935 گروه توله در پی یافتن مکانی برای انجام ازمایشات سری خود در شمال غرب المان مکانی مناسب را در ” هائنبورگ ” مهیا کردند . در سال 1939 به بعد اس – اس – ای – 4 به این دیسک به عنوان نسل جدید از دیسک های پرنده نگاه میکرد و نام ” هائنبورگ دیوایس ” یا ” اچ گرات ” را برایش انتخاب کرد اما بدلیل شرایط جنگی و شروع جنگ جهانی دوم به ” هانیبو ” تغیییر نام داد .

 

 

 

 

 

 

اولین نسل از این نوع دیسک ها یعنی هانیبوی 1 که 2 نمونه از ان ساخته شد دارای قطری معادل 25 متر و 8 خدمه و قابلیت پرواز با سرعت باور نکردنی 4800 کیلوتر بر ساعت ( 1333.3 متر بر ثانیه که در ان زمان دست یافتن به این سرعت یک رویا بود ) بود البته در ارتفاع کم .

نمونه های بعدی با انجام اصلاحاتی توانستند به سرعت 1700 کیلومتر بر ساعت ( 4722.22 متر برثانیه ) برسند البته ساعات پرواز با این دیسک نیز به 18 ساعت افزایش پیدا کرد .

 

 

 

 

 

هانیبو 1

 

 

 

هانیبو 2


 

هانیبو 2 در سال 1942 با قطر 26 متر وارد عرصه نبرد شد . این دیسک 9 خدمه داشت و میتوانست با سرعتی معادل 6000 – 21000 کیلومتر بر ساعت ( 1666.66 متر بر ثانیه – 5833.33 متر بر ثانیه ) پرواز کند نیز ساعات پروازی به 55 ساعت افزایش یافته بود.

هانیبو 2 106 ازمایش پروازی را پشت سر گذاشت و مابین سال های 1943 – 1944 7 نم.نه از ان ساخته شد .

در همین سال ها نمونه پیشرفته تری از هانیبو 2 را با نام هانیبو دو استرا ساختند که توانست به سرعت 21000 کیلومتر در ساعت برسد .

از خانواده هانیبو نمونه ای ساخته شد به قطر 71 متر دارای 31 خدمه با توانایی پرواز با سرعت 7000 – 40000 کیلومتر در ساعت ( 1944.44 متر بر ثانیه – 11111.11 متر بر ثانیه ) با نام هانیبو 3 .

 

 

 

 

 

هانیبو 3 یک توپخانه هوایی مجهز


 

بعد از هانیبو 3 هانیبو 4 نیز وارد عرصه نبرد شد با قطر 120 متر اما بعد از ان دیگر نومنه ای ساخته نشد چون المان توسط متفقین اشغال شده بود البته تمامی نمونه ها به پایگاه سری المان ها جایی در قطب جنوب مشهور به انتراتیکا 211 منتقل شده بودند و فقط تعدادی معدود از این نوع دیسک ها بجای مانده بودند که یا تکمیل نشده بودند و یا اینکه توسط اس – اس نابود شده بودند و عملا لاشه ای بیش نبودند .

طبق گزارشی تنها در سال 1970 دیسکی بسیار شبیه به هانیبو 4 در المان دیده شده .

 

هانیبو ۴

 

 

 

 

لازار ساخت ایالات متحد ه که از فناوری گرانش معکوس برای پرواز استفاده میکند

 

 

 

دیسک ساخت روسیه در حال انجام ازمایش

 

 

 

تصویری از هیتلر جالب اینجاست که گفته میشود او در لحظات پایانی نبرد با قبول شکست از متفقین همراه با معشوقه اش خود کشی کرده است در حالی که او زنده و سر حال با پرنده مخصوص خود به ارزانتین رفت و فعالیت های زیرزمینی حذب فاشیستی نازی را اغاز کرد. Hitler_With_Alien_Ufo_Vril_Haunhebu_Ww2_Nazi



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:25 ق.ظ
نظرات() 

معرفی موجودات فضایی ۴

 

10- دراکو : Draco
 
اسامی دیگر این گونه : موتمن Mothmen - سیاکارز Ciakars -پتروئیدPteroids -مردم پرنده Birdmen  و دراکوی بالدار Winged Draco
 
نام سیاره: آلفا دراکو نیز Alpha Draconis
 
شخصیت:
 
خزندگان نژاد دراکو از طبقه ی سلطنتی و سطح بالای خزندگان هستند . بالاترین رده ی آنها ؛دراکوهای سفید پوست ؛ هستند.
 
مشخصات ظاهری:
 
به طور کلی دراکوها ۷ تا ۱۲ فوت قد دارند.
دراکوها بال دارند و این بالها مانند چرم است و در میان آن استخوانهایی دنده مانند وجود دارد. بیشتر شبیه بالهای پرنده های ما قبل تاریخ به نام آرکئوپتریس.


 
 در بعضی موارد شاهدان دیده اند که دراکوها واقعا با این بالها پرواز میکنند (گزارشات موتمن نوشته ی جان کیل).
 
در بیشتر برخوردها شاهدان دیده اند که این موجودات ردای بلندی از سر شانه تا پشتشان پوشیده اند که این به دو صورت قابل تعبیر است :

۱-  این رداها ممکن است نوعی لباس مخصوص شنهان کردن بالهای ایشان باشد.
۲-این ردا در حقیقت خود بالها هستند که در حالت عادی در پشت آنها جمع شده اندزیرا در مشاهدات غالبا دیده شده که بالها پس از پرواز ناپدید می شوند و شکل ردایی را بر پشت آنها گرفته است.
 
شاخصه ی دیگر آنها داشتن شاخهای استخوانی در بالای سر است. این شاخها در وسط سر و بالای پیشانی رشد میکنند. احتمال داده می شود که این شاخها برای فرستادن امواج مغزی استفاده می شوند.
 
بدن دراکوها ورزیده تر از سایر گونه های خزنده است و این به احتمال زیاد به دلیل فعالیت پرواز است.

 

گونه هایی از آنها بدون بال و شاخ هستند.


این موجودات به وضوح در تونلهای زیر زمینی در مونتاک پوینت Mountak Point- لانگ آیلندLong Island  - ویرجینیای غربیWest Virginia   دلچه  Dolce و نیو مکزیکو  New Mexico دیده شده اند.

در تاریخ :

در چین-ژاپن-هندوستان - مصر-پرو و مکزیک  به صورت مارها و اژدهای بالدار ثبت شده اند .(گارودا مرکب کریشنا در هندوستان از نمونه های ایشان است).در ایران به صورت اژدها و دیو شناخته شده اند. این نژاد مانند آنوناکی و آناکیم از نوع خزنده هستند ولی متعلق به سیاره ای متفاوت بوده تفاوتهایی با آنوناکی دارند.
 
شاهدان و منابع برای مطالعه ی بیشتر :
۱- پیشگوییهای موتمن نوشته ی جان.ای. کیل
 Mothmen Prophecies by John.A. Keel

۲-The Nevada Aerial Research Journal for summer 1989
۱۱- انسان :
اسامی دیگر : انسانهای غیر زمینی ( انسانهایی که متولد زمین نیستند )

 نام سیستم کهکشانی : تایگتا پلیادز Taygeta Pleiades - وگا لیراVega Lyra   - سلSol  - سیریان Sirian  - آرکتیوروس Arcturus – تا او سه تی Tau Ceti  - ولف ۴۱ Wolf 41 – پروسیلون Procylon – آلفا سنتاری Alpha Centauri
 
این گونه های انسانی از ۳ دسته تشکیل شده اند. انسانهای : -سیریانSirian  - پلیاد Pleiades و – اوریون Orion

مشخصات ظاهری :
 
از نظر ژنتیکی شباهت به انسانهای متولد زمین دارند.

 

=================================================

معرفی موجودات فضایی ۵

 

همانطور که در ۴ قسمت قبل گفتیم  فضایی ها فقط موجوداتی با ظاهر عجیب و غریب نیستند بلکه گونه های مختلف انسانی هم دارند مانند “پلیادیان” و ” آندرومدا”  . اما اینکه تا چه حد این جزئیات دقیق و صحیح هستند بر من هم معلوم نیست و حتی  احتمال هم می دهم که بخش عظیمی از این اطلاعات دستکاری شده باشد. ولی در هر حال دانستن  این مسائل بهتر از ندانستن آن است  و صحت آن هم به مرور زمان و با مطالعات بیشتر معلوم خواهد شد. 

 

اساس مطلب این است که موجودات فضایی وجود دارند و این شاید به بسیاری از شما  ثابت شده باشد. اما قبول کردن حضور این موجودات ناشناخته حال چه فضایی و چه فرشتگان و جنیان یک مسئله ی شخصی  است که باید با احتیاط با آن برخورد کرد.

در طول این ۶ سال که از آغاز وبلاگ می گذرد واکنش خوانندگان من از چند حالت خارج نبوده است:

برخی صرفا به دلیل ترس ترجیح می دهند آنها را انکار کنند و برخی دیگر اصلا اهمیتی نمی دهند که چه در دنیا و کائنات می گذرد.  گروهی هم هستند که از هر دانش و اطلاعاتی استقبال کرده و به قول معروف خود را با پیشرفتها و اخبار روز هماهنگ می کنند.

نکته ی اساسی در تحقیقات ماورائی این است که باید هر روز منتظر چیز جدیدی بود و هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری می شود نظر و عقیده هم باید مطابق با آن تغییر کند. مثلا اینجانب در ابتدای شروع کارم همیشه طرفدار موجودات فضایی بودم و گمانم بر این بود که این افراد فقط خیرخواه ما هستند اما در طول ۵ سال به مرور دریافتم که اشتباه می کردم و بیشتر این موجودات بدخواه ما هستند.

 اگر شما به پستهای قبلی من رجوع کنید کاملا متوجه این تغییر عقیده ناگهانی من می شوید که البته برای آن دلایل محکمی هم دارم!

  خوانندگان گرامی هم برای اینکه توجیه شوند نباید فقط به این مختصر مقالات بسنده کنند بلکه باید خود به جستجوی حقیقت بپردازند.زیرا هرچه شما امروز یاد می گیرید شخصیت فردای شما را می سازد و هرچه بیشتر و سریعتر یاد بگیرید راحتتر قادر به هضم واقعیتها خواهید بود. این هیچ ارتباطی با فضایی ها ندارد و شامل تمام زمینه های علمی و دینی می شود. افرادی که با تکیه بر تحقیقات دقیق و مستندات جلو می روند هرگز دچار شک و تردید در راه خود نخواهند شد زیرا برای هر سوالی جواب منطقی خواهند یافت اما در عوض افرادی که فقط به حرف این و آن گوش می دهند و هیچ نظری از خود ندارند هر روز جهت عوض کرده و هیچ وقت هم نمی دانند که بر کدام عقیده هستند.

پلیادیان:

 پلیادز انسانهایی از نژادهای گوناگون هستند که در یک سیستم ستاره ای جمع شده اند. اگرچه قبلا در مورد این نژاد صحبت کرده ایم اما مسائل مهم و ضروری در ارتباط با این نژاد وجود دارد که باید دقیق تر بررسی کنیم.

محل زندگی:

هفت ستاره در سیستم ستاره ای تااوروس TAURUSبه فاصله ۴۲۰ سال نوری از زمین. نام این هفت ستاره ی پلیادز چنین است :

۱-تای گیتاTaygeta   

2-مایا  Maya  

3-   کو ای لا Coela        

4-اطلس Atlas

5-  میروپMerope   

6-    الکترا Ellectra  

7-  آلکوین Alcoyne

مردم پلیادز ساکن سیاره ی  “ایررا ” Erra هستند که تقریبا به بزرگی زمین است و به دور خورشید ( تای گیتا ) می گردد.

سایر مردم پلیادز در سیارات  “سیمجاس” Semjase -  “پتاه”Ptah  و  “کو اتزال” Quetzal زندگی می کنند.

تاریخچه:

 در حدود ۲۲۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مردم پلیاد منظومه شمسی را کشف کردند و  سیاره ی زمین را به عنوان پایگاه ماموریت خود برگزیدند.

فدراسیون کهکشانی به  پلیادز اجازه داد تا با مردم زمین مخلوط شوند اما فقط در سرزمینهای بالی – هاوایی- سا اوما و هندوستان.

تمدنها آمدند و رفتند  جنگها  و فجایع روی زمین اتفاق افتاد و دوره های صلح امیز همگی گذشتند و مردم پلیادز در کنار مردم زمین زندگی کردند . تمدنهایی مثل مایا – اینکا و لموریا همگی توسط پلیادز به وجود آمدند. اما ۱۰ سال پس از میلاد پلیادیان زمین را ترک کردند زیرا در سیاره خود به صلح دست یافته بودند.

قبل از ترک زمین پلیادیان یک رهبر معنوی را برای زمین برگزیدند به نام امانوئل که بعدها نامش مسیح شد. پدر مسیح یک پلیادی به نام گابریل بود و مادرش مریم از بازماندگان مردم سیاره لیران بود.

اما تکامل زمین همچنان زیر نظر و راهنمایی های پلیادز است و در آینده نزدیک پلیادیان قرار است که مردم زمین را به آگاهی برسانند!

سیاره پلیادیان به نام ایررا دارای ۴۰۰۰۰۰ نفر سکنه است. آنها با تله پاتی با هم تماس می گیرند و نیازی به ابزاری مانند تلفن ندارند و برای مسافرت از یک سیستم خاص به نام تیوپ استفاده می کنند.

علف خوار هستند اما گاهی هم گوشت می خورند. هیچ مشکل بیماری یا مریضی ندارند چون سلامت بدن را با نیروی ذهنی خود کنترل می کنند. عمر متوسط یک پلیادی ۷۰۰ سال است.

در سیاره آنها چیزی به نام واحد پول وجود ندارد بلکه آنها تمام منابع را به طور شراکتی استفاده می کنند. همه چیز به طور مجانی به مردم داده می شود بر اساس خدمتی که به جامعه می کنند.

پلیادیان در سفینه هایی به نام  “ارابه ی نور” مسافرت می کنند و این سفینه ها سایزهای مختلفی دارند. ارابه نور قدرت پرواز بین ستاره ای دارد و می تواند میلیاردها کیلومتر را در کمتر از یک ثانیه طی کند. به این ترتیب مسافرت از سیاره ایررا به زمین برای آنها ۷ ساعت طول می کشد.

نکته: طبق وعده هایی که مردم پلیاد به بیلی مایر داده بودند قرار بود زمین در سال ۲۰۰۰ میلادی نابود شود و آنها  قول داده بودند ارابه های نور خود را  به زمین بفرستند تا بازمانده های مردم زمین را از سیل و زلزله و پایان دنیا نجات دهند! همانطور که گفتم گذر زمان بسیاری از دروغها را آشکار می کنند! 

یکی از پر سرو صداترین شاهدانی که مدعی است پلیادیان با او تماس گرفته اند بیلی مایر است که از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۲ با آنها تماس داشته. بنا به اظهارات او زنی به نام سامجاسی ابتدا از طریق تله پاتی و سپس به طور فیزیکی با او تماس گرفته و گفتگوهای آنها در چند کتاب چاپ شده است.

مشکلات این عقیده :

در چند پست قبلی گفتیم که یک فضایی به نام ” اشتر  شران” هم در گذشته و هم امروز با مردم زمین تماس میگیرد و خودش را پسر عیسی معرفی می کنند و خبر از نابودی زمین می دهد. دروغهایی که این افراد گفته اند فقط با مطالعه تاریخ برملا می شود. هیچ یک از پیشگوییها و تعاریفی که این موجودات ناشناخته برای ما فرستاده اند تا کنون به حقیقت نپیوسته. تمامی گفته های آنها به جز دروغ چیزی نبوده و تنها هدف آنها هم گمراه کردن انسانها و زیر سوال بردن ایمان به یکتایی خداست.

همانطور که گفتم علی رغم اینکه خودم با برخی از این موجودات برخورد داشته ام نسبت به گفته های آنها شکاک هستم .بسیاری از خوانندگان مایل بودند چگونگی ارتباط مرا با این موجودات بدانند اما سودی در بیان آن نیست چون من قصد ندارم مانند بیلی مایر و آلکس کولیر از این موجودات تقلید کنم.بلکه من راه خود را خودم انتخاب می کنم و هیچ موجودی حق ندارد به من بگوید چکاری باید بکنم. به نظر من این بسیار مهم است که انسان در هر شرایطی به هیچ موجودی ایمان قطعی نداشته باشد به جز آفریدگار یکتا.

 اگرچه باور به خدای یکتا خودش باید از روی منطق و دلیل باشد و نه صرفا یک ایمان بچه گانه. زیرا ایمانی که بدون پشتوانه عقل باشد خیلی زود کمرنگ می شود و جای خود را به باورهای خرافی می دهد.

همه چیز به هم گره می خورد:

گفتیم که مردم پلیادز مدعی هستند عیسی مسیح (امانوئل) را آنها تولید کرده اند و برای برقراری صلح در زمین جای دادند و پس از آنکه ماموریت او به اتمام رسید او را به سیاره ی خود بردند.

این مسئله زمانی جذاب می شود که به نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی نگاه کنیم.

غسل تعمید عیسی مسیح

در تمام این تابلوهای نقاشی تصویر سفینه های نورانی در آسمان بر بالای سر عیسی و مریم به چشم می خورد ! پس آیا این صحت دارد که مسیح فردی زمینی نبوده و قدرتهای خارق العاده اش برای زنده کردن مردگان و شفای کوران از ژنهای متفاوت او بر می خاسته ؟ و آیا این حقیقت دارد که جبرئیلی که قرآن از او نام می برد در واقع مردی از سیاره پلیادز بوده ؟

جواب این پرسشها را به همراه ترجمه ای از داستان شاهزاده نانار در پست بعدی بخوانید.

 

 

 
اما این فقط پلیادیان نیستند که چنین ادعایی دارند !
سیاره  نیبیرو  اسمی آشنا برای خوانندگان این وب لاگ است چون بارها از آن سخن گفته ایم.
مردم نیبیرو نیز مدعی هستند که عیسی مسیح را آنها ساخته و به زمین آورده اند . شرح کامل این ماجرا در طرح شاهزاده نانار خواهد آمد!

اما فقط پلیادیان و نیبیروها چنین ادعایی ندارند بلکه گروههای متعددی از موجودات عوالم غیب که گاهی هم خود را  فضایی معرفی می کنند حرفهایی مشابه می زنند و برخی از آنها مانند  اشتر  چیزهای جدید هم به آن اضافه می کنند.  اگر چه قبلا اشاره شده است اما ضرر ندارد که یادآوری کنیم   اشتر  و گروه عظیمی که مطیع او هستند در مورد عیسی مسیح چنین می گویند :

؛نام اصلی او ساناندا است و نه مسیح . او تنها پسر خدا نیست بلکه خدا فرزندان دیگری هم دارد که به زمین نفرستاده است . ساناندا چندین بار روی زمین متولد شده و مرده است و چند نمونه آن تولد به صورت کریشنا = خدای هند باستان  و سنت کومارا = از بزرگان هند باستان بوده است.
ساناندا در جهان ما در بعدی بالا ( ۱۰ یا ۱۱ ) زندگی می کند و ازدواج کرده پسری به نام پتاه هم دارد . ساناندا فرمانده کل نیروهای غیبی منظومه شمسی است که در پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی به نجات مردمی خواهد آمد که فقط به او ایمان دارند. ؛!!!

اینجا است که همه چیز به هم گره می خورد و نارسایی  گفته های این موجودات آشکار می شود.
اینکه هر کدام از این دسته ها به دنبال فریب دادن ما هستند و نه کمک کردن به ما .
دیگر اینکه حرفهای ضد و نقیضشان حاکی از بی اطلاعی خودشان نیز هست .
البته می توان احتمال داد که افرادی مانند بیلی مایر و آلکس کولیر و یا زکریا سیچین فقط بیماران روانی هستند که چرندیات مغزی خود را به صورت پیامهایی از فضا منتشر می کنند.  اما تا جایی که به من مربوط می شود این موجودات وجود دارند و شاید فقط درصد کمی از این مدعیان بیماران روانی و چند شخصیتی باشند.
سوال بعدی که مطرح می شود این است که پس چرا و چگونه هر گروه و دسته ای حرفی می زنند و سوال دیگری که چند نفر پرسیده بودند اینکه” پس چرا با ما تماس نگرفته اند “؟
برای همه این سوالات جوابهایی وجود دارد که در قسمت بعدی به آنها خواهیم پرداخت. انشاءالله.

در ادامه معرفی انواع گونه هایی هوشمند فضایی ( اعم از انسان یا غیر از آن!) به چند نژاد کمتر شناخته شده می پردازیم.

 

۱- کامیلیون Chameleon:

همانطور که از نامشان مشخص است گونه ای از خزندگان (سوریان Saurian) هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان را دارند. منظور از خزندگان همان نژاد بزرگی است که به سبب شباهتهایشان با موجودات خزنده به این نام خوانده می شوند. از دیگر نژادهای خزندگان قبلا به ” گری ها” ” آنوناکی” و ” ناگا ها” اشاره کرده ایم.

کامیلیون ها قدرت تغییر سرعت ملکولهای بدن خود را دارند و به این ترتیب قادر هستند فرم خود را ظرف مدت کوتاهی عوض کنند و به نظر شبیه انسانها بیایند.

گزارشاتی مبنی بر حضور آنها از شبکه های زیر زمینی منتشر شده است. مکان آنها در ایالت نیو مکزیکو- یوتا – نوادا- کالیفرنیا و واشنگتن و با هدف تولید نژادی جدید از لقاح با انسانها می باشد. نژاد جدید تولید شده به طرز شگفت آوری خود را شبیه انسانها جلوه می دهند در حالیکه همچنان قدرت و خواص خزندگان را حفظ می کنند. معمولا چشمان آبی و پوست بسیار کم مو دارند. برخی معتقدند که کامیلیونها از لنز به منظور پنهان کردن فرم عمودی مردمک خود استفاده می کنند.

 

 

 http://www.stargods.org/ReptilianAngels.htm

۲-دایناسوری ها  Dinosauroids :

از قدیمیترین نژادهای Saurian یا خزنده می باشند.

Dale Russell متخصص فسیل شناسی از موزه ملی کانادا در اتاوا نظریه ای داده است که بر طبق آن موجودات زنده هوشمند می توانند از خزندگان بزرگ جثه تکامل یافته باشند. این موجودات تکامل یافته را دایناسوری می نامند. یعنی دارای پوست سبز رنگ - جمجمه ای بیضی شکل - چشمان درخشان مانند گربه و دستانی با سه انگشت هستند.

بر اساس این نظریه موجودات خزنده دوزیست به مرور تبدیل به نوعی گونه انسان مانند شدند و در نهایت به سوی یک فرهنگ و تمدن تکامل یافتند اما گویا در یک فاجعه مانند آنچه در آتلانتیس رخ داد از بین رفتند.

فسیل جای پای pelycosaur موجودی نیمه خزنده و نیمه پستا ندار

تمدن آنها قادر بود سفرهای بین ستاره ای انجام دهد و در چندین سیاره افرادی از خود را به جا گذاشتند.

 از کتیبه های سومر نژاد خزنده هوشمند که جزو آنوناکی نیز دسته بندی می شود.

 

منبع:   The Nevada AERIAL RESEARCH JOURNAL for summer 1989

 

 ۳- دروپا ها  Dropas:

نژادی انسانی هستند با قد متوسط ۱۴۰ تا ۱۵۰ سانتی متر. ۱۰ هزار سال قبل از میلاد بر زمین سقوط کردند . قبایل آنها تا به امروز در مرزهای تبت زندگی می کنند.

بین سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بود که جستجو در مورد این تمدن در کوههای “باران کایا اولا” در مرز بین چین و تبت آغاز شد.

باستانشناسان معتبر دوران از جمله Chi Pu Tei در این تحقیق شرکت داشتند. در ابتدا یک سری عظیم از غارهای دست ساز که به هم راه داشتند در زیر زمین کشف شد. دیوار غارها کاملا صیقلی و براق بودند که احتمال کنده شدن آنها با ابزار ابتدایی را از بین می برد.

کشف بعدی قبرستانی بود حاوی اسکلتهای عجیب. طول اسکلتها به ۴ فوت می رسید (۱۴۰ سانتی متر) و اندازه جمجمه ها بسیار بزرگتر از حد طبیعی بود. با توجه به یافتن نقاشی های هوشمند بر دیوار غارهای مجاور احتمال اینکه این اسکلتها متعلق به گونه ای از گوریل بوده باشد نیز رد شد. نقاشی ها حاوی تصاویری از خورشید-ماه-زمین و ستارگان بودند.

چیز دیگری که از این تمدن به دست آمد تعدادی دیسک اطلاعاتی بود که تا به امروز خوانده نشده اند. آزمایشات قدمت آنها را به ۱۲ تا ۱۰ هزار سال قبل از میلاد تخمیم زد.

Robin-Evans یک محقق انگلیسی بود که بعد از کوشش فراوان موفق شد تصویری از ملاقات رهبر دروپا ها در سال ۱۹۴۷ با دالایی لاما به دست آورد.

 

خط هیروگلیفی که از دروپاها در سنگ نوشته ها به دست آمده بود سرانجام توسط Dr. Tsum Um Nui خوانده شد. طبق ترجمه یکی از خطوط چنین می گوید:

” دروپاها در سفینه خود از آسمان پایین آمدند. زنان – مردان و کودکان شهرهای اطراف (Ham) در غارهای خود پیش از طلوع خورشید پنهان شدند. تا وقتی که حداقل زبان اشاره دروپاها را فهمیدند و دانستند که این مهاجران قصد بدی ندارند…”.

بر این اساس سفینه این گروه از دروپاها با صدای وحشتناکی بر زمین و در میان کوههای صعب العبور سقوط کرد و آنها دیگر نتوانستند به سیاره خود بازگردند.

در اساطیر آن ناحیه صحبت از آدمهای کوچک زرد رنگی است که از آسمان آمدند.

 عکس واقعی از شاه و ملکه دروپاها

 http://www.ufocasebook.com/dropa_people.jpg

۴- جیزه ای ها Gizans :

همانطور که از نامش پیداست در نواحی اطراف جیزه در مصر دیده شده اند.

 برخی کاشفان و بازدید کنندگان گزارش داده اند که آنها مانند مصریان باستان لباس پوشیده اند و در لابیرنتها (تونلهای پیچ در پیچ) زیر ساختمان اهرام سکونت دارند.  یک گروه تحقیقاتی از طرف آمریکا توانستند یک تونل عظیم و عمیق در زیر کشور مصر پیدا کنند که گویا انسانهایی در آن سکونت دارند ولی این اخبار فوق سری در انحصار دولت آمریکاست.

سایر منابع معتقدند که مردم جیزه توسط سایر گونه های خزنده در این شهر زیر زمینی جمع آوری و برای آزمایشاتی مورد استفاده هستند.

مطالب این وب لاگ قبلا در جایی نوشته با ترجمه نشده است و بر پایه ی تحقیقات شخصی نویسنده ی وب لاگ می باشد. منابع در انتهای هر مقاله ذکر شده است.

گونه های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اآنچه را که محققان و منابع سری به ما معرفی می کنند در این رابطه می خوانید.

 

1- دی رس Deros :

دیرس ها نژادی کم هوش هستند که در زیر زمین زندگی می کنند. برخی محققان آنها را جزو جنیان و برخی جزو انسانهای تکامل نیافته دسته بندی می کنند.

این موجودات در غارها و تونلهایی در اعماق زمین و زیر دریاها خانه دارند و غالبا بسیار غول آسا و چاق هستند و از این رو در افسانه ها به نام ” گنده بکها” و یا “چاقالوها” شناخته شده اند.

دیروس ها تخم گذار هستند و نوزادان در زمان بیرون آمدن از تخم ۱۸۰ سانتی متر ارتفاع دارند و بعد از رشد تا ۵/۲ متر می رسند. بسیار چاق هستند و از نظر هوشی از انسان پایین تر می باشند.

دارای دو معده هستند مانند گاو و سیستم هضم غذا در آنها مانند گاو همراه با نشخوار می باشد.

دیروس ها فاقد ناخن – ناف و راست روده هستند. چشمانشان به رنگ نقره ای یا طوسی است و در تاریکی می درخشد. ابروهای بور دارند و پوستشان صورتی کم رنگ با سایه ای از طوسی است (تقریبا شبیه رنگ پوست خوک چرا که هرگز رنگ آفتاب ندیده اند).

به غیر از ابرو در هیچ ناحیه دیگری از بدن مو ندارند که دلیل آن مبتلا بودن به بیماری Trichitillomania (ریزش مو بر اثر پیچاندن و کشیدن). این موجودات ناقل بیماریهای Trichonosis و  Trichiniasis هستند ( دو بیماری انگلی که بر اثر ورود کرم های حلقوی و لوله ای به سیستم گوارشی به وجود می آیند).

دیروس ها اصلا دندان ندارند و دهانشان پر از ماده ای چسبناک مانند آدامس است. شبها بیدار هستند و فعالیت می کنند و از شنوایی فوق العاده بالایی برخوردارند. بینی بزرگ و درازی دارند که شبیه خرطوم است.

چندان ملایم نیستند و تنفر زیادی از انسانها دارند . آنها می گویند که سیاره زمین خانه اصلی آنها بوده و بعدها توسط انسانها اشغال شده است . خیلی از مردمی که امروزه دچار چاقی های عجیب هستند (منظور کسانی است که وزنشان بالای ۱۵۰ کیلو باشد) از خویشاوندان ژنتیکی دیروس ها هستند و این چاقی در آنها کاملا طبیعی و ژنتیکی است. دلیل چاقی مفرط آنها بی نظمی غده تیروئید  و تومورهایی است که در غدد آدرنال و پانکراس دارند.

منبع: Nuwaubian Calendar ” Extraterrestrials Amongst  us” 1996

              www.factology.com/front6_03_00.htm

                 www.burlingtonnews.net/alienraces2.html

 

 

2- ایکل ها  Ikels   :

موجودات انسان نمای کوچک اندام و پر مویی هستند با سمهایی شکافدار که در اعماق زمین و خصوصا در زیر آمریکای جنوبی ساکنند. نام دیگر آنها Satyrs است و به وفور در تاریخ ملل مختلف حضور دارند.

ایکل ها پیش از آدم بر روی زمین می زیستند و دارای مشخصات جنیان- انسانها و حیوانات می باشند. هم اکنون ایکل ها با ” گری ها” در فعالیتهایی از جمله آدم ربایی و آزمایش روی زنان و کودکان همکاری می کنند.

تصویر یک پادشاه ایکل بر روی سکه ای از یونان باستان

سالانه افراد بسیاری در آمریکای جنوبی ناپدید می شوند و شکی نیست که ایکل ها در آن نقش دارند. در داستانهای باستانی مردم آمریکای جنوبی سخنهای فراوانی از این موجودات است و اینکه چگونه هزاران سال پیش بین آنها و انسانهای مهاجر به زمین جنگ بزرگی در گرفت و برندگان جنگ که انسانها بودند سطح زمین را برای زندگی انتخاب کردند و ایکل ها مجبور شدند به اعماق زمین کوچ کنند.

 

3- له ویاتان ها Leviathans :

نژادی از افعی های دریایی (Sea Saurian) هستند مانند هیولای دریاچه لاک نس. ( لاک نس همواره مرکز اتفاقات ماورایی و ظهور یوفو های متعدد بوده است و ” گری ها” نیز به وفور در آن منطقه مشاهده شده اند).

آلیستر کراولی (جادوگر و شـیـطـان پرست معروف و بنیان گذار نهضت معبد شرقی) مدعی بود که با هیولای لاک نس ارتباط دارد. او در ساحل این دریاچه  قلعه ای داشت که بعدها جادوگر انگلیسی به نام جیمی پیج مالک آن شد.

له ویاتانها در شمار زیادی از اساطیر ملل حضور چشمگیر دارند و کاملا واضح است که نیت خوبی نسبت به آدمیان نداشته اند. افعی غول آسای جزیره کرت که دوشیزگان قربانی را می بلعید و  مارهای بزرگ جثه ای که گاه و بیگاه حتی در شهرهای مسکونی دیده و یافت می شوند همگی از نژاد له ویاتان هستند.

 جسد یک له ویاتان که توسط کشتی ماهیگیری در ژاپن از دریا گرفته شد ولی به دلیل بوی بد آن را به آب برگرداندند.

 له ویاتانها ازخویشاوندان نزدیک آنوناکی هستند که به دلیل طبیعت آبدوستشان و جهشهای ژنتیکی نیاز به استفاده از دست و پا را از دست داده اند (چون می خزند و شنا می کنند). این شاخه از موجودات غالبا اثرات هیپنوتیزمی در ایجاد جنگ دارند و می توانند بشر را دچار توهم و سحر کنند.

در عهد عتیق به وفور از له ویاتانها صحبت شده است. در کتاب یعقوب باب۴۱ صحبت از چگونگی کشتن آنهاست. در کتاب اشعیا باب ۲۷ ” در آن روز خداوند با شمشیر بزرگ و محکمش له ویاتان آن افعی فراری را تنبیه خواهد کرد. له ویاتان آن افعی سرپیچ. و او همچنین خزندگانی را که در دریا هستند نابود خواهد کرد”.

در مزامیر بابهای۷۴ و ۱۰۴ به ترتیب: ” این تو بودی که سرهای متعدد له ویاتان را له کردی و بدن او را به عنوان غذا به جانوران صحرا دادی”.  ” خدایا! چه موجودات منتوعی خلق کرده ای و با چه درایتی خلق کرده ای. زمین پر از موجودات توست. اقیانوس بزرگ و عظیم به انواع حیات آراسته است. بزرگ و کوچک. و له ویاتان را تو خلق کردی تا در دریا بازی کند”.

مترجمان له ویاتان را به ” هیولای دریایی” و “مار غول آسا” ترجمه کرده اند.

له ویاتان در علوم یونان و روم باستان افعی در حال بلعیدن دم خود است که مهمترین بخش از علوم کیمیاگری و دانش هرمسی را شامل می شود.

 اورا بوراز

 

4- لی ورون ها   Leverons :

یک گروه از فضاییانی هستند که دانش لازم برای پروژه های مونتاک - فیلادلفیا و ققنوس را به انسانها منتقل کردند ( اگرچه این همکاری به دستور و زیر نظر اوریون ها بوده است).

در مصاحبه مری ساترلند با جان ملونی – او این ” کارگران نور” ( Light Workers) را دقیقا توصیف می کند و اینکه چطور این موجودات از بدن انسانها برای انجام کارهایشان و زنده ماندن درزمین استفاده می کنند. ” کارگران نور” عنوانی شناخته شده برای تمام افرادی است که به نحوی در پراکندن نور و اطلاعات به زمینیان نقش دارند.

http://www.galactic.no/rune/prestnic3.html

http://www.hiddenmysteries.org/themagazine/vol6/orion3.shtml

منبع: www.limbolegacy.blogfa.com



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:20 ق.ظ
نظرات() 

معرفی گونه های فضایی (۱)

 

 

مطالب این وب لاگ قبلا در جایی نوشته با ترجمه نشده است و بر پایه ی تحقیقات شخصی نویسنده ی وب لاگ می باشد. منابع در انتهای هر مقاله ذکر شده است.

گونه های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اگر چه ما دسترسی به این موجودات نداریم و ناچار هستیم آنچه را که محققان عالی رتبه در قالب مقالات علمی به ما معرفی می کنند بپذیریم. در اینجا بی طرفانه به ترجمه ی چند گونه ی مشهور این موجودات از مجلات علمی پرداخته ام( نکات داخل پرانتز نوشته ی خودم است)

 پذیرش یا انکار موجودات فضایی به کلی در حیطه ی اختیار خواننده است.

        {و حال آنکه خدا شما را به انواع خلقت و اطوار گوناگون بیافرید.}

                          قرآن کریم سوره ی نوح آیه ی ۱۴

۱- آناکیم ANAKIM : ( نام دیگر آنها الس Els به معنی نژاد بزرگ – در تورات و قرآن به نام موجودات غول آسا یا نفیلیم NEPHILIM)

نژاد آناکیم گسترده ترین نژاد فضایی است مخصوصا روی زمین تاریخچه ی عظیمی دارند . قد آنها چیزی بین ۳ تا ۴ متر تخمین زده شده است.(اگرچه در آثار پیدا شده از صحرای ربع الخالی در عربستان قد اسکلتهای یافته شده به ۱۲ متر هم رسیده است- ) ظاهرشان بسیار شبیه گونه ی بین المللی انسانی است ( مانند انسانهای زمین) . به همین دلیل برخی از آنها می توانند بدون جلب توجه در میان زمینیان زندگی کنند. چند نمونه از آنها در غارهای زیر شمال و  غرب آمریکای شمالی دیده شده اند از آلاسکا تا حوالی مکزیکو و ثابت شده است که قادر به پروازهای بین ستاره ای هستند.

منبع: تورات – سفر پیدایش (باب ۱۰ آیه ۱۰)

قرآن کریم سوره ی احقاف آیه ۲۶  – سوره ی حجر آیه ۷۳ تا ۷۶ – سوره ی فجر آیه ی ۹ – سوره ی  فجر آیه ۶ و۷ و۸

مجله ی ؛نوابیان کلندر؛ مقاله ی؛  بیگانگان در میان ما ؛سال ۱۹۹۶

 

۲- آنو ناکی ANUNNAKI : یکی از چهره های تاریخی نژاد آنو ناکی  نمرود پادشاه بابل در زمان زندگی حضرت ابراهیم است .

نمرود خدایی را می پرستید به نام آنو ANU  و بر عکس ابراهیم باوری به خدای نا مرئی نداشت. به همین دلیل ابراهیم را وادار کرد به پرستش آنو بپردازد اما ابراهیم نپذیرفت .( معجزه ی رهایی از آتش )  نمرود سازنده ی شهر بابل بود و مهمترین  ساختمانی که در زمان او ساخته شد برج بابل بود . همچنین شهری به احترام آنو ساخت و آن را  -کلنه – به معنی -قلعه ی آنو- نامگذاری کرد.

دومین چهره ی مشهور نژاد آنوناکی داریوش اول پادشاه هخامنشی است.کتیبه هایی با چهره ی داریوش در میان کتیبه های سومر یافت شده است و ترجمه های زکریا سیچین ( یکی از ۳۲ نفری که در دنیا زبان و خط سومری را بلد هستند)نشان می دهد که داریوش و کوروش از مردان آنوناکی بودند که به زمین فرود آمدند و مسئول بخشهایی بودند که  در خاک پارس قرار داشت و به همین جهت به عنوان پادشاه سلطنت کردند.( مقایسه با سرگذشت ذوالقرنین در قرآن سوره ی کهف کاملا مطابقت می کند.)

جثه ی پادشاه را با سکنه ی اصلی ایران مقایسه کنید .

 

( توضیح نویسنده : مردم نژاد آنوناکی متعلق به سیاره ای به نام نیبیرو NIBIRU هستند که شکل و مشخصات سیاره از لوحه های آشور و بابل به دست آمده است و نشان می دهد که این سیاره هر ۳۰۰۰ تا ۳۶۰۰ سال یک بار در چرخش خود به دور خورشید از نزدیکی زمین عبور می کند و جاذبه ی نیبیرو سبب طوفانها و تغییرات اساسی در ساختار زمین می شود که برخی دانشمندان وقوع طوفان نوح را به عبور این سیاره از نزدیکی زمین نسبت می دهند .

نیبیرو در راست و زمین در چپ

آنوناکی در زبان سومری به معنی – درخشنده و روشن – است . در تورات (سفر پیدایش)  نام آنها- فرشتگان رانده شده- یا- درخشندگان است که از این لحاظ شباهت با شیاطین رانده شده از بهشت دارند که اتفاقا درخشنده هم بوده اند.

 بنا بر تحقیقات دانشمندانی چون زکریا سیچین -بولی  و کولیر  مردم آنوناکی شباهتی به مردم زمین ندارند.

نژاد آنوناکی در اصطلاح خزنده هستند و پوستی شبیه پوست تمساح دارند . این موجودات در مکانهای بسیار مرطوب زندگی می کنند و علف خوار هستند.

 همانطور که در این کتیبه مشاهده می کنید علامت زرتشتیان در واقع از آرم و علامت آنوناکی گرفته شده است که زرتشتیان او را فروهر می نامند . نام اصلی مرد داخل سفینه آنو است که مرد اولی بود که از سیاره ی نیبیرو پا به زمین گذاشت و دو پسر خود به نامهای انکی ENKI  و انلیل ENLIL را مسئول ایستگاههای فضایی روی زمین کرد.( تورات سفر پیدایش . کتاب هگده و کتاب جوبیلیز ) همچنین در این کتیبه نشانه ی هلال ماه را می بینید که در واقع یکی از خدایان مردم خاور میانه بوده است و تا پیش از بعثت حضرت رسول اکرم در میان اعراب پرستیده می شده است و نام او  اللات AL-LAT است.این علامت پس از فوت حضرت رسول توسط مسلمانان سنی به عنوان علامت اسلام برگزیده شد زیرا هنوز علاقه به بتها و خدایان در میان آنها زنده بود ( و هست شاید!) همچنین علامت ماه و ستاره  یکی دیگر از خدایان مونث اعراب جاهلیت بوده است. در این کتیبه در سمت چپ مردی را به شکل ماهی می بینید که در واقع انلیل است ( خدای آبهای تازه). همانطور که اشاره شد آنوناکی نیاز داشتند که در مکانهای بسیار مرطوب زندگی کنند و همواره در آب یا اطراف آب بودند. از این رو مانند دوزیستان ترسیم شده اند.(نیمی ماهی و نیمی انسان) در سمت راست مردی که ایستاده است از مردم زمین و از پرستندگان آنو و انلیل است. در بین این دو و زیر هلال ماه  رشته ی دی . ان . ای DNA  مشاهده می شود . برخی محققان مانند  فون دانیکن معتقدند که آنوناکی با ایجاد اصلاحات ژنتیکی در ژنهای انسان ساپینس ( انسان غار نشین) او را تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس ( انسان هوشمند و متمدن) کردند . محققانی مانند زکریا و بولی پا را فراتر گذاشته و معتقدند که انلیل به همراه خواهرش الهه ایشتر یا همان نون خورسک آدم و حوا را آفریدند برای اینکه در باغ عدن ( باغهای معلق بابل) خدمت آنها را بکنند. اما نظر شخصی من این است که آنها آزمایشانی روی ژنتیک انسان انجام دادند و احتمالا گونه های جدیدی از انسان را از طریق ترکیب با حیوانات ساختند و همچنین فون دانیکن در کتابهای خود اشاره می کند که موجوداتی مانند ابولهول که نیمی شیر و نیمی انسان هستند یا موجوداتی که در تخت جمشید مشاهده می کنید که نیمی عقاب و نیمی گاو هستند از نتایج همین آزمایشات ژنتیکی بودند که برای کارهای گوناگون استفاده می شدند.

زبان و تمدن سومر توسط آنوناکی به وجود آمد در زمانی حدود ۱۰ تا ۱۲۰۰۰ سال پیش.در آن زمان آب و هوای زمین بسیار مرطوب بود و همه جا پوشیده از درختان عظیم الجثه و دریا بود . آنوناکی در نقاط مختلف زمین هرمهای بزرگ بنا کردند از جمله در مصر - مکزیک- ایران – عراق امروزی و در هندوستان . پس از آن به دلیل تغییرات آب و هوایی زمین و خشک شدن هوا در ۳۶۰۰ پیش از میلاد مجبور به ترک زمین شدند. در ۱۲۰۰ پیش از میلاد دوباره باز گشتند اما باز هم زمین را ترک کردند. 

منبع: کتاب؛ طلسم لویاتان؛ نوشته ی دکتر ملاچی زد یورک

کتاب؛ مارها و هیولاهای پرنده؛ نوشته ی دکتر بولی ۱۹۹۰

کتاب بازدید دوباره از پیدایش نوشته زکریا سیچین

قرآن سوره ی کهف آیه ی ۸۳ تا ۹۸ سوره ی عنکبوت آیه ۲۴-۲۵-۲۶

 

۳-آتلانز ATLANS  ( مردم آتلانتیس ):

گونه ی شبیه انسان امروزی هستند و گفته می شود که نسبت به مردم زمین خیرخواه می باشند. در شهرهای وسیع زیر زمینی در زیر جنوب برزیل  و نواحی اطراف آن ساکن هستند.

 این شهرهای زیر زمینی روزگاری بخشی از تمدن بزرگ آتلانتیس بودند . مردمی که امروز در این شهر ها زندگی می کنند از نژاد مردم آتلانتیس نیستند و فقط به یادبود مردم قبلی به این نام خوانده می شوند.

مشخص نیست که این نژاد کی و چطور این شهر های زیر زمینی را یافته و در  آن ساکن شدند. این نژاد در شمال آمریکا و سایر قاره ها مشاهده شده اند و دارای دیسکهای پرنده بوده اند . بزرگترین شهر زیر زمینی در آمریکای جنوبی شهری است به نام پوزید  POSID که دارای شبکه ی گسترده ای از کانالهای زیر زمینی است.

(توضیح نویسنده : مردم اصلی آتلانتیس بر اساس شواهد و کتب باقی مانده مخصوصا - لوحه های زمرد-Emerald Tablet که توسط تتTHOTH نوشته شده است زمینی نبودند و از آسمان آمده بودند . همه ی آنها در طوفان غرق شدند به جز اندکی که با قایق خود را به مصر رسانیدند و آن عده هم به راهنمایی تت از پیش از طوفان خبر داشتند که بسیاری محققان تت را با نوح یکی می دانند.)

منبع: کتاب مکانهای اسرار آمیز نوشته ی جرج هانت ویلیلمسن

لوحه های زمرد نوشته ی تت خدای مصر باستان – ترجمه ی دورآل

تاریخچه ی الواح زمرد نوشته ی هولم یارد و نیدهیم ۱۹۸۰

۴-بوتاس BUTTAHS :

بوتاس دارای قدرتهای روحی و هوش بالا  هستند و معمولا مسئول ایجاد کابوسهای شبانه و آدم ربایی های شبانه هستند. گونه ی گری GREY از همین گونه می باشند

 . ( توضیح نویسنده : برای اثبات وجود بوتاس و سایر گروههای همراه آنان هیچ نوع مدرک مستندی وجود ندارد . برخوردهای شاهدان همیشه غیر فیزیکی بوده است- این موجودات قدرت تله پاتی دارند – چیزی نمی خورند به جز خون انسان - روح انسان را تحت اختیار خود در می آورند - قادر به نامرئی شدن هستند – از در یا دیوار عبور می کنند  و تکنولوژی ناشناخته ای دارند . این گونه همان موجوداتی هستند که در مقاله ام  با اجنه مقایسه  کردم و احتمال دادم که آنها گروهی از اجنه باشند که با موحودات فضایی اشتباه شده اند. زیرا چیزی به نام جن با مفهومی که ما می شناسیم در غرب وجود ندارد و برای همین احتمال اشتباه بسیار زیاد است.)

بوتاس در گروه خزندگان طبقه بندی می شوند.

۵- کوتوله ها DWARFS :

در شهرهای مختلف آمریکا مشاهده شده اند از جمله شمال کالیفرنیا و شمال شرقی آریزونا و جنوب نیو مکزیکو . کوتوله ها با موجودات کوتوله ی سبز رنگی که در یوفو ها دیده شده اند تقاوت دارند . کوتوله های سبز رنگ از نژاد گری GREY  و خزنده هستند .

کوتوله ها موجودات فیزیکی نیستند و باور بر این است که از مخلوقات اتری ( رقیق و غیر مادی ) هستند که قابلیت ظاهر شدن و غیب شدن دارند. این موجودات با الف ELF تفاوت دارند و ظاهری مانند انسان با قدی بین  ۱۲۰- ۱۵۰ سانتی متر. گفته شده که کوتوله ها در دنیای خود دارای تکنولوژی هوایی و بشقابهای پرنده هستند اما مدرکی به دست نیامده.

منبع: وب سایت www.burlingtonnews.net

۶- الوهیم ELOHIM :

قدیمی ترین نوع انسانهای فضایی هستند . همان نژادی که با نژاد اوریون ORION وارد جنگ شدند ( اوریون همان مردمی هستند که نژاد گری GREY را فریب دادند.)

(توضیح نویسنده : مردم الوهیم بر اساس تحقیقات من بدخواه مردم زمین هستند و در ارتباطاطی که با مردم زمین داشته اند فقط در صدد نابودی اخلاقیات و ایمان مردم زمین بوده اند . مردی به نام رائل در سال ۱۹۷۳ مدئی شد که الوهیم با او تماس گرفته اند و پرده از اسرار خلقت انسان برداشته اند .

رائل مدئی پیامبری است و می گوید مردم الوهیم در هزاران سال پیش در زمین فرود آمدند و انسان را از طریق روش کلونینگ ( شبیه سازی انسان)خلق کردند. همچنین ادعا می کنند که نام الله از نام الوهیم برداشته شده است . 

فرقه ی رائلیسم  (بی خدایی ) هم اکنون از پر طرفدارترین شاخه ها ی کفر است و در تمام کشورهای جهان از جمله ایران دفتر و شعبه ی مرکزی دارد.

الوهیم اما در کتابهای عهد عتیق مانند تورات و هگده اصلا از محبوبیتی برخوردار نیستند و بسیار موجودات بد طینت و خطرناکی برای بشریت بوده اند . به گفته ی کتاب هگده  الوهیم برای مدت طولانی بر کل خاورمیانه و آسیا فرمان راندند و قلعه ها و خانه های غول آسایی بر زمین بنا کردند و غذای آنها خون و گوشت انسان بوده است . آنها انسانها را برده ی خود کرده بودند تا زمانیکه حضرت داوود و سپاهیانش موفق شد جالوت را بکشد که از الوهیم بود و با کمک و همکاری فرعون مصر به نام ام هوتپ موفق شدند که الوهیم را نابود کنند.

آثار قلعه ها و جاده هایی که الوهیم در سرتاسر صحرای سینا بنا کرده بودند امروزه قابل روئیت و بازدید می باشد.)

منبع : کتاب جوبیلیز

- تورات  سفر خروج  

- وب سایت راءلیسم-

قرآن سوره ی بقره آیه ۲۴۶ تا

منبع: www.limbolegacy.blogfa



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:07 ق.ظ
نظرات() 

به این نشان نگاه کنید .


شما این نشان را به چه چیزی می شناسید ؟؟!!

باید بپذیریم که امروز این نشان که موسوم به « صلیب شکسته » است ، سمبولی برای نژاد پرستان شده است .

حتی این روز ها تبدیل به یک نشان برای شیطان پرست ها هم شده است .

اما به راستی اصل این نشان از کجا آمده است ؟


 

استاد عبدالعظیم رضایی در کتاب « اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان » این چنین می گوید :

« این نشانه که صلیب ( چلیپا ) شکسته نامیده شده است ، در حقیقت صلیب شکسته نیست و در کیش مسیحی به آن به دیده احترام نگریسته نشده است ، ابعاد چلیپا نیز به یک اندازه نیست و تنها دو خط آن با هم برابر است و بیشتر به اندام انسانی می ماند که دست ها را گشوده باشد .

گاهی نیز به سبب آن که هیتلر این نشانه را در حزب نازی به کار برده و بر روی بازو های هموندان حزب و نیز سربازان SS قرار داشت ، و از آن جهت که نازی ها پیکاری سخت و آشتی ناپذیر را با یهودیان آغاز کرده بودند آن را ضد یهود خوانده اند . باید دانست که این نام گذاری هم درست نیست و تنها یک اصطلاح نابجا می باشد . ضد یهودی بودن این نشان از آنجا پیدا شد که شناخت کلی این نشانه با آوازه ستیز و پیکار با یهودیان یک جا فراهم آمد و در نتیجه ذهن مردم این نام را ساخت و پرداخت . لیکن این نشانه آریایی است ، زیرا در ایران و هند هزاران سال پیشینه دارد و به احتمال زیاد از ایران بر اثر ارتباط و رفت و آمد سیاسی ، اقتصادی و تماس های نظامی دوران باستان به یونان رفته است و سپس نازی ها در دوران نیرومندی خود تعصب و فلسفه برتری نژادی را می ستودند ، تبلیغات و آموزشهای خود را متوجه این کار کردند و به این نشانه ارزش سمبولیک آریایی بودن خود دادند.»


این نشان چگونه یافت شد؟

این نشانه نخستین بار در حدود خوزستان یافت شده و مربوط به هفت هزار سال پیش از میلاد می باشد ، به این ترتیب پیشینه تاریخی آن در ایران بسی کهن تر از پیشینه آن نزد آریایی های هند است . هرتسفلد آن را «گردونه خورشید » نامیده است .

آثار یافته شده از ایران باستان نشان می دهد این نماد تنها در یک دوره خاص مورد توجه مردم نبوده است . از قبل از زرتشت گرفته تا دوران اسلامی این نماد در آثار دیده می شود و به آن به دیده احترام نگریسته می شده است .
به تصاویری که از آثار باستانی بدست آمده است بنگرید :


در گرمی (Germi) مغان آذربایجان گورهای خمره ای از دوره اشکانی بدست آمده که در میان آنها پارچه ای بسیار زیبا یافت شده است که در شکل زیر می بینید .

پارچه دوران اشکانی

 

تکه خمره ای سفال مربوط به دوره اشکانیان در سال 1344 خورشیدی در گرمی آذربایجان به دست آمده است که این نقش بر روی آن به گونه برجسته و زیبا دیده می شود ، این سفال در نهایت استحکام و زیبایی ساخته شده و در موزه ایران باستان به شماره 3405 ثبت است .

 

 

شیر بر جام زر کلاردشت ، نقش گردونه مهر بر ران شیر دیده می شود . شیر جانور شکوهمندی نزد آریایی ها می باشد و شکل آن نماد ایرانیان است .

گردونه مهر بر روی ران شیر دیده می شود

 

کاسه زرین زیبایی در روز پنجشنبه 23 مرداد 1337 خورشیدی در کاوش های تپه حسنلو که در جنوب باختری دریاچه ارومیه قرار دارد به دست آمده که از هر دید قابل توجه می باشد . روی این کاسه نگاره های زیادی دیده می شود . یکی از این نگاره ها نقش شیر و شیر بان است . مرد شیربان افساری بر سر شیر زده و بر پشت جانور نیرومند زینتی گذارده که با تسمیه و سیه بند بسته شده ، که خود نشانه چیرگی انسان بر جانوران و بهره وری از آنهاست ، و یا شاید شی را رام کرده و بر آن سوار می شده اند . در این جان نیز بر ران شیر نقش گردونه مهر دیده می شود .

جام تپه حسنلو

 

گردنبند عقیق زیبایی با مهره های ریز و درشت مربوط به دوره اشکانی در کاوش های باستان شناسی سال 1345 خورشیدی در جوبن گیلان بدست آمده که بر روی مهره های این گردنبند نقش گردونه مهر با رنگ سفی در نهایت زیبایی و استادی با شکل هندسی منظم دیده می شود .

بخشی از گردنبند اشکانی

 

گردونه خورشید نخست به این شکل  بوده و کم کم خطوط منحنی از بین رفته شده ، گاهی به صورت  یافته شده است .

مثلاً بر لیوان سفالین مربوط به 3100 سال پیش از میلاد که در سیالک کاشان به دست آمده نگاره  در زیر انحنای شاخ گوزن پیداست .

لیوان سفالین

 

 

 


بر ظروف سفالی پایه داری که در تپه حصار دامغان مربوط به 5000 سال پیش از میلاد در کاوشهای سال 1310 خورشیدی یافت شده است ، نقش بز کوهی ( که مظهر سود بخش و سود رسانی طبیعت است ) با نشانه ای شبیه به ستاره یا خورشید ، در میان خمیدگی شاخ آن دیده می شود .

ظرف سفالین از دامغان

 

در کتاب مذاهب بزرگ جهان تصویری است که از کف پیای بودا و بر آن نگاره هایی است که شناساننده باورها و آئین و سمبول اوست از جمله بر چهار انگشت پای وی نشانه گردونه مهر با ابعاد برابر دیده می شود .

نقش پای بودا

 


کوزه یونانی با نقش گردونه مهر

 

 

سفال از تل باکون

 

 



نقش شیر بر بشقاب ، ری ، سده چهارم

 



قیچی باغبانی با نشانه گردونه مهر

 

نماد های دیگری که از گردونه مهر اقتباس شده اند

همه ما با نماد مشهور فَرَوَهَر آشنا هستیم . این نماد باز گو کننده ی بسیاری از موارد نیک و انسانی است که بحث درباره ی تک تک آنها در این مجال نمی گنجد .

باید توجه داشت که شکل فروهر به گردونه ی مهر بسیار نزدیک است . می توان پنداشت در زمانی که از اهمیت مهر کاسته شده نشانه مقدس میترائیسم رفته رفته به شاهین مبدل شده و این شاهین و نگاره فروهر تمام جاذبه معنوی و روحانی این نشانه را گرفته و مظهر فر و شکوه مینوی گردیده است .

 

 

 

تأثیر گردونه ی مهر تنها در دوران باستان و قبل اسلام نبوده است . این نماد حتی بعد از اسلام گرامی داشته شده است و جالب آنکه در برخی مواقع حتی شیعیان برای زینت دادن به آثار خودشان از این نماد اقتباس می کردند . به آثار زیر توجه فرمایید.

 

کاشی کاری سر در ورودی بقعه ی با یزید بسطامی با نشانه گردونه خورشید

 

 

قسمتی از آجر کاری نمای بیرونی گنبد علویان در همدان

 

بدنه خارجی گنبد مدرسه طلاکاری در سمرقند مربوط به قرن 11 هجری

 

فرش شاه سلطان حسین صفوی در حجره مدرسه چهار باغ . زینت داده شده با نماد گردونه مهر

 

http://7country.persianblog.ir منبع:



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-03:06 ق.ظ
نظرات() 

مستند معروف منطقه 51 مصاحبه بیگانه رو روی رپید شیر لود کردم. من این فیلمو از روی تورنت دوستی در آلمان دانلود کردم. خیلی ها رو می شناسم که دنبال این فیلم هستند. خواستم از تون خواهش کنم که این فیلم رو رو سایتتون قرار بدین تا بچه ها بتونن دانلودش کنن.
مدت: 1 ساعت و 6 دقیقه
مشاهده فیلم در سایت آمازون:
http://www.amazon.com/Area-51-Alien-Interview-Special/dp/B001D6AT7O

لینکهای مستقیم دانلود:
http://rapidshare.com/files/404911960/Area_51_-_The_Alien_Interview.part1.rar

http://rapidshare.com/files/404916679/Area_51_-_The_Alien_Interview.part2.rar

http://rapidshare.com/files/404920705/Area_51_-_The_Alien_Interview.part3.rar

http://rapidshare.com/files/404925039/Area_51_-_The_Alien_Interview.part4.rar

http://rapidshare.com/files/404927513/Area_51_-_The_Alien_Interview.part5.rar

نکته اش اینه که قبل از دانلود همه 5 قست فایل باز نخواهد شد



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:34 ق.ظ
نظرات() 

كشف آدم فضایی و بشقاب پرنده در ماه در پروژه آپولو 20

مورد زیر در باره ادامه پروژه ” آپولو “ از سال 1976 با مشارکت شوروی سابق هست.(اخبار متعارف اتمام پروژه را اوایل دهه 70 میلادی با آپولو 17 ذکر کردند).

ماموریت ” آپولو 20 ” و کشف بقایای سفینه ای منهدم شده در طرف پنهان ماه(پشت ماه که همیشه از دید ناظر زمینی پنهان هست).
و نیز دو موجود مرده انسان مانند که داخل اون بودند.
تکه فیلمی که در آنزمان فیلمبرداری شده و توسط یکی از فضانوردان روسی 76 ساله و مبتلا به اسئوآرتریت شدید در سال 2007 فاش شد ; ناسا و نیز سازمان فضایی روسیه بلافاصله اون رو تکذیب کردند ; شخص مذکور آخرین بار در آفریقای جنوبی و تحت نظارت دیده شد ; و اثری از فیلم اصلی پیدا نشد.

لوگوی ماموریت و صحنه ای از ورود یک خدمه به یکی از ماژول های ” آپولو 20 “:

بدنه سفینه مذکور که سوراخ های بوجود آمده در اون فقط در اثر اشعه می تواند ایجاد شود:

نگاره عجیب یافت شده در داخل سفینه(گذشته از وجود لوازم و اسباب ناشناخته دیگر):

جسد دو موجود با پوشش فلزی ناشناس:

چشمان مورب و برآمدگی موسوم به ” چشم سوم ” یا آجنا چاکرا(چشم معنوی یا بصیرت بروایت باستانی ها) ویا همان ناحیه غده پینه آل بروایت پزشکان امروزی در ناحیه پیشانی:

با تشكر از seamack كاربر فروم p30world

من این مستند جذاب را دارم ولی حجمش خیلی بود.

Alleged Alien Artifact zoom

ZOOM-AS15-P-9625.jpg – NASA, Apollo 15



Analysis using the Gimp Software- by L. Scantamburlo

http://www.bibliotecapleyades.net/imagenes_luna/luna36_26.jpg

http://www.bibliotecapleyades.net/imagenes_luna/luna36_25.jpg


http://ufolove.files.wordpress.com/2010/08/apollo20update-3.jpg?w=300

http://farm4.static.flickr.com/3155/3045233401_7ee7f5714a.jpg

ویدیو های این ماجرا در یوتیوب موجود است.



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:31 ق.ظ
نظرات() 

وزیر دفاع ژاپن معتقد است که «بشقاب پرنده»ها خیلی خوب هم وجود دارند و نیروهای ژاپنی باید بتوانند هر وقت سروکله آنها پیدا شد، خیلی زود وارد عمل شوند!
«شیگرو ایشیبا» از حزب لیبرال دموکرات می گوید: «هیچ چیزی وجود ندارد که به ما اجازه دهد وجود اشیای پرنده ناشناس و یا شکلی از زندگی را که این اشیا را کنترل می کند، نفی کنیم!» و البته، توضیح هم می دهد که این نظرش کاملا شخصی است اما، باز می گوید که قصد دارد تحقیق کند و ببیند که نیروهای دفاعی کشورش در صورت پیدا شدن سروکله بشقاب پرنده ها چه جور واکنشی نشان می دهند! و تعجب هم می کند که چطور در مجموعه فیلم های «گودزیلا» نیروهای دفاعی بسیج می شوند، اما هیچ اقدامی در جهت اینکه «کادری قانونی» درست شود تا در صورت حمله «غیرزمینی»ها عمل کند، انجام نگرفته است! جالب اینجاست که این حرف های جناب وزیر دفاع درست دو روز بعد از حرفهای غیرمنتظره «نوبوتا ماچیمورا»، مرد شماره2 و سخنگوی دولت ژاپن زده شده که در جواب یکی از سناتورها می گفت کاملا هم اطمینان دارد که بشقاب پرنده ها وجود دارند! و تازه، این «نظر شخصی» اش هم نیست، بلکه شورای وزیران در قطعنامه ای رسمی وجود اشیای پرنده ناشناس را که از فضا می آیند، تایید کرده است.

منبع:kayhannews.ir



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:28 ق.ظ
نظرات() 

موجودات فضایی از 60 سال پیش با زمین در ارتباط اند

 

یک فضانورد با تجربه انگلیسی گفت: موجودات فضایی وجود دارند که از 60 سال پیش تاکنون بارها به زمین سفر کرده و با آن در ارتباط بوده اند.
به گزارش شبکه خبر به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی میل، دکتر ادگار میچل 77 ساله که در سال 1971 میلادی به همراه سفینه آپولو 11 پا بر کره ماه گذاشت گفت: در دوران فعالیت در آژانس فضایی آمریکا ناسا درباره سفر برخی موجودات فضایی اطلاعاتی به دست آوردم ولی این اطلاعات همچنان توسط ناسا مخفی نگه
داشته می شود.

وی افزود: کارمندان سازمان فضایی آمریکا ناسا نیز تاکید کرده اند با موجودات فضایی کوچک و شگفت انگیزی برخورد کرده اند که تا حدی با تصور امروزین ما از آنها مشابهت دارند.

میچل که به همراه فرمانده سفینه فضایی آپولو11 در سال 1971
میلادی رکورد پیاده روی 5 ساعت و 17 دقیقه ای روی کره ماه را برجای گذاشت، افزود: پدیده موجودات فضایی یک حقیقت انکار نشدنی است و اطلاعات کافی که واقعی بودن آنها و سفر آنها به زمین را ثابت کند ،وجود دارد.

این مهندس پرواز که صاحب درجه دکترا در علم هوا فضا نیز می باشد، افزود: شهر روزول در ایالت نیومکزیکو آمریکا تاکنون شاهد سفرهای متعدد موجودات فضایی بوده است و تحقیقاتی که درباره این سفرها همچنان ادامه دارد از واقعی بودن آنها پرده بر می دارد.

وی گفت: تلاش های جدی برای پی بردن به حقیقت این موجودات و سفر آنها به زمین صورت می پذیرد و نهادهای ویژه ای آن را به طور جدی پیگیری می کنند.

میچل در پاسخ به نفی اظهاراتش توسط ناسا گفت: این هم یکی دیگر از نمونه های تلاش آمریکا برای پوشاندن حقایق است و من به هیچ عنوان با آنان هم عقیده نیستم.

این اظهارات در حالی بیان می شود که مسئولان سازمان فضایی آمریکا ناسا تاکنون سخنان میچل را نفی کرده و مدعی شده اند که ناسا هیچ تلاشی برای مخفی کردن حقایق نکرده است.

برگرفته از سایت :www.bazyab.ir



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:23 ق.ظ
نظرات() 

ساختار بشقاب پرندها

 

نظریه مغناطیس متضاد

همانطور که قبلا توضیح دادیم تنها فرق ماده با پاد ماده در اختلاف بار الکتریکی آنهاست به این معنی که پاد پروتون بار منفی و پاد الکترون یا همان پوزیترون بار مثبت دارد ، در این وضعیت هیدروژن و پاد هیدروژن یکدیگر را در کنار هم تحمل نخواهند کرد و با یکدیگر واکنش نشان داده و ذرات با هم ادغام میشوند . اگر چنین باشد ماده و پاد ماده در عالم میبایست مدتها پیش در هم ادغام و عالم منهدم می شده است ، ولی تا به امروز اینچنین اتفاقی روی نداده ، علت آن چه میتواند باشد ؟

زمانی که پاد ماده متراکم شده و اجرام سماوی و کهکشانها را تشکیل میدهد مسلما میادین الکتریکی و مغناطیسی نیز پدیدار خواهند شد ، مغناطیسی که توسط پاد ماده پدیدار میشود مغناطیس متضاد نامیده میشود به این معنی که این مغناطیس متضاد به جای اینکه آهن ماده را جذب کند ، آن را دفع مینماید و در عوض آهن پاد ماده را جذب خواهد کرد و به این دلیل توده‌های ماده و پاد ماده در عالم همدیگر را دفع و تصادمی مابین آنها پدیدار نمی شود البته این مسئله در حد یک حدس و گمان است چرا که در این صورت امواج الکترومغناطیس تولید شده توسط پاد ماده در هنگام گذر از میادین گرانشی قوی ماده ، بجای اینکه به طرف مرکز گرانش انحراف پیدا کنند به طرف خارج آن منحرف خواهند شد و تا به امروز چنین پدیده‌ای مشاهده نشده است ، هرچند که در کیهان مناطق ظاهرا تهی کشف شده است و چنین پنداشته میشود که ماده در آنها حضور ندارد و ممکن است این مناطق در ظاهر تهی ، محل حضور پاد ماده باشند که نور منتشره از آنها در کیهان به علت وجود نیروی دافعه با ماده پراکنده شده و به این خاطر کم انرژی و تهی به نظر برسند . به هر حال اگر چنین فرض کنیم که مغناطیس متضاد وجود دارد میتوان چنین فرض کرد که درون بشقاب پرنده ، هسته‌ای دوار با بار الکتریکی منفی و در بیرون آن بار الکتریکی مثبت وجود دارد . بعضی مشاهدات نشان داده است که اشیایی همچون عینک و سگک کمر بند و ساعت و اسلحه و ...  در کنار بشقاب پرنده‌ها داغ و سوزان شده و همچنین رانده و پرتاب میشوند که نشان از تولید این نوع مغناطیس بخصوص و القای الکتریکی آن است . هرچند که علت این پدیده میتواند به علت فرکانس بالای میدان الکترومغناطیسی پیرامون بشقاب پرنده نیز باشد که بر فلزات القا میشود و علت رانش و پرتاب ، همان گرانش منفی یا جاذبه متضاد باشد .

 مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیه‌ای با تابش کم انرژی دیده می‌شود .

به تازگی دانشمندان دانشگاه مینسوتا مقاله‌ای در نشریه «استروفیزیکال» (Astrophysical Journal) منتشر کردند و توضیح دادند که حبابی خالی از هر چیز را در کیهان کشف کرده‌اند . خالی از هرگونه ماده مانند کهکشان ، سحابی ، سیاه چاله و حتی خالی از ماده تاریک .

در این بررسی که در آن از «آرایه عظیم تلسکوپ‌های رادیویی» (VLA) استفاده شد ، دانشمندان به اختلاف دمایی اندکی در محدوده خاصی از پس زمینه کیهانی برخوردند . VLA قادر است اختلاف دمایی در حدود یک میلیونیوم درجه سانتیگراد را آشکار کند .

فاصله این حباب خالی از ما نزدیک به یک میلیارد سال نوری است . برخورد با چنین بخش‌های «خالی» چندان دور از انتظار نبود اما ابعاد این حباب خیلی بزرگ است . چنان عظیم که در هیچیک از شبیه سازی‌های کامپیوتری ، مشابه آن پیش بینی نمی‌شد و این باعث شگفتی همگان شده است .

مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیه‌ای با تابش کم انرژی دیده می‌شود .

این یافته‌ها در پروژه «بررسی تمام آسمان» با آرایه عظیم VLA در قالب طرح NVSS به دست آمده است . در این بررسی ، دانشمندان به صورت اتفاقی به کم شدن معنادار تعداد کهکشان‌های واقع در منطقه‌ای از صورت فلکی «نهر» برخوردند .

با بررسی این ناحیه به وسیله ماهواره WMAP در سال ۲۰۰۴ در طول موج پس زمینه کیهانی ، این نتیجه به دست آمد که بخشی کم انرژی منطبق بر آنچه VLA یافته بود در آن منطقه قرار دارد . به این دلیل نام این منطقه را  « لکه سرد » ( WMAP cold spot ) گذاشته‌اند . به نظر می‌رسد عامل اختلاف سطح انرژی در پس زمینه کیهانی در این منطقه ، نبود ماده باشد . "

اینک میتوانیم چنین فرض کنیم که در این مناطق پاد ماده وجود دارد و امواج الکترومغناطیس تولید شده ، پراکنده میشوند و به ما نمی رسند و یا اینکه کمتر میرسند و ما چنین استنباط میکنیم که اینها حفره‌های خالی از ماده در کیهان بوده و سردتر هستند . زمانی که بشقاب پرنده‌ها در جایی فرود می آیند و سپس بلند میشوند ، علائمی دال بر سوختگی مشاهده میشود که از خود تشعشعاتی ساطع میکنند و علت آن میتواند تشعشعات شدید الکترومغناطیسی از هر نوع ممکن باشد .

4- الکتروگراویتی :

این پدیده در مبحث زیر توجیه شده و در مورد آن توضیحاتی ارایه میشود .

فضای مشبک ، الکتروگراویتی  و نیروهای پیشران و اسپین در فضا

انرژی مورد نیاز بشقاب پرنده‌ها از کجا تامین میشود ؟

در اتمهای عناصر موجود در عالم ، دوران همیشگی هسته و چرخش دائمی الکترونها  پیرامون هسته وجود دارد ، بدون اینکه درون اتم مولد یا منبع انرژی طبق تعاریف ما وجود داشته باشد و یا اینکه از خارج به آنها انرژی داده شود . چنین به نظر میرسد که بشقاب پرنده‌ها نیز از این چنین نیروهای اتمی و انرژی نامحدود هسته‌ای برخوردارند . در واقع منبع نیرو و یا مولد انرژی که ما میشناسیم و تعریف کرده‌ایم درون بشقاب پرنده‌ها شناسایی و یافت نشده است برای اینکه آنها میتوانند ساختارهای اتمی را در مقیاسهای بزرگ کپی کنند . 

سرعت بشقاب پرنده‌ها :

طبق تعاریف فعلی " /   یکی از نتایج مهم نظریه نسبیت ، رابطه میان جرم و انرژی است . این اصل  که سرعت نور باید به دید همه یکسان باشد ، نشان می داد که هیچ چیز نمی تواند از نور سریع تر حرکت کند . آنچه روی می دهد این است که با مصرف انرژی و وارد کردن نیرو برای شتاب دادن به ذره یا سفینه ، جرم شی افزایش می‌یابد و شتاب بیشتر دادن به آن را دشوارتر می سازد . شتاب دادن به ذره تا سرعت نور ناممکن است زیرا به مقدار نامتناهی انرژی و نیرو نیاز دارد "

زمانی که لوکوموتیو بخار و واگن‌های قطار ساخته می‌شدند ، عده‌ای بر این باور بودند که جسم انسان توانایی حرکت با سرعتی بیشتر از دویدن اسب را ندارد و بالاترین حد سرعت را کورس اسبهای مسابقه میدانستند . محدودیتی را که نسبیت برای سرعت جرم قائل شده است ، در صورت درست بودن ، فقط برای جرم با نیروی گرانشی مثبت معتبر خواهد بود و در مورد جرم با نیروی گرانش منفی صادق نیست ، زیرا بعد از اینکه میدان ضد گرانش پیرامون جرم تولید شد ، این مقدار جرم را نمی توانیم اندازه گیری کرده و داخل این معادلات نسبیت کنیم ، برای اینکه جرم حقیقی پشت این میدان گرانش منفی ، مخفی و صفر و حتی منفی به نظر میرسد . جرم و گرانش یک جسم ، دو پارامتر وابسته به همدیگر در عالم فیزیکی هستند . پس میتوانیم چنین فرض کنیم ، زمانی که میدان گرانش منفی جسمی پدیدار شد ، جرم ظاهری آن در معادلات صفر و حتی منفی به نظر میرسد و شتاب دادن به آن تا سرعت نور و حتی بیشتر از آن کار سهل و آسانی است . از لحاظ ریاضی می توانیم چنین بیان کنیم که بشقاب پرنده‌ها به نوعی با کسری جرم نه جرم منفی مطلق مواجه میشوند یعنی چیزی شبیه به همان پیش بینی جرم سکون صفر برای فوتون در نظریه نسبیت ، چرا که سرعت انتقال طولی فوتون معادل سرعت نور است و اگر حرکت موجی یا خطی آن را در نظر گرفت سرعت آن چند برابر سرعت نور میشود . اینها همگی بیانگر این واقعیت است که قوانین نسبیت برای اجرام با گرانش مثبت وضع شده است و این قوانین نمی توانند در مورد اجرام با گرانش منفی صادق باشند برای اینکه با پدیدار شدن میادین گرانشی منفی ، حقایق و تعاریف فیزیکی به گونه‌ای دیگر است . نام این مکان را میتوانیم حباب ضد گرانشی نام گذاری کنیم و صد البته  قوانین فیزیک کلاسیک نیز درون و پیرامون آن اعتبار نخواهند داشت .

مشکل دیگری که برای رسیدن به سرعت نور مطرح میشود ، مشکل مقاومت فضا است ، یعنی مشکل مشابهی که قبلا برای هواپیماها وجود داشت یعنی مشکل مقاومت هوا که این مشکل با حذف ملخ و استفاده از موتور جت و بهره گرفتن از اشکال ایرودینامیک و همچنین افزایش ارتفاع پرواز حل شد ، در مورد بشقاب پرنده‌ها هم اینچنین است آنها با تغییراتی در شکل هندسی بشقاب پرنده‌ها و استفاده از میادین الکترومغناطیسی و حباب ضد گرانشی و .... میتوانند بر بیشتر مشکلات چیره شوند و به سرعتهای بسیار زیاد و باور نکردنی دست یابند . اصولا سرعت حرکت نور در کیهان سرعت بسیار کندی به نظر میرسد و با سرعت نور نمی توان در کیهان جا به جا شد و سفر در کیهان نیاز به سرعتهای بسیار بیشتر از سرعت نور دارد که البته دسترسی به آن مقدور است و قوانین نسبیت نمی توانند هیچگونه محدودیتی اعمال کنند . شواهدی وجود دارد که یوفوها سفاین فضایی مادر هم دارند که در سفرهای طولانی از آنها استفاده می‌کنند .

به بیان دیگر همانطور که می‌دانیم میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی دو قطبی هستند ( مثبت و منفی ، N و S ) . قطب‌های همنام همدیگر را دفع ولی قطب‌های غیر همنام یکدیگر را جذب می‌کنند . اگر ما گرانش را یک میدان فرض کنیم ، آن تک قطبی است و جالب است که قطب‌های همنام همدیگر را جذب می‌کند . چنین تصور میشود که میدان گرانشی که ما شناخته‌ایم قطب دومی هم دارد که میبایست این دو قطب غیر همنام همدیگر را دفع کنند ، یعنی برعکس حالت قبلی مربوط به میدان الکتریکی یا مغناطیسی . به طور مثال :

F نیروی جاذبه ، G ثابت جهانی گرانش ، M1  M2  دو جرم از نوع مثبت و  r  فاصله مابین مرکز آن دو است . اینک یکی از اجرام  میبایست منفی شود تا نیروی جاذبه به دافعه ( ضد جاذبه ) تبدیل شود یعنی :

اینک این جرم منفی را وارد معادله هم ارزی جرم و انرژی نسبیت می‌کنیم ، مسلما حاصل کار انرژی منفی خواهد بود .

یعنی اگر ما بتوانیم میدان گرانش جسمی را صفر کنیم ، جرم آن مثل فوتون فرضی صفر میشود و با کوچکترین انرژی میتوان سرعت آن را به سرعت نور رساند ، ولی اگر میدان گرانش آن را منفی کنیم ، جسم از طرف میدان گرانش مثبت اجرام سماوی مثل زمین و خورشید پرتاب میشود ، آنهم بدون صرف هیچگونه انرژی ، و سرعت آن میتواند به بینهایت هم برسد . این پدیده واقعا در بشقاب پرنده‌ها دیده شده است ، شتاب ثقل 600 کیلومتر بر مجذور ثانیه البته تا جایی که رادارهای زمینی توان اندازه گیری داشته‌اند . چنین تصور میشود که این نیرو باعث شتاب در انبساط عالم میشود که آن را با تعاریف دیگری انرژی تاریک نامیده‌اند و ماهیت آن برای فیزیکدانان مبهم و ناشناخته است .

m جرم جسم در حال حرکت ، m0 جرم سکون جسم ، v سرعت جسم و c سرعت نور است . آنچه که اتفاق می‌افتد این است که با رسیدن به سرعت نور جرم به طرف منهای بینهایت میل می‌کند و نیروی دافعه نیز بینهایت خواهد شد یعنی :

یعنی بشقاب پرنده‌ها در عرض چند ثانیه از میدان گرانش منظومه شمسی و در عرض چند دقیقه از میدان گرانش کهکشان راه شیری به بیرون پرتاب میشوند .

تخلیه الکتریکی پیرامون بشقاب پرنده‌ها :

عکس شماره یک ، ابر نو اختری را نشان میدهد که مدتها پیش منفجر شده است ، همانطور که قبلا اشاره کردیم علت نورانی شدن گازها ، میدان الکتریکی قوی پیرامون جرم نوترونی است ، همین وضعیت میتواند برای بشقاب پرنده‌ها نیز روی دهد ، عکس شماره 2 - بشقاب پرنده در حال سکون بر فراز شهر است ، عکس شماره 3 - بشقاب پرنده در حال ایجاد هاله الکترومغناطیسی است 4 - تشدید میدان الکترومغناطیسی توام با یونیزه شدن شدید هوای پیرامون و پرتاب بشقاب پرنده با شتاب خیلی زیاد .

تصویر فوق عکسهایی از بشقاب پرنده‌ها است که در تاریکی شب گرفته شده‌اند .

همانطور که میدانیم رابطه نزدیکی مابین طوفانهای مغناطیسی خورشید و شفق قطبی وجود دارد برای اینکه طوفانهای مغناطیسی خورشید میتوانند در اتمسفر سیاره زمین القا شده و میادین الکتریکی بوجود آورند که این پدیده باعث تخلیه الکتریکی و یونیزه شدن و نور افکنی گازها میشود که در پیرامون بشقاب پرنده‌ها نیز همین روی داد اتفاق می‌افتد . در حقیقت بشقاب پرنده‌ها در خلاء خارج از سیاره زمین نور افکنی از خود ندارند و فقط در هنگام ورود به اتمسفر سیاره زمین از خود نور ساطع میکنند .  مبحث ( طرز تشکیل شفق قطبی )



نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:21 ق.ظ
نظرات() 

مردم ستاره ای

بذر ستاره ای : Star Seed
همه انسانهایی که روی زمین متولد می شوند لزوما اهل زمین نیستند. بعضی ها از سیارات و تمدنهای دیگری ( از کائنات دیگری) وارد شده اند و اگرچه با بدنی شبیه سایر انسانها دیده می شوند اما در حقیقت بسیاری از آنها شکل و صورت انسانی ندارند. بسیاری از آنها شباهت به حیوانات و موجودات مختلف دیگری دارند که اگر چه انسان به چشم می آیند اما با کمی دقت میتوانید شباهت چهره آنها را با یکی از حیوانات یا حشرات ببینید. بسیاری از آنها به سوی همان حیواناتی جذب می شوند که به آن شباهت دارند. مثلا افرادی که شباهت به دلفین دارند عاشق دلفینها هستند. برخی چهره ای شبیه مار دارند و به خزندگان علاقه نشان می دهند..الی آخر.


به غیر از این علائم دیگری هم هستند که یک فرزند یا بذر ستاره ای را از سایر انسانها متمای می کنند:
- حس تنهایی شدیدی دارند.
-احساس می کنند که متعلق به این مکان و این خانواده زمینی نیستند. یعنی شباهتی چه از نظر ظاهری وچه از نظر اخلاقی با مردم عام زمین ندارند.
-عاشق ستارگان هستند و حس می کنند که خانه واقعی شان جای دیگری است اما نمی توانند به خاطر بیاورند که کجاست.
-از سنین پایین شروع به زیر سوال بردن رفتار و زندگی زمینی می کنند. به قول معروف مثل گاو پیشانی سفید همه جا از دیگران متمایز هستند.
-علاقه زیادی به متافیزیک دارند و جواب سوالهایشان را در آن می جویند.
-اکثر فرزندان ستاره ای صورتی شبیه مادرشان دارند اما سایر مشخصات فیزیکی شان مانند پدرشان است ( یا برعکس) بستگی دارد که کدام والد واقعی باشد.
-درجه حرارت بدنشان همیشه پایین است و طاقت تحمل گرما ندارند.
-اکثر این انسانها دارای یک فاکتور خاص هستند و آن داشتن ژن مخصوص کریستال است. ژن کریستال فقط در فرزندان ستاره ای وجود دارد که برای برنامه ریزی ژنتیکی در هنگام معراج است. ( معراج یا متعالی شدن که قبلا در مورد آن صحبت شده.) زمانیکه این ژن فعال و متجلی شود درک حامل از وقایع اطرافش بالا رفته و قادر به دیدن و صحبت با موجودات سایر ابعاد و جهانها می شود.

والدین فرزند ستاره ای:

غالبا فرزندان ستاره ای دارای سه والد هستند. این شامل پدر و مادر زمینی و یک والد غیر زمینی می شود. مثلا ممکن است پدر واقعی غیر زمینی باشد که در این صورت پدر زمینی یک پدر خوانده محسوب می شود. البته مواقعی هم هست که فرزند ستاره ای دارای دو یا سه والدین غیر زمینی است که هر کدام بخشی از DNA خود را به فرزند بخشیده اند.

قراردادی بین والدین زمینی و غیر زمینی بسته شده که طبق آن والدین زمینی فرزند را دوست بدارند. گاهی اوقات هم هست که والدین زمینی خودشان فرزند ستاره ای هستند.
فرزند ستاره ای غالبا شبیه والدین زمینی اش طراحی می شود تا راحتتر در جمع خانواده پذیرفته گردد. در اکثر موارد والد غیر زمینی از نژاد انسانی نبوده چرا که گونه انسان جزو کمیابترین گونه ها در کائنات است.
دلیل این تولدهای برنامه ریزی شده چیست:
فرزندان ستاره ای در روی زمین نماینده تمدنهای خود هستند. هدفشان ساخت الگوهای جدید برای حل مشکلات روحی دنیای خودشان است.. مشکلاتی که تکامل روحی ساکنین سیاره خودشان را به تاخیر می اندازند.
طبق برخی گزارشات غیر رسمی ١۴۴ هزار تمدن مختلف افراد خود را به عنوان فرزندان ستاره ای به زمین می فرستند. این تمدنها به دقت افراد خود را زیر نظر دارند. والدین واقعی که ساکن دنیای دیگری هستند غالبا نقش راهنما و فرشته نگهبان و استاد معنوی را برای فرزندان خود روی زمین دارند. به همین دلیل است که اکثر فرزندان ستاره ای تجربیاتی از ملاقات با موجودات نامرئی از سنین خردسالی دارند. چرا که خانواده غیر زمینی آنها از راههای مختلفی برای ارتباط استفاده می کند. این دلیل دیگری برای حضور سفینه ها و کشتیهای فضایی بسیار زیادی در مدار زمین است.

ارواح وارد شده (مهمان): Walk-ins
ارواح وارد شده یا اشغالگر اصطلاحی است که در مباحث قبلی به آن اشاره کردیم. همیشه این ورود خوشایند نیست بنابراین تمام ارواح وارد شده به عنوان روح مهمان شناخته نمی شوند بلکه بسیاری از آنها ارواح اشغالگری هستند که به دلایل کاملا خودخواهانه وارد بدن انسان می شوند. به عنوان توضیح بیشتر باید اضافه کنم که این ارواح مردم ابعاد دیگر هستند که وارد بدن یک شخص زمینی می شوند. برخی معتقدند که قراردادی به این منظور با صاحب بدن زمینی در زمان قبل از تولد بسته شده و این عمل با رضایت میزبان صورت می گیرد. ( توضیح از مهر : “ارواح وارد شده وارد بخشی از کالبد انسان می شوند . این کالبد می تواند اثیری ، علی ، ذهنی و .. باشند . روشن است که رویت این کالبدها با جشم فیزیکی و بدون تمرینات کافی ممکن نیست .
بعد ازورود این ارواح عملیات آنها شروع می شود . انسان دچار حالتهای عجیب و غریبی می شود مثل خشم آنی ،میل به خرابکاری ، شهوت زیاد ، دیدن کابوس و … هدف اصلی آنها تسخیر روح وبعد جسم انسان است . کالبدها مثل حفاظ روح عمل می کنند . وقتی آسیب دیدند روح هم آسیب می بیند و به اصطلاح تسخیر می شود . این تسخیر شدگی بعدها روی جسم هم اثر می گذارد وبه اصطلاح آن را دفرمه ( بد ریخت ) می کند . نهایت کار جنون است . بیشتر انسانها با اشتباهاتی که مرتکب می شوند باعث ورود اینها می شوند . اگر به بیمارستان روانی سری بزنید می توانید انبوهی از این نوع انسانها را ببینید
“.)
بعضی از این ارواح وارد بدنهای جوان می شوند. دلیلش این است که روح فردی که وارد بدن زمینی می شود به قصد تجربه احساسهای کودکی و نوجوانی وارد شده است و درک آنها برای مراحل بالاتر ماموریت این ارواح لازم بوده است.
آیا این ارواح زندگی قبلی خود را به یاد می آورند:
خاطرات ارواحی که وارد جسم کودکان می شوند تا سن بزرگسالی پنهان هستند ولی بعد از بیست سالگی غالبا خاطراتی از گذشته با یاد می آورند.
اما اکثر ارواح به بدن انسانهای میانسال وارد می شوند. این به آن دلیل است که می خواهند از تجربیات زندگی و پختگی افکار روح زمینی هم استفاده کنند.
انواع ارواح وارد شده:
١- مواردی که تبادل کامل انجام شده. یعنی روح میزبان بدن را ترک می کند و روح مهمان وارد آن می شود.
٢-مواردی که روح میزبان برای مدت کوتاهی همراه روح مهمان باقی می ماند و با او ارتباط دارد.
٣-مورد آخر بسیار نادر و کمیاب است و آن حالتی است که روح میزبان بدن را موقتا ترک می کند تا روحی از دنیای دیگر وارد بدن او شود و خوش نیز وارد بدن روح مهمان در دنیای دیگر می شود و به جای او فعالیت می کند تا زمانی که کار روح مهمان در اینجا تمام شود و دوباره به بدن خودش بازگردد. این تبادل در میان شفادهندگان و جادوگران دنیای قدیم رواج داشته است که برای داشتن مهارتی نیاز به کمک روح شخص دیگری از دنیای دیگری داشتند و این تبادل را به مدت چند ساعت انجام میدادند.

علائم یک روح مهمان:
-معمولا پس از رخ دادن یک حادثه تلخ مانند بیماری یا تصادف ماشین و بیهوشی این تبادل صورت می گیرد و شخصی که به هوش آمده تا حدود زیادی با شخص قبل از تصادف تفاوت دارد. اکثر تعویضات روحی زمانی رخ می دهند که فرد بیهوش باشد یا از خود بیخود باشد.
-درد شدید و ناگهانی در گردن و شانه ها که قبلا سابقه نداشته علامت ورود روح دیگری به بدن است.
-در میان افراد خانواده احساس بیگانگی می کند و خانواده هم حس میکنند که او دیگر خودش نیست.
-از دست دادن بخشی از حافظه و مشکل در حرف زدن.
-تغییر ناگهانی علایق نسبت به انواع غذا یا لباس پوشیدن یا رنگهای مورد علاقه.
-از دست دادن ناگهانی انگیزه و علاقه به شغل و سرگرمیهایش. جایگزین شدن آنها با علاقه شدید به ماورا و کارهای عرفانی.
-تغییر ناگهانی رفتار با اعضای خانواده و دوستان. به اتمام رسیدن رابطه زناشویی و ایجاد روابط جدیدتر با دیگران.
-طلاق در این موارد در عرض ٢ سال بعد از وارد شدن روح مهمان صورت می گیرد.
-داشتن این تفکر که دارای ماموریت و وظیفه مهمی هستند اما دقیقا آن را به خاطر نمی آورند.
-برخی از آنها خاطرات روشنی از زندگی خود در کشتی فضایی و سیاره مادر خود دارند.
-معمولا همه آنها ژن کریستال دارند.
توجه داشته باشید که صرفا داشتن یک یا چند علامت به معنی تعویض روح فرد نیست بلکه باید تمام شرایط ذکر شده بالا در عرض مدت بسیار کوتاه و پس از بیهوشی صورت گرفته باشد تا بتوان نتیجه گرفت که روح کسی تعویض شده است.

نقش این ارواح چیست:
ارواح مهمان کار سخت تری نسبت به فرزندان ستاره ای دارند چرا که اکثر زندگی خود را در دنیای متفاوتی گذرانده اند و بعد ناگهان به زمین آمده اند تا بخش آخر زندگی خود را طی کنند. این ارواح اگر صلح جو باشند به صورت راهنما و انسانهای با استعداد از اواسط میانسالی شروع به پیشرفت در زندگی و کار می کنند و رفتار بسیار متفاوت و متعالی دارند. اما اگر ارواحی باشند که از راههایی مانند جادو و تسخیر به این دنیا دعوت شده اند می توانند ایجاد دردسرهای زیادی برای خانواده و اطرافیان فرد بکنند علاوه بر اینکه باعث مرگ زودرس روح میزبان نیز می شوند. در برخی موارد اگر طلسم خیلی قوی نباشد روح میزبان فقط به گوشه ای رانده می شود اما به قتل نمی رسد و در صورت باطل شدن سحر می تواند دوباره به بدن خود برگردد.

کارگران نور: Light Workers
کارگران نور مردمی هستند که تصمیم دارند به معراج و متعالی شدن همه سکنه زمین کمک کنند. کسانی هستند که در زمینه های روحی بسیار فعال هستند.
همگی کارگران نور از فرزندان ستاره ای و ارواح مهمان نیستند. برخی از آنها انسانهای اتری از نژاد سریانی Sirians و آریونی Orions هستند که همگی بازماندگان سیاره زمین قدیمی (لیران Lyran) می باشند و پس از اولین جنگ بزرگ کهکشانی First Great Galactic War به سیارات دیگر کوچ کردند.

علائم کارگران نور:
- بیداری و آگاهی روحی را تجربه می کنند.
- علاقه و اتصال زیادی با سیاره زمین دارند و میل راوانی به کمک کردن به آن.
-ادامه دارد.
منابع: Star People By Brad Steiger
books by Jelaila Starr :We are the Nibiruans
Return of the 12th Planet
The Mission Remembered

__________________


با توجه به مشخصاتی که از بذر ها و فرزندان ستاره ای گفتیم شاید به نظر بیاید که افراد زیادی در این مجموعه قرار می گیرند و از میان آنها بسیاری به دنبال رسیدن به حقیقت نیستند بلکه شغلهایی دارند که ارتباطی با عرفان و رستگاری ندارد. برای روشن شدن این مسئله باید بگویم که :
١- صرفا شباهت ظاهری به موجودات غیر انسانی به معنای آن نیست که فردی غیر زمینی است. بسیاری از گونه های غیر زمینی که از دوران باستان اینجا سکونت دارند و زاد و ولد کرده اند امروزه در میان ما زندگی می کنند و من فکر می کنم که پس از هزارن سال سکونت در این سیاره باید آنها را زمینی قلمداد کنیم چرا که آنها از سفر به دنیاهای خود محروم هستند و تمام خصوصیات انسانی را بر اثر ادغام شدن با زمینیان به ارث برده اند.
در دوران مهد کودک من دوستی داشتم که چهره و فرم صورتش کاملا با حشره ای به نام راهبک مطابقت داشت و حتی باعث ترس برخی از بچه ها می شد. یا همکلاسی هایی داشتم با چشمان بی نهایت بزرگ مانند نژاد خزندگان ولی غالبا شباهتها به شیر- گربه و میمون بسیار بود و هست. بنابراین جدای از مسئله بذرهای ستاره ای مقوله دیگری هم هست و آن مخلوط شدن ژنوم زمینیان با انواع و اقسام مسافران فضایی در طول صدها هزار سال است و معروفترین آن داشتن چشمهای آبی و سبز و موهای بور است که از غیر زمینیان به ما رسیده است.
٢- بسیاری از این افراد تا میانسالی متوجه نمی شوند که انسان نبوده بلکه متعلق به گونه های دیگر هستند. تعدادی از آنها که این مسئله را می دانند امکان ندارد نزد شما و من اعتراف کنند. بنابراین بسیاری از کودکان و جوانانی که دارای مشخصات ستاره ای هستند تا سنین بالا موفق به دریافت و درک وظایف خود نیستند. دلیل آن محدود بودن قوای بدن انسانی و پایین بودن فعالیت مغزی در انسانها به اضافه مشکلات حاشیه ای زندگی در زمین ( از قبیل مشکلات اقتصادی- اجتماعی- اخلاقی- فیزیکی و خانوادادگی )است.
٣- حضور یک بذر ستاره ای روی زمین لزوما به این معنا نیست که او فرد خوب و قابل اعتمادی خواهد بود. ( خوب بر اساس معیار زمینی). بسیاری از این بذرها با ماموریتهای خاصی آمده اند و از هیچ کاری برای رسیدن به هدف خود فروگذار نمی کنند. همه این بذرها برای بهتر کردن شرایط زمین نیامده اند بلکه وظیفه آنها مربوط به سیاره و دنیای خودشان است. گاهی اوقات در این میان سودهایی برای زمینیان در نظر گرفته می شود تا از این مردمان ستاره ای به خوبی و نیکی یاد شود.

چالشهای فرزندان ستاره ای:
زندگی روی زمین برای ساکنین بومی طاقت فرساست چه برسد به موجوداتی آگاه و پیشرفته که مجبور باشند در یک قفس کوچک به نام جسم -خود را محبوس کنند. اما برای درک برخی مفاهیم که فقط روی این سیاره وجود دارند لازم است که این ارواح مدتی را در اینجا سپری کنند تا به چیزهایی مانند درد- گرسنگی – تشنگی – بیماری و یتیمی و …پی ببرند. هر روح بسته به مدت زمانی که برای دریافت معانی لازم دارد در این دنیا می ماند. برخی از ارواح بلافاصه بعد از ورود و در نوزادی اینجا را ترک می کنند چرا که نیاز آنها فقط درک و دیدن زندگی نطفه و تولد بوده است. به همین ترتیب تا هر مرحله ای از زندگی زمینی را که برای کامل کردن تحقیقات خود نیاز دارند طی می کنند و پس از اتمام کار از اینجا می روند.
این افراد کودکی بسیار سختی را می گذرانند. غالبا مواردی مانند تنهای- بی اعتنایی و سوء استفاده شدن را تجربه می کنند. ترسهای زیادی را از بچگی با خود دارند. اگرچه که قبل از تولد از همه این موارد آگاه بودند اما پس از تولد به دلیل محدودیتهای فیزیکی ( عدم تکلم- عدم توانایی در راه رفتن و فهمیدن زبان و…) قادر به کنترل ضعفها و ترسهای خود نیستند.
قبلا به دلیل ورود این بذرها به زمین اشاره کردیم : حل مشکلات دنیای خودشان
برخی از این دنیاها مورد هجوم تمدنهای دیگر هستند. برخی در چاله ای از زمان حبس شده اند و قادر به خروج از آن نیستند. برخی به دلیل ادغام شدن با کائنات و پیشرفت روحی توانایی تولید مثل خود را از دست داده اند و در حال انقراض هستند. سایرین دچار DNA ناقص هستند و نسلهای ضعیف و ناقصتری را به وجود آورده اند. از آنجا که به بن بست رسیده اند و قادر به حل این مشکلات نیستند به سوی زمین می آیند و جوابهای خود ا در اینجا جستجو می کنند.
زمین سیاره ای است که این مهلت را به آنها را می دهد که در زمان به عقب برگردند و تغییراتی را در دنیای خود ایجاد کنند تا این مشکلات هرگز برایشان رخ ندهد. در این میان DNA آنها با زمینیان می آمیزد و برای همین است که ساکنین زمین دارای کدهای ژنتیکی بسیار متنوعی هستند که از هزار گوشه کائنات جمع شده اند. حتی گونه هایی که دیگر در جهان منقرض شده اند را می توان در زمین یافت. در این کدهای ژنتیکی تمامی تاریخچه زمانی و مکانی کل کائنات ضبط شده و در واقع کتاب تاریخی است از همه ارواحی که به اینجا مسافرت کرده اند.
چگونگی فرستادن بذرها به زمین:
هر دنیایی که نیاز به فرستادن بذر ستاره ای دارد درخواستی را به همراه برنامه ای که برای هر روح در نظر دارد به کنسول کهکشانی می فرستد. قرارداد بر این است که هر روح در ازای فرستاده شدن به زمین باید به دنبال چاره و حل مشکلات دنیایش باشد. بزرگترین نقص این است که پس از تولد تمامی خاطرات آنها از یادشان می رود. بنابراین باید راهی پیدا کرد که ماموریت را به آنها یادآوردی نماید. در بسیاری موارد خواهر و برادران یک خانواده همگی از یک خانواده غیر زمینی آمده اند و با هم ارتباط خوبی دارند.
این ارواح از میان میلیونها سکنه سیاره خود برای انجام ماموریت انتخاب شده اند. ملاک این انتخاب هنوز روشن نیست ( شاید پارتی بازی !)

چالشهای کارگران نور و ارواح مهمان :
هر فردی که تشنه دانستن در مورد عوالم پنهان است و راه روحانی را برای زندگی اش انتخاب می کند و خود را وقف گسترش حقیقت – آگاهی -متافیزیک در میان زمینیان می کند یک خدمتکار نور محسوب می شود. غالبا بذرهای ستاره ای و ارواح مهمان این نقش را بر عهده می گیرند اما در برخی موارد یک فرد زمینی هم می تواند به این درجه از آگاهی روحی برسد.
این افراد یک سیر تکاملی را در زندگی طی می کنند به این ترتیب که از سن خاصی شروع به یادگیری اصول ادیان مختلف کرده و کم کم به دنبال دلایل منطقی برای رد کردن آنها می پردازند. دچار سردرگمی می شوند.گاهی طرف نور را میگیرند گاهی طرف تاریکی را بر می گزینند و مرتب در این میان بالا و پایین می روند و نتایجی را که گرفته اند بررسی می کنند. در این میان دچار مشکلات عمده در روابط و دوستیهای خود می شوند. به سر و وضع و سلامت خود فکر نمی کنند و به فکر پول در آوردن هم نیستند.
احساسات و عواطف آنها غالبا با عقاید زمینی تفاوت دارد و به همین دلیل سوء تفاهمهای زیادی بین آنها خانواده و دوستانشان پیش می آید. برای مثال اکثر آنها توانایی برقراری ارتباط با زمینیان را ندارند.خانواده و جامعه آنها را بخاطر برگزیدن راه متفاوت سرزنش می کنند . افکار و اهداف آنها را زیر سوال برده و مسخره می کنند. زمینیان آنها را برای درک نکردن احساساتشان مقصر می دانند.
متاسفانه سختترین چالش در برابر این افراد یاد گرفتن راهی برای ارتباط با فرهنگ و امیال زمینیان است. آنها در این زمینه دچار ضعف هستند و همیشه در جمع تنها می مانند چون تعداد افراد مشابه آنها بسیار کم است.

براد ستیگرBrad Steiger در کتاب مردم ستاره ای مشخصات جامعتری از این دسته افراد ارائه می دهد:
-۶۵% زن و ٣۵% مرد هستند.
-چشمهای با نفوذ دارند.
-کاریزماتیک و جذاب هستند.
-به برق و میدانهای برقی بسیار حساسند.
-دمای بدنشان همیشه از نرمال پایینتر است
-سینوزیت مزمن دارند
-حساسیت شدید به صدا- نور و بو دارند
-مفاصل ورم کرده و دردناک دارند
-درد در پشت گردن
- حالشان در رطوبت بالا بد می شود
-از یک بیماری مرگبار جان سالم به در برده اند
-دچار تصادف و واقعه ای تلخ شده اند
-احساس می کنند که باید ماموریتی را به پایان برسانند
-احساس یکی بودن با کائنات را دارند
-مشکلات عمده در بیان افکار و احساسات خود دارند
-تمام آنها به حیات روی سیارات دیگر ایمان دارند
-باور دارند که قبلا روی سیاره دیگری در جهان دیگری زندگی کرده اند و خاطرات خود را به یاد می آورند
-از سنین پایین ارتباط با موجودات غیر زمینی یا شخصیتهای اسطوره ای و دینی را تجربه کرده اند.
-موجودات فضایی را ملاقات کرده اند.
-قدرت تله پاتی با این موجودات را دارند.
-پیامهایی را از فرکانسهای بالا دریافت می کنند.
-حتما تجربه خارج شدن از بدن یا فرا فکنی دارند.
-احتمالا مرگ را از نزدیک لمس کرده اند
-به وجود فرشته نگهبان و راهنما باور دارد
-عقیده دارند که بعد از ظهور یک شخصیت مقدس به آنها برکت داده شده
-یک تجربه دینی مهم دارند
-به یک خالق یا منبع انرژی جهانی اعتقاد دارند
-به معجزه باور دارند
-در کودکی دوستان نامرئی داشته اند
-یک جن یا پری را ملاقات کرده اند
-دیدن روح را تجربه کرده اند
- از وجود دنیاهای دیگری به موازات این دنیا مطلع هستند
-با فرد فوت شده ای ارتباط داشته اند
-به تناسخ باور دارند
-خاطرات زندگی گذشته یا خاطراتی از دنیای موازی را به یاد دارند

-قدرت انرژی درمانی بر روی خود یا دیگران را دارند
-در طول مدیتیشن نور سفیدی دیده اند
-تجربه دیدن آینده و شنیدن صداهای دور را دارند
-پیشگوییهایی کرده اند که درست از آب درآمده
-هاله انرژی را می بینند.

اخلاق در فرزندان ستاره ای:

فرزندان ستاره ای غالبا در کودکی دچار افسردگی می شوند. دلیل آن بیزار شدن از سیستمهای زمینی است. این ارواح پیشرفته معیارهای سنجش زمینی را برای نظم و انضباط یا هوش و احترام گذاشتن به قوانین قبول ندارند.
نظم داشتن در میان این کودکان بسیار نادر است چرا که به چنین مسائل جانبی کمتر توجه می کنند و هدفشان پیدا کردن راه بزرگتری در زندگی است. این کودکان به هیچ وجه نرمال نیستند و با سایر کودکان زمینی کنار نمی آیند. اما غالبا بعد از فشارهایی که سیستم تحصیلی اجباری بر آنها وارد می کند ناچار می شوند هدفهای والای خود را فراموش کنند و تن به خواسته های نظام رایج بسپرند.
اخلاق آنها بارها در طول روز تغییر می کند. برخی روانپزشکان آنها را چند شخصیتی فرض می کنند.
برخی از این کودکان از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند.
از دیگر مشخصات این کودکان این است که می توانند هم زمان چندین کار را به طور موفقیت آمیز انجام دهند. مثلا در حال گوش دادن به موسیقی مسائل ریاضی را حل کنند و همزمان به تلویزیون و صحبتهای پدر و مادشان هم گوش دهند. یا در یک زمان به چندین مقوله متفاوت علاقه نشان دهند و روی آنها کار و فکر کنند. در کل فرزندان ستاره ای مغز پر گنجایش و روح تشنه ای دارند و مداوم به دنبال نبردها و فعالیتهای بزرگتر در زندگی هستند.
توجه داشته باشید که کودکان زمینی نیز می توانند در حال تماشای تلویزیون ریاضی حل کنند. معمولا زمینیان سعی می کنند کارهای افراد موفقتر از خود را در کلاس تقلید کنند که همیشه نتیجه مثبتی به همراه ندارد.
باز هم توجه کنید که شاگر ممتاز بودن در مدرسه علامت ستاره ای بودن نیست. اغلب بچه های ستاره ای از درس خواندن لذتی نمی برند و سیستم آموزشی را زیر سوال می برند. فرزندان زمینی بر خلاف آنها بدون کوچکترین سوال یا مخالفتی در برابر دستورات سر خم می کنند.

بسیاری از این افراد در فهم و درک زبان و نوشتن الفبا و خط کشور خود دچار مشکل می شوند. به این معنی که برایشان بسیار بیگانه است و هیچ وقت هم به آن عادت نمی کنند. بسیاری از آنها با زبان دیگری احساس نزدیکی می کنند که در کشور خودشان صحبت نمی شود. همین مسئله نیز باعث می شود در ابراز افکار و احساسات خود به زبان مادری عاجز باشند اما اگر زبانهای دیگری یاد بگیرند می توانند به راحتی صحبت کنند.
با تشکر بسیار از شیرین


نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:18 ق.ظ
نظرات() 


 

 

                                                                               

 

 

.: مشاهدات نیل ارمسترانگ و ادوین الدرین اولین انسانهایی که پا بر کره ماه نهادند :
طبق اظهارات نیل ارمسترانگ موجودات پیشرفته فرازمینی دارای پایگاههایی در کره ماه هستند و وقتی این فضانوردان برای اولین بار به کره ماه رفتند فرازمینیها هشدارهایی مبنی بر ترک ماه به انهادادند. این
فضانوردان مدت کوتاهی پس از فرود تاریخی خود بر سطح ماه در 21 جولای 1969 بشقابهای پرنده ای را مشاهده کردند. همچنین طبق اظهارات یکی از کارمندان ناسا بنام اتو بایندر وی مکالماتی را به شرح زیر توسط دستگاههای گیرنده رادیویی وی اچ اف خود دریافت کرد که بین فضانوردان اپولو و مرکز فرماندهی در جریان بود:
ناسا: انجا چه میبینید؟ (مرکز کنترل خطاب به اپولو11)
اپولو11:اینها خیلی بزرگند قربان! بسیار عظیم الجثه! خدای من باور نمیکنید!من به شما میگویم که سفاین فضایی دیگری نیز بیرون ماه هستند. انها دورتر از دهانه اتشفشان ماه در یک ردیف قرار دارند.

پروفسوری معروف که نخواست نامش فاش شود در جریان یک سمپوزیوم ناسا مصاحبه ای کوتاه با نیل ارمسترانگ داشته که بخشی از ان بشرح زیر است :
پروفسور:واقعا چه اتفاقی در جریان پرواز اپولو11 رخ داد؟
ارمسترانگ: باور کردنی نبود. البته ما همیشه میدانستیم که امکان برخورد با بیگانگان فضایی وجود دارد.
پروفسور:منظورتان از اینکه به شما هشدار داده شده چیست؟

ارمسترانگ:نمیتوانم وارد جزئیات شوم.تنها به همین اکتفا میکنم که انها از هر لحاظ بر ما برتری دارند. اکنون هیچ شکی در مورد وجود پایگاه در ماه وجود ندارد.
پروفسور:اما ناسا بعد ها پروازهای دیگری را نیز به ماه داشته است.
ارمسترانگ:طبیعتا! اما ناسا در همان زمان متعهد شده بود که ازایجاد هر گونه هراس در میان مردم زمین خودداری کند و سفرهای بعدی تنها یک رفت و برگشت کوتاه بود.

 

جالب است بدانید ارمسترانگ خبری را به مرکز کنترل مخابره نمود مبنی بر این که پس از فرود کپسول فضایی در ماه انها دو شئ عجیب و بزرگ در حال مراقبت از انها بودند. این بخش از گزارش که ان زمان بطور مستقیم برای مردم جهان پخش میشد سانسور گردید و نتها ایستگاههای معدودی در سراسر دنیا ان را رد یابی کردند. فضا نوردان از این اشیا عکسها و فیلمهای جالبی نیز گرفتند که بعضی از انها فاش شده اند.

 

                                                  

                                             

 

 

.: مشاهدات سرهنگ گوردون کوپر:
سرهنگ گوردون کوپر که یکی از معتقد ترین افراد به وجود بشقاب پرنده هاست یکی از فضانوردان فضاپیمای مرکوری و اخرین امریکایی که به تنهایی در فضا راه پیمایی کرد در15 می 1963 توسط کپسول مرکوری به فضا پرتاب شد. قرار بود وی 22 مدار را دور کره زمین طی کند.
در جریان طی اخرین مدار سرهنگ گوردون کوپر طی تماسی با مرکز رهگیری سفینه در موچه آ (استرالیا) اعلام نمود که یک شئ درخشان برنگ سبز را که بسرعت از جلو به کپسول وی نزدیک میشود مشاهده میکند. این شئ توسط رادار مرکز رهگیری نیز رد یابی شد.
وقتی سفینه فرود امد به کلیه گزارشگران تذکر داده شد که از پرسیدن هر گونه سوال راجع به بشقاب پرنده بطور جدی خودداری کنند.
ده سال پیش از ان نیز کوپر در جریان هدایت یک فروند بر فراز اسمان المان غربی یک شئ متالیک
Sabre F-68 جت دیسکی شکل را مشاهده نمود که قادر بود سریعتر از هرجنگنده ای در ان زمان پرواز کند و مانور های اعجاب انگیزی انجام دهد.
وی در یک مصاحبه ویدیویی چنین میگوید :

طی سالهای متمادی من با یک راز زندگی کرده ام! رازی که در قلب تمامی فضانوردان وجود دارد. اکنون میتوانم فاش کنم که هر روز در اکریکا رادارهای ما قادر به ثبت اشیا پرنده ناشناخته ای هستند که ماهیت انها برای ما نامشخص است....




نوشته شده توسط :آرش آزادی
پنجشنبه 28 مرداد 1389-02:17 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2